فیزیک اینرسی اوتیستیک: چرا شروع کردن، تموم کردن و تغییر کار برای بعضیا واقعاً سخت میشه؟!

Fall Back

تا حالا شده پیش چراغ قرمز و سبز با هم وایستی و ندونی باید حرکت کنی یا وایسی؟ حس می‌کنی مغزت قفل کرده و فلج شدی! برای خیلی از آدم‌های اوتیستیک، این حس بین زمین و هوا بودن و قفل شدن سر کارها کاملاً واقعی و تقریبا هر روز پیش میاد. به این حالت می‌گن «اینرسی اوتیستیک».

اینرسی اوتیستیک یعنی چی؟ خب، بذار ساده بگم: آدم اوتیستیک هر وقت می‌خواد یه کار رو شروع کنه، تموم کنه یا حتی از یه کار به یه کار دیگه بره، ممکنه حسابی گیر کنه! یعنی شروعش سخته، تموم کردنش هم همینطور و تغییر وضعیت (مثلاً از درس رفتن سراغ ایمیل زدن) حتی سخت‌تره.

اینو اولین بار خود جامعه‌ی اوتیستیک‌ها مطرح کردن. جالبه بدونی اینرسی یه اصطلاح فیزیکی معروف هم هست: قانون اول نیوتن! طبق این قانون، یه جسم وقتی ساکنه، دلش نمی‌خواد حرکت کنه و وقتی در حرکته، دلش نمی‌خواد وایسته؛ مگر اینکه یه نیروی خارجی بیاد سراغش. تو زندگی اوتیستیک‌ها هم دقیقاً همین داستانه؛ شروع یا توقف یا عوض کردن فعالیت احتیاج به کلی زور و انرژی اضافه داره!

حالا، چرا این اتفاق می‌افته؟ قضیه به چیزی به اسم «اختلال عملکرد اجرایی» برمی‌گرده. عملکرد اجرایی یعنی همون سیستم کنترل و فرمان مغز که تنظیم می‌کنه کی چی شروع بشه، کی تموم شه و چطور یهو تغییر مسیر بدیم. وقتی عملکرد اجرایی خوب کار نکنه، مغز سیگنال مناسب نمی‌فرسته و در نتیجه حرکت (شروع یه کار) یا سکون (تموم کردن یا ول کردن یه کار) سخت میشه. پس ربطی به تنبلی و بی‌حالی نداره!

راستی، تحریک‌های حسی مثل نور شدید یا صدای بلند هم اوضاع رو بدتر میکنن. اینم به خاطر حساسیت حسی اوتیستیک‌هاست؛ یعنی خیلی راحت مغزشون از اطلاعات حسی اشباع میشه. اونوقت مغزشون قفل میشه و همین حس اینرسی رو قوی‌تر میکنه.

یه مثال ساده: فرض کن دانشجویی باید فقط سیستم آموزشی‌اش رو باز کنه و یه تکلیف رو شروع کنه، یا فقط اولین جمله‌ی مقاله‌ش رو بنویسه، یا حتی یه ایمیل بزنه. همین قدمای کوچیک براش مثل هل دادن یه تیکه سنگ گنده از کوه بالا می‌مونه!

حالا جالبه، این فقط شروع کار نیست. اوتیستیک‌ها حتی گاهی تو توقف یا تغییر وضعیت هم گیر می‌کنن. فکر کن داری کاری رو انجام میدی و اصلاً نمی‌تونی ولش کنی. ممکنه خیلی بیشتر از اون چیزی که می‌خواستی درگیرش بمونی چون هنوز تو اون مسیر داری حرکت می‌کنی.

این مشکل هم باز به همون عملکرد اجرایی، حساسیت حسی و حتی تفاوت تو کنترل حرکتی ربط داره. تغییر تمرکز و سوئیچ بین کارها کلی انرژی ذهنی می‌خواد. اگه اینجا هم سیستم مغز خوب عمل نکنه، آدم دچار خستگی ذهنی و حتی تأخیر تو عکس‌العمل به تقاضاهای بیرونی میشه.

