خب بچهها، بذارین یه داستان خفن براتون تعریف کنم که نصفش باحال، نصف دیگش خندهداره! تا حالا فکر کردین بجای فلش و هارد، اطلاعاتتون رو بسپرین به یه پرنده؟
یه موسیقیدان و اهل علم به اسم Benn Jordan اومده بود یه آزمایش عجیب انجام بده: دوست داشت ببینه یه پرنده — دقیقترش یه «سار جوان» (یه نوع پرنده آوازخون باهوش) — میتونه نقش حافظه زنده رو بازی کنه یا نه. یعنی اطلاعات رو به شکل صدا یاد بگیره و بعداً همون صدا رو اجرا کنه تا بهش دسترسی داشته باشیم. اینجا منظور از حافظه، همون storage خودمونه، مثل هارد یا فلش.
داستان جالبه اینه که این پرنده رو وقتی کوچولو بوده پیدا کردن و چون کنار ریل قطار، توی سر و صدا بزرگ شده، اصلاً از شنیدن صداهای عجیب غریب نمیترسیده. حتی راحتتر میتونسته صداهایی رو یاد بگیره که پرندههای دیگه شاید سمتش نرن، مثل حرف زدن با اکو یا صداهای مکانیکی.
حالا آزمایش چجوری بوده؟ اومدن یه نقاشی ساده (فرمت PNG) رو با یه روش خاص به صدا تبدیل کردن. اصطلاحش میشه «encoding به موج صوتی با spectral synthesizer»، که خلاصه یعنی تبدیل تصویر به یه صدای خاص.
Jordan این صدای رمزگذاریشده رو چند بار برای پرنده پخش میکرد، یه جورایی داشت سعی میکرد «عکس رو بندازه تو مغز پرنده از طریق گوشش»! یعنی آپلود اطلاعات به روش پرندهای!
حالا اتفاق جالب کجا افتاده؟ بین کلی ساعتی که داشتن صدای پرنده رو ضبط میکردن، یهدفعه دیدن پرنده داره یه چیزی میخونه که شکل موجش خیلی شبیه همون تصویر اولیهس. یعنی بعد از یه مدت، خودش شروع کرده این موج صوتی رو دوباره تولید کنه.
Jordan حساب کرد که تقریباً ۱۷۶ کیلوبایت اطلاعات خام رو تونسته با این روش منتقل کنه، یعنی پرنده همون محدودهی فرکانسی فایل اصلی رو اجرا کرده. اون با حسابهای خوشبینانه گفته شاید شده باشه ۲ مگابایت بر ثانیه سرعت انتقال اطلاعات! (مثلاً اگه فشردهسازی کنیم و فرض خیلی خوشبینانه بگیریم)
البته بیایید خودمونی باشیم: این اعداد و ارقام، بیشتر جنبه فان و تئوری دارن. چون خب DNA storage به تکنولوژی ذخیره اطلاعات توی مولکول DNA میگن که خیلی با کلاستر و پایدارتر از این کاراست، اما حتی اونم سرعتش نصف این چیزی نیست که برای پرنده فرض شده. ولی خب قابلیت اطمینان کجا، این کار کجا!
مشکلاتش هم زیاده! مثلاً اگه بخوای اطلاعات رو از این سار دوستداشتنی پس بگیری زور داره! نه حالت هارد داری که هر وقتی دوست داشتی بش سوییچ کنی، نه امنیتش رو داری که قفل بذاری، تازه ممکنه طرف اطلاعاتت رو هر وقت دوست داشت برای هرکسی اجرا کنه یا حتی با اطلاعاتت پر بزنه و بره!
حالا فرض بگیر بخوای از این روش توی اسکیل بزرگ استفاده کنی—اصلاً قابل کنترل و مطمئن نیست! طرف میگه “اساسدی” یا «External HDD» یعنی همون هاردهای اکسترنال و SSD که هم سرعت دارن، هم قابل اعتماد و هم میدونی وقتی لازم داشتی دستت بهشون میرسه. اما پرنده؟ هیچی، اگر امروز حال نداشت بخونه یا ذوق نکرد، به دیتات نمیرسی!
در کل، آزمایش Benn Jordan قشنگ نشون میده مرزهای تخیل انسان تا کجاس و چجوری میشه بیولوژی و تکنولوژی رو (ولو به شوخی) با هم ترکیب کرد. اما حداقل الان، هنوز DNA storage و هارد و SSD رو هیچ ساری نمیتونه کنار بزنه!
حالا خلاصهش اینکه پرنده واقعاً یه موج مشابه فایل رو اجرا کرد ولی این یعنی واقعاً دیتاستوریج قابل استفاده داریم؟ نهبابا! فقط یه شیطنت علمی بانمک بود تا ثابت کنن گاهی خلاقیت از علم و تکنولوژی جلو میزنه، اما هنوز نمیتونیم روش بهعنوان یه حافظه مطمئن حساب باز کنیم.
خلاصه! دفعه بعدی که سرو کله زدن با فلش مموری یا هارد اعصابت رو خورد کرد، بدون یه عده شرمندگیشون از پرندهشون هم بیشتره! 😂
منبع: +