خیلیامون دوست یا آشنایی داریم که با بیماریهای مزمن جسمی سر و کله میزنن — همون بیماریهایی که مدت طولانی با کسی میمونن و معمولاً درمان قطعیشون وجود نداره. یکی از شایعترین مشکلاتشون هم خستگیه، اون خستگی عمیق و دائمی که با استراحت حل نمیشه. حالا سوال اینه: تکنیکهای ذهن-بدنی که از طریق اینترنت یا موبایل ارائه میشن، میتونن واقعاً کمکی به این آدما بکنن یا نه؟
بذار اول یه توضیح کوچیک بدم: «تکنیکهای ذهن-بدنی» یعنی روشهایی مثل مدیتیشن، یوگا، یا حتی رفتاردرمانی شناختی (CBT) که هدفشون تاثیر گذاشتن روی ذهن و بدن همزمانه. حالا وقتی میگیم Internet and Mobile-based Interventions یا IMIها، منظورمون اینه که این روشها رو از طریق اپلیکیشنها یا کلاسهای آنلاین به کار میبرن.
تو تحقیق جدیدی که توسط یه تیم پژوهشی به رهبری سرنا آیزلی و همکاراش انجام شده، اومدن بررسی کردن که این برنامههای آنلاین ذهن-بدنی واقعاً چقدر روی خستگی آدمایی که با بیماریهای مزمن سروکار دارن اثر دارن یا نه. اونا کلی دیتابیس علمی رو (تا تیر ۱۴۰۳ یعنی July 2024) زیر و رو کردن و در مجموع ۵۲۳۹ مقاله پیدا کردن. اما فقط ۱۷ تا از اونا معیارای لازم رو داشتن.
از این ۱۷ تا مطالعه معتبر، ۴۷٪ روی بیماریهای عصبی مثل MS یا پارکینسون بودن (۸ تا مقاله)، ۲۹٪ رو بیماران سرطانی (۵ تا) و ۲۴٪ هم روی بیماریهای خودایمنی (۴ تا، مثلاً لوپوس یا آرتریت روماتوئید) کار کرده بودن.
خب، روش کارشون چی بود؟ شرط ورود به این تحقیق این بوده که سن شرکتکنندهها بالای ۱۸ باشه و با بیماری مزمن جسمی دست و پنجه نرم کنن. همینطور صرفاً مقالاتی رو برداشتن که میانگین خستگی رو قبل و بعد از مداخله با پرسشنامههای خودسنجی (یعنی آدمها خودشون میزان خستگی رو گزارش میکردن) بررسی کرده بودن.
اصلیترین نتیجهای که دنبال میکردن این بود که فاصله میانگین نمره خستگی افراد، بعد از استفاده از این برنامههای آنلاین چقدر عوض شده (یه نشونگر آماری به اسم SMD یا Standardized Mean Difference با شاخص Hedges’ g — به زبان ساده یعنی چقدر روی نمودار خستگی کلی تاثیر گذاشتن).
سبک تکنیکهاشون هم مختلف بوده: ۴۱٪ مقالات روی رفتاردرمانی شناختی یا همان CBT تمرکز داشتن (این همون سبکیه که توش یاد میگیرین افکارتون رو به چالش بکشین و رفتار جدید بسازین). ۴۱٪ روی ترکیب CBT با روشهای غیرCBT کار کردن (مثل یوگا یا مدیتیشن یا تنفس عمیق). ۳ تا مقاله هم فقط تکنیکهای غیرCBT رو تست کرده بودن.
نتایج چی شد؟
جوابش خوشبینانه بود: افرادی که از این برنامههای ذهن-بدنی آنلاین یا از طریق موبایل استفاده کرده بودن، خستگیشون بهطور قابل توجهی کمتر شد! اندازه تاثیر SMD برابر منفی ۰.۷۴ بود که نشون میده تغییر خوبیه (منفی بودن یعنی کاهش خستگی). این تفاوت با اطمینان آماری خیلی خوب (p<0.0001) به دست اومد — یعنی احتمال زیادی داره این یافته واقعاً درسته و اتفاقی نبوده.
جالبتر این که معلوم شد تاثیر این برنامهها روی آدمای جوانتر بیشتره (p=0.005). شاید چون آدمای جوانتر با تکنولوژی راحتترن و بیشتر از این نوع برنامهها استفاده میکنن.
البته یه نکته بود: تنوع مطالعات زیاد بود (به قول آماریها، Heterogeneity متوسط تا زیاد بود)، که یعنی نتایجشون کاملاً عین هم نبود. علتش اینه که هم نوع بیماریها فرق میکرد، هم پرسشنامهای که برای سنجش خستگی استفاده شده بود (Fatigue Scale)، هم مدت زمان دوره و هم نوع تکنیکها.
پژوهشگرها پیشنهاد دادن که تو مطالعات آینده، هم نمونهها رو بیشتر کنن، هم تو انتخاب تکنیکهای غیرCBT هم گسترش بدن (چون اکثراً روی CBT کار شده بود)، و هم لااقل یه مقیاس خستگی استاندارد بین همه مطالعات استفاده کنن که راحتتر بشه نتایج رو با هم مقایسه کرد.
در کل، این مطالعه نشون میده اگه کسی با بیماری مزمن و خستگی و بیحالی دائمی درگیره، برنامههای آنلاین ذهن-بدنی میتونن یه گزینه ارزشمند و موثر برای مدیریت خستگی باشن. قرار نیست جای درمان سنتی رو بگیرن، ولی حتماً میتونن بخشی از راهکار باشن، مخصوصاً واسه جوونترها!
منبع: +