ببین، قضیه خوشبختی شاید خیلی پیچیده به نظر بیاد ولی واقعاً انقدر سخت نیست! دکتر تاد کشدان (یه استاد روانشناسی خفن تو دانشگاه جورج میسون که یه چیزی داره به اسم آزمایشگاه شادی و رفاه)، خودش میگه: “بیاین انