داستانی که میخوام براتون تعریف کنم هم عجیب و هم یهکم ترسناکه! فکر کن حدود ۵۶۰۰ سال پیش، توی دوران نوسنگی (یعنی زمانی که تازه کشاورزی و دامداری دَم و دستگاه پیدا کرده بود و مردم کمتر شکارچی بودن)، یه خانواده توی غاری به اسم “المیرادور” تو شمال اسپانیا حسابی بهشون حمله شد و ظاهراً نه تنها کشتهشدن، بلکه حتی پوست و گوشتشون هم جدا شد و خوردنشون! بله، درست خوندید؛ قضیه احتمالا یه جور آدمخواری ناشی از درگیری و جنگ بوده.
محققها بیش از ۱۱ نفر از جمله بچه، نوجوان و بزرگسال رو شناساییکردن که استخونهاشون کلی نشونهی عجیبی داشته: بریدگی با ابزار سنگی، جای دندون انسان (!) و حتی شکستگیهایی واسه درآوردن مغز استخون. نشونههایی هم پیدا شده که این استخونها رو جوشوندن، یعنی ظاهراً واقعا پختوپز هم در کار بوده!
نکته جالب اینه که این اتفاق تو مدت خیلی کوتاهی، شاید فقط چند روز، تو همون اواخر دوران نوسنگی شکل گرفته. این رو از روی شواهد و نمونهبرداری کربن-۱۴ (یه جور روش علمی برای سنسنجی استخوانهاست) فهمیدن؛ استخونها بین ۵۷۰۹ تا ۵۵۷۳ سال قدمت دارن و همشون هم مربوط به منطقه خود غار بودن. طی آنالیزهای بیشتر، متخصصها متوجه شدن این قربانیها احتمالاً اعضای یه خانواده نسبتا بزرگ (هستهای یا گسترده) بودن؛ سن بیشترشون از زیر هفت سال تا بالای پنجاه میرفت.
سوالم اینه: چرا همچین حادثهای باید اتفاق بیفته؟ معمولاً وقتی محققها با صحنههایی مثل این روبهرو میشن، سه فرضیه مطرح میکنن: یا مراسم خاکسپاری عجیب بوده، یا مردم بابت کمبود غذا به آدمخواری افتادن، یا مسئله یه جنگ و انتقام بین گروهها بوده. توی این داستان، هیچ نشونهای از مراسم تدفینی خاص یا قحطی شدید دیده نشده. محققها با قاطعیت میگن: «محتملترین گزینه اینه که یه اتفاق حاد و خشونتآمیز رخ داده، احتمالاً بهخاطر درگیری بین دو گروه کشاورز همسایه.»
راستی، قبلاً هم تو همین غار استخونهایی با نشونههای مشابه پیدا شده بود؛ ولی مربوط به ۴۱۰۰ تا ۴۶۰۰ سال پیش بوده و ربطی به این ماجرای قدیمیتر و گسترده نداشته. اون استخونها هم مال شش نفر بودن – ولی ظاهراً این یه هجوم و کشتار خانوادگی بزرگتر بوده.
جالبه بدونین اون زمان، یعنی اواخر عصر حجر، اروپا دقیقا دوران تغییرات اساسی بود و مردم کمکم از زندگی شکارچیگری به کشاورزی رو آورده بودن. همین تغییرات بزرگ باعث کلی درگیری و ناآرامی بین گروهها شده بود. پژوهشگرها میگن: «خشونت و راههایی که برای کنترلش در طول تاریخ بشر پیدا شده، همش بخشی از ذات انسانیه! حتی توی گروههای کوچیک و ساده، باز هم گاهی دشمنها رو میکشتن و برای «حذف نهایی» میخوردن!» (اینجوری یعنی: طرف رو فقط نمیکشتن، بلکه میخواستن همهجوره از صفحه روزگار محوش کنن!)
خلاصه، این داستان یه نمونهی خیلی واضح از تاریخ تاریک بعضی از اجدادمونه که نشون میده حتی توی دورانی که زندگیها سادهتر بود، گاهی انسانها با هم به شکل ترسناکی درگیر میشدن. راستی، آدمخواری یعنی عمل خوردن گوشت و اعضای بدن همنوع خود انسان – که توی بعضی دورهها و فرهنگها واقعا رخ داده.
اگه فکر میکنید این قضیه نادره، باید بگم والا قبلاً هم شواهدی از آدمخواری تو اروپا و جاهای دیگه پیدا شده؛ مثلاً محققها فهمیدن بعضی وقتا حتی مغز دشمنها رو هم میخوردن! خلاصه، تاریخ بشر پر از داستانهای عجیب و غریب و گاهی وحشتآوره که هرچی بیشتر کشف میشه، بیشتر حیرت میکنیم.
منبع: +