راستی، اوتیستیک‌ها معمولاً تو تغییرروندها یا همون transitionها مشکل دارن. یهو از یه فضا وارد فضای دیگه شدن یا تغییر وضعیت ذهنی براشون تا حد زیادی اذیت‌کننده‌ست. جالبه بدونی، این مقاومت به تغییر اصولاً اختیاری یا از روی لجبازی نیست! مغزشون فقط تو انعطاف‌پذیری و گذاشتن/برداشتن کارها یه مقدار کند عمل می‌کنه.

ترس از اشتباه هم مزید بر علت میشه. شروع یا تموم کردن کار با این نگرانی که “اگه خراب شد چی؟” گره کور رو محکم‌تر میکنه.

چی کار می‌شه کرد؟ تحقیقات نشون داده نشونه‌های محیطی و روتین‌های منظم خیلی به شروع یا تغییر کار کمک می‌کنه. مثلاً کنار یکی دیگه نشستن، حتی اگه هیچ تعاملی هم نباشه، انگیزه میده تا یه تکلیف رو بالاخره استارت بزنی. برعکس، محیط‌های شلوغ و بی‌برنامه، اینرسی رو بیشتر می‌کنن و سطح استرس رو بالا می‌برن.

یه سری راهکار خودمونی هم هست:

  • برای شروع یه کار فقط یه نشونه‌ی بیرونی بذار (مثلاً آلارم گوشی) و بعدش فقط دو دقیقه همون کار رو امتحان کن.
  • برای تموم کردن هم یه هشدار بذار و فقط ۶۰ ثانیه جمع‌بندی کن (مثل ذخیره‌سازی، یادداشت قدم بعدی، بستن تب‌ها و …).
  • تو برخورد با محیط جدید یا تسک جدید، ابزار حسی استفاده کن (مثلاً هدفون یا فیجت – هرچی که برای خودت کار میکنه)
  • و حتماً لیست وظایف بصری داشته باش و آلارم با فاصله ۵، ۲ و صفر دقیقه قبل از تغییر کار بذار.
  • اگه می‌دونی باید درخواست تطبیق و امکانات خاص کنی (مثل زمان‌بندی منعطف یا محیط آروم)، زود پیگیری کن تا هزینه‌ی تغییر وضعیتت کم بشه.

یه نکته جالب دیگه: توی فرآیندهای اجتماعی همه‌چی سخت‌تر هم میشه! چون صحبت کردن تو جمع، پرسش و پاسخ کلاس، یا کار گروهی، مغز اوتیستیک رو همزمان با مسائل حرکتی، برنامه‌ریزی، نوبت گرفتن و پردازش اجتماعی درگیر میکنه، و اینجا قفل شدن (چه شروع چه توقف) چندین برابر میشه!

بعضی وقتا اوتیستیک‌ها برای تنظیم خودشون شروع به “استیمینگ” یا همون حرکت‌های تکراری مثل تکون دادن دست یا تاب خوردن می‌کنن تا ورودی حسی رو کنترل کنن. این رفتار براشون مث یه لنگر حسی عمل می‌کنه، اما گاهی تو همین تکرار هم گیر می‌کنند و ازش بیرون نمیان.

این دشواری فقط مربوط به تمرکز ذهنی نیست؛ تفاوت تو کنترل حرکات بدنی هم باعث میشه حتی از نظر جسمی هم تغییر وضعیت براشون پرزحمت باشه.

چرا اوتیستیک اینرسی معمولاً با تنبلی اشتباه گرفته میشه؟ چون از بیرون به نظر میاد فرد دل و دماغ کار نداره یا حال نداره. اما در واقع موضوع به تفاوت‌های مغزیشون و همچنین مسائل احساسی مثل اضطراب و افسردگی برمی‌گرده؛ اضطراب و غم می‌تونه این حس قفل شدگی رو شدیدتر کنه. حتی زمان‌بندی ادراک زمان هم بهم می‌ریزه و حس می‌کنن یه مدت بی‌عملی خیلی طولانی‌تر شده!

