بالاخره نگرانی از نگرانی داریم یا نه؟ نقش باورها و پذیرش ذهنی تو فکرای منفی!

اگه تا حالا با روانشناسی سر و کار داشتی، حتماً به گوشِت خورده که دو تا رویکرد معروف به اسم «درمان فراتشخیصی» (MCT) و «درمان پذیرش و تعهد» (ACT) وجود دارن. ولی جالبه بدونی، با اینکه این دوتا از نظر تئوری خیلی فرق دارن، هر دوشون یه هدف مهم رو دنبال می‌کنن: مهار فکرای منفی تکراری مثل نگرانی و نشخوار ذهنی. نشخوار ذهنی همون وقتی‌ئه که یه فکر منفی هی تو ذهنت می‌چرخه و ولت نمی‌کنه.

حالا چی باعث میشه بعضیا بیشتر درگیر این افکار بشن؟ تو این مقاله درباره چند تا مفهوم کلیدی حرف می‌زنیم که شاید اسمشون عجیب باشه، ولی من ساده برات توضیح میدم تا قشنگ جا بیفته.

یه چیزی که خیلی مهمه، «باورهای فراشناختی» هستن؛ یعنی مثلا اینکه خودت درباره فکر کردنات چی فکر می‌کنی. آدمایی که فکر می‌کنن نگرانی کنترل‌نشده‌ای دارن و نمی‌تونن جلوی فکرای منفی رو بگیرن، معمولاً بیشتر از بقیه اسیر نگرانی می‌شن.

یه مفهوم دیگه «هم‌آمیختگی شناختی» (Cognitive Fusion) هست، یعنی وقتی یه فکر یا احساس، اینقدر برات واقعی و جدی میشه که انگار هیچ راه گریزی نداری و مجبوری طبقش عمل کنی. مثلاً به خودت میگی «من قطعاً خراب می‌کنم» و بعد این باعث میشه اصلاً امتحان یا کار رو شروع نکنی.

«پذیرش» (Acceptance) هم یکی دیگه از اون مفاهیمیه که تو روانشناسی خیلی مهمه. یعنی بتونی با افکار و احساسات منفی کنار بیای و بذاری باشن، بدون اینکه بخوای بجنگی یا سرکوبشون کنی.

حالا تو این مطالعه، یه تحقیق انجام دادن که بفهمن این موارد چطور به هم ربط دارن و روی نگرانی و فکرهای منفی تأثیر می‌ذارن. برای این کار، از 149 نفر (که بیشترشون خانم بودن، سن هم تقریباً بین 18 تا 71 سال) خواستن چند تا پرسشنامه پر کنن. پرسشنامه‌ها هم درباره نگرانی، پذیرش، میزان چسبیدن به فکر و … بودن.

نتایج خیلی جالب بود! بررسی‌ها نشون داد «هم‌آمیختگی شناختی» یه نقش خیلی مهم داره، یعنی رابطه بین اون باورهای فراشناختی که گفتیم (مثلا آدم فکر می‌کنه نگرانی رو نمی‌تونه کنترل کنه) و خود نگرانی، از طریق این هم‌آمیختگی قوی‌تر میشه. یعنی هرچی آدم بیشتر با فکرهاش درگیر و یکی بشه، اون باورهای منفی هم بیشتر روش تأثیر می‌ذارن. پذیرش هم تأثیر داشت، ولی خیلی کمتر از هم‌آمیختگی شناختی.

یعنی اگه دنبال راه حل باشی، احتمالا ترکیب یه سری تکنیک‌های پذیرش و کار کردن روی این که کمتر با فکرهای منفی یکی بشی، می‌تونه مفید باشه. جالبه که محقق‌ها میگن این نشون میده رویکردهای MCT و ACT یه جاهایی با هم هم‌پوشونی دارن و میشه به صورت ترکیبی هم ازشون استفاده کرد.

البته بچه‌های تحقیق گفتن این کار فعلاً مقدماتیه و فقط رابطه‌ها رو تو یه مقطع زمانی بررسی کرده، پس برای نتیجه قطعی باید تحقیقات طولانی‌تر یا آزمایشی انجام بشه تا بفهمیم دقیقاً درمان کدومه.

در کل، اگه احساس می‌کنی مدام درگیر فکرای منفی و نگرانی هستی، خوبه بدونی که فقط این نیست که فکرات میان و میرن، بلکه باورهایی که داری و اینکه چقدر باهاشون درگیری، نقش پررنگی دارن. شاید دفعه بعد که نگرانی از نگرانی سراغت اومد، بتونی از خودت بپرسی: آیا واقعاً باید اینقدر بچسبم به این فکرا؟ یا میشه یه خورده ول‌ترشون کنم؟

منبع: +