داستان امروز درباره یه مرد آلمانیه که یه گنج حسابیرومی پیدا کرده بود، اما نه فقط داستان خود گنج هیجانانگیزه، بلکه ماجراش هم پر از پیچ و تابهای جالبه! میخوام باحال و خودمونی براتون تعریف کنم.
ماجرا از اون جایی شروع شد که این آقای ما (الان ۳۱ سالشه) سال ۲۰۱۷، نزدیک یه روستای کوچیک به اسم بورسوم تو منطقه هیلدسهایم (ایالت نیدرزاکسن، شمال غرب آلمان) با فلزیاب زیر خاک رو میکاوه. فلزیاب یعنی همون وسیلهای که دستت میگیری و امواجش اگه به فلز بخوره صدا میده و معمولاً واسه کشف گنج یا فلز تو خاک استفاده میکنن.
حالا فکرشو بکنین، زیر خاک به چی برمیخوره؟ صدها سکه نقره رومی! به همراه یه حلقه طلای باحال، یه عدد سکه طلا و چندتا شمش نقره دیگه. خلاصه یه گنج درست و حسابی که مال حدود ۲ هزار سال پیشه! اما مشکل اینجا بود که این بنده خدا اصلاً مجوز و اجازه قانونی برای حفاری نداشته—یعنی فلزیاب بردی دنبال گنج اما نمیتونی هر جایی رو الکی بکنی و هرچی پیدا کردی رو برای خودت برداری. تو آلمان مخصوصاً، قوانین سختی دارن و باید حتماً مجوز داشته باشی.
نکته جالبش اینجاست که آقا هرچی سکه و جنس پیدا میکنه، خودش پیش خودش نگهمیداره و اصلاً گزارش نمیده، تا ۸ سال بعد! یعنی تا فروردین امسال (۲۰۲۴)، تازه تصمیم میگیره به پلیس و اداره باستانشناسی و میراث فرهنگی شهر هیلدسهایم خبر بده.
خب وقتی مسئولان خبردار شدن، بلافاصله باستانشناسها و تیم اداره میراث نیدرزاکسن رفتن همون جایی که اون گنجو پیدا کرده بود، تا ببینن شاید چیزی از دستش در رفته باشه یا اطلاعات بیشتری بشه درباره نحوه دفن این گنج تاریخی فهمید. حتی مهرماه امسال (۲۰۲۴) هم یه بار دیگه یه بررسی باستانشناسی حسابی اونجا انجام دادن و بازم چندتا سکهی دیگه کشف کردن، طوری که تعداد کل سکههای نقرهی گنج رسید به ۴۵۰ تا! اینکه بدونی این یکی از بزرگترین گنجینههای سکههای رومیای هست که تا حالا تو نیدرزاکسن کشف شده، خودش کلی هیجانانگیزه.
به گفته سباستین مسال، باستانشناس و مسئول پرونده تو دفتر کل حفاری و حفاظت آثار باستانی نیدرزاکسن، این کشف ارزش علمی فوقالعادهای داره. چون سکهها برمیگردن به اوایل دوران امپراتوری روم، یعنی بعد از اینکه جمهوری روم نابود شد و امپراتورا اومدن رو کار. امپراتوری روم یعنی همون یکی از بزرگترین امپراتوریهای تاریخ که اروپای غربی و بخشهای زیادی از خاورمیانه و شمال آفریقا رو گرفته بودن.
تو اون دوران، رومیها با قبایل ژرمن (یعنی مردمی که تو بخشهایی از آلمان و اروپای مرکزی زندگی میکردن) همزیستی داشتن، هرچند بعضی وقتها با هم میجنگیدن. هنوز دقیقاً معلوم نیست این گنج رو رومیها اونجا دفن کردن یا ژرمنها، که با تحلیلهای بیشتر شاید بتونن بفهمن داستان از چه قرار بوده.
تازه عکسهاشم اومده بیرون—یه جعبه پر از اشیای کثیف و گِلی که هنوز درحال پاکسازی و مرمته. حتی سنجاق و اشیای فلزی کوچیک هم لابهلاش بوده که واقعاً نشون میده این گنج متعلق به یه دوره خاص و کامل بوده.
آلمان برای حفاری و کشف آثار تاریخی قوانین جدی داره. مثلاً باید اول بری مجوز بگیری، کلاس بری، یاد بگیری چطوری بدون آسیب به لایههای باستانی، چیزی پیدا کنی و گزارش بدی (دقیقاً همین کارایی که دوست عزیز این داستان “انجام نداد!”). اما با همه اینا، حالا که گنج رو داد دست دولت، دادستانی شهر هیلدسهایم هم پرونده قضایی علیه این مرد رو به خاطر گذشتن دوره پیگرد قانونی (یه چیزی مثل “زمان پیگردش تموم شده بود”) بست و رهاش کرد. جالبتر اینکه خود ایشون رفت و الان دورههای رسمی فلزیابی هم شرکت کرده و قانونی شده!
به قول باستانشناسها، تا تحقیقات و بررسیهای بیشتری نشه، دقیق نمیشه فهمید ریشه این گنج از کجاست و چرا اونجا دفنش کردن. آیا یه گنج رومیِ جنگ یا تجارت بوده؟ یا ژرمنها به عنوان غنیمت بردنش و قایمش کردن؟ اینا سوالاتی هست که باید با تحلیلهای آزمایشگاهی و تاریخی پاسخ بدن.
یکم جالبیات اضافه! مثلاً بدونین تو همین مدت سالهای اخیر هم داستانهای مشابه بوده: یکی حسابی کلی سکه طلای ۱,۴۰۰ ساله پیدا کرده تو نزدیکی دریاچه جلیل (توی فلسطین و اسرائیل)، یه نفر دیگه نزدیک استکهلم در سوئد داشته کرم میگرفته برای ماهیگیری ولی باورنکردنیه که تا ۲۰,۰۰۰ تا سکه عصر میانهای پایین خاک پیدا شده! و یه گنج قدیمی دیگه هم تو بازار احتمالی سلتها در جمهوری چک پیدا کردن که پر از سکه و طلا بوده.
خلاصه، زندگی یه وقتایی همچین داستانهایی رو جلوی پای آدم میذاره! اگه روزی با فلزیاب شما هم حتی ته دسته کلید پیدا کردین، حواستون باشه قانونی پیش برین و خبر بدین، شاید گنج بعدی مال شما بود!
منبع: +