توی دانشگاه، مخصوصاً وقتی تعامل اجتماعی پیش میاد و توقعات قطعی نیست، هزینه‌ی شروع و تغییر کار بیشتر میشه. همینم باعث میشه به شکل حلقه‌ی اجتناب یا حذف کار خودشو نشون بده.

از همه بدتر، این وضعیت به راحتی منجر به چیزی میشه که بهش “سندرم خستگی مزمن یا اوتیستیک برناوت” میگن – یعنی انقدر از دست همین چالش‌ها خسته میشه که کاملاً فرسوده میشه. این برناوت باز اینرسی رو شدیدتر میکنه و یه چرخه بی‌پایان درست میکنه.

حالا چه راه‌هایی به مدیریت اینرسی اوتیستیک کمک میکنه؟
۱. استفاده از نیروی “هایپر-فوکوس”: مغز اوتیستیک‌ها خوب تو یه چیز عمیق میشه، حالا باید یاد بگیرند چطور این تمرکز رو مدیریت کنن تا تو یه کارِ خاص قفل نکنن و بتونن به بقیه وظایف هم سر بزنن.
۲. روتین ساختن و کمک‌های تصویری: برنامه روزانه قابل پیش‌بینی و پنل‌های تصویری استرس رو کم میکنه و شروع به کار آسون‌تر میشه.
۳. تمرین ذهن‌آگاهی (Mindfulness): یعنی اینکه نسبت به خودت مهربون باشی و یه نفس عمیق بکشی و تو لحظه حال بمونی. این تکنیکا اضطراب رو کم میکنه و باعث میشه راحت‌تر سراغ کار بری.
۴. محیط مناسب حسی بساز: مثلاً یه فضای آروم یا با نور کم. این باعث میشه حواست به اصل کار جمع بمونه.
۵. استفاده از کاردرمانی یا کوچینگ عملکرد اجرایی: بهت یاد میدن چطور کارها رو خرد، دسته‌بندی و هر قسمت رو نشونه‌گذاری کنی.
۶. راهکارهای تعاملی: یعنی با خود فرد اوتیستیک درباره روشی که براش جواب میده حرف بزنی، نه اینکه یه راه رو بهش تحمیل کنی.
۷. توی کارهای با ارتباط اجتماعی بالا: اجازه بده فرد از ابزارهای غیرکلامی مثل چت یا نوشتن استفاده کنه و براش محیطی فراهم کن که بتونه با تاخیر هم جواب بده (چون تایپ و ابزارهای ارتباطی کندتر از حرف زدن عادی هستن).

برای آدم‌هایی که با اوتیستیک‌ها کار می‌کنن (مثل معلم‌ها، کارفرماها، والدین):
– بدون اینرسی یه مشکل انگیزشی نیست! کمک کن با دادن ساختار، وظایف کوچیک یا نشونه‌های تغییر کار، این مشکل کمتر شه.
– هیچ وقت بی‌حرکتی یا تأخیرشون رو با تنبیه جواب نده؛ باید روشی پیدا کنی که با نیازهای مغزش هم‌راستا باشه.

برای خودِ اوتیستیک‌ها: خودت رو سرزنش نکن و باهاش کنار بیا! ابزارهای یادآوری بذار، کارات رو خرد کن، از تمرکز عمیقت استفاده کن اما تعادل رو حفظ کن.

آخرش اینه که باید همه قبول کنیم اوتیستیک اینرسی یه ویژگی عصبی واقعیه، نه ضعف شخصیتی یا تنبلی. باید ساختارهای آموزشی و اجتماعی رو طوری تنظیم کنیم که برای این آدم‌ها فضایی دوست‌داشتنی بسازه و مجبور نباشن سر این دشواری‌ها بسوزن و فرسوده بشن!

(اگه این موضوع برات جالب بود و دوست داشتی بیشتر درباره دانشجوان اوتیستیک بدونی یا حتی مقاله بنویسی، می‌تونی سراغ صفحه Student Notebook بری یا ایمیل بزنی!)

منبع: +