بذار خیلی راحت بهت بگم داستان این مقاله در مورد چیه. حتماً اسم جامعههای دادهای یا Data Communities رو شنیدی! اگه نه، منظور همون جمعهایی هست که آدما و پژوهشگرها دور هم جمع میشن، کلی دادهی ارزشمند رو به اشتراک میذارن و سعی میکنن با هم کارای علمی باحال انجام بدن. یه نمونه خیلی معروف این ماجرا، پروژه MIMIC هست. این پروژه یه مجموعه داده مربوط به بخش مراقبتهای ویژه بیمارستانه که کلی پژوهشگر ازش استفاده میکنن.
حالا نکته جالب اینجاست که MIMIC با اینکه بودجه خیلی زیادی نداشته (نسبت به خیلی پروژههای دیگه)، تونسته تاثیر خیلی بیشتری به ازای هر دلاری که خرجش شده داشته باشه! یعنی چی؟ یعنی تو همین بازه مالی محدود، موفق شده خروجی و پیشرفت علمی خیلی بیشتری تحویل بده، فقط به این دلیل که یک جامعه دادهای قوی ساخته و دادهها رو راحت در اختیار بقیه گذاشته.
تو این مقاله گفتن که وقتی دادههای کلینیکی (یعنی همون دادههایی که از افرادی مثل بیمارها در بیمارستان جمع میشه) در دسترس همه باشه، نوآوری کلی رشد میکنه و راحتتر میشه به مشکلات واقعی بیماران پاسخ داد. تازه، این کار باعث میشه تحقیقات فراگیرتر و منصفانهتر بشه، یعنی هر کسی، حتی اونایی که پول و امکانات زیادی ندارن، بتونن وارد کار پژوهشی بشن و خودشون رو نشون بدن.
یعنی خلاصهش اینه: جامعههای دادهای قوی، مثل اونایی که دادههاشون رو باز و در دسترس میذارن، باعث میشن پژوهش خیلی سریعتر پیش بره، مشکلات مهمتر و واقعیتر رو حل کنه، و حتی استانداردهای جدیدی برای این صنعت یا حوزه علم تعریف بشه. به زبان خیلی ساده، قدرت دست اونهائیه که داده رو به اشتراک میذارن و دورش یک جمع فعال تشکیل میدن!
راستی، اگه همین حالا دنبال یه کار علمی یا پروژه جدی هستی، فراموش نکن با جامعههای دادهای دوست باشی – احتمالاً یک عالمه در، فرصت و دوست همفکری اونجاست! 😉
منبع: +