راز جمجمه ۳۰۰ هزار ساله یونانی: نه انسان، نه نئاندرتال!

اگه فکر می‌کنی همه چیز در مورد پیشینیان انسان‌ها رو می‌دونیم، صبر کن این داستان عجیب رو گوش کن! ماجرای یه جمجمه خیلی مرموز توی یه غار قدیمی توی شمال یونان – به اسم غار پتراژونا – درست مثل یه سریال جناییه که هنوز حل نشده.

همه‌چی از سال ۱۹۶۰ شروع شد، وقتی یه جمجمه باحال که حتی یه استالاگمیت (یکی از اون ستونای آهکی که تو غارها رشد می‌کنن) از تو سرش دراومده بود، چسبیده به دیوار غار پیدا شد. کلی دانشمند جمع شدن که بدونن دقیقاً این جمجمه مال کیه. آیا یه انسان بود؟ یا یه نئاندرتال (نئاندرتال‌ها یکی از اقوام باستانی ما بودن که الان منقرض شدن)؟

حالا بعد از کلی دعوا سر سن و سالش، بالاخره تو یه تحقیق جدید که اوایل تابستون ۱۴۰۳ چاپ شده، دانشمندها اومدن سن سنجیده‌شده‌ی یه لایه کلسیت رو که از جمجمه زده بیرون بررسی کنن. کلسیت یه جور ماده معدنیه که تو غارها زیاد پیدا میشه و وقتی روی چیزی می‌نشیند، می‌تونه مثل یه ساعت طبیعی برای سن‌سنجی عمل کنه!

برای این کار، اونا از روشی به اسم “تعیین سن با سری‌های اورانیوم” استفاده کردن. یعنی چی؟ یعنی اندازه می‌گیرن اورانیوم توی کلسیت چقدره و این اورانیوم توی مدت زمان خاصی تبدیل به یه عنصر دیگه به اسم توریم می‌شه. با نسبت این دو تا می‌فهمن چند سال گذشته است. جواب شگفت‌انگیز بود: سن لایه کلسیت چیزی حدود ۲۸۶ هزار ساله و مطمئناً دست‌کم ۲۷۷ هزار سال پیش ایجاد شده! یعنی این جمجمه حداقل حدود ۳۰۰ هزار سال قبل اونجا بوده. البته احتمالاً سنش حتی بیشتر هم هست، اگه این لایه کلسیت دیرتر روش ایجاد شده باشه.

اما نکته جالب اینه که این جمجمه، نه شکل انسان امروزی داره (یعنی Homo sapiens، همون ما خودمون!) و نه فرم نئاندرتال‌هاست. پس مال کیه؟ دانشمندها معتقدن این یکی به یه گروه دیگه از انسان‌نماها به اسم “هومو هایدلبرگنسیس” تعلق داره. به زبون ساده، Homo heidelbergensis یه جورایی همسایه هم‌عصر نئاندرتال‌ها تو اروپا بودن و خصوصیات صورت و بدنشون هم بین انسان و نئاندرتال قرار می‌گیره.

کریس استرینگر که یکی از دانشمندهای مهم این تحقیق و انسان‌شناس موزه تاریخ طبیعی لندن هم هست، می‌گه این جمجمه هم از نظر ظاهری با انسان و نئاندرتال فرق داره، هم از جهت سنش خیلی باحاله؛ چون نشون میده که این نوع انسان‌نماها تو همون زمانی که نئاندرتال‌ها داشتن تو اروپا تکامل پیدا می‌کردن، اینجا حضور داشتن و حتی کنار هم زندگی می‌کردن.

جمجمه پتراژونا که گاهی بهش “مرد پتراژونا” هم می‌گن، ظاهراً مال یه مرد جوان بوده – اینو از اندازه و ساختار استخون‌ها و دندوناش فهمیدن که ساییده‌شدن متوسطی داشتن (یعنی نه بچه بوده، نه خیلی پیر).

نکته بامزه اینه که به‌خاطر اینکه گزارش‌های خوبی از زمان کشف و محل اصلی جمجمه وجود نداره، خیلی‌ها مطمئن نبودن واقعاً چقدر اونجا مونده. اما شواهدی هست که نشون میده همین لایه‌های کلسیت روی دیوار غار هم وجود داشتن و احتمالاً جمجمه با همین مواد به دیوار چسبیده بود.

یه چیز جالب دیگه اینه که نرخ رشد کلسیت تو این غار احتمالاً زیاد بوده. پس این‌طور هم نیست اون جمجمه مدت خیلی زیادی بدون آهک مونده باشه و بعد روش آهک بشینه. احتمالاً خیلی زود پوشیده شده و همین باعث میشه اون برآورد سن سه‌صد هزار ساله حسابی منطقی به نظر بیاد.

باحال‌تر اینکه یه جمجمه مشابه تو آفریقا هم پیدا شده به اسم “جمجمه کاوبه” (Kabwe) که اونو هم به هومو هایدلبرگنسیس ربط میدن و سنش حدود ۲۹۹ هزار سال تخمین زدن. یعنی این دو جمجمه قدیمی، یکی تو اروپا و یکی تو آفریقا، نشون میدن داستان تحول بشر خیلی پویاتر و پیچیده‌تر از اونیه که فکرش رو می‌کردیم و همسایه‌های انسان‌های امروزی، خیلی مختلف و جورواجور بودن.

خلاصه اینکه هرچه بیشتر از این جور فسیل‌ها پیدا می‌شه، می‌فهمیم شاخه‌های “درخت خانوادگی انسان” اصلاً به این سادگی نبوده و پر از شاخه‌های عموزاده و خواهرزاده است؛ یه جور “رودخانه با شُعبه‌های زیاد” بوده نه یه شاخه صاف و مستقیم.

اگه دوست داری بیشتر بدونی، بدون که این تحقیقات باعث شدن بعضی دانشمندها همه قاعده‌ها رو درباره‌ی منشأ ما انسان‌ها عوض کنن و بگن اصلاً منطقی نیست که بگیم “همه ما یک منشأ خاص داشتیم”! فهمیدن رمز و راز اجدادمون فقط با کنار هم گذاشتن این کشفیات باحاله که دنیا رو برای ما روشن‌تر و جذاب‌تر می‌کنه.

منبع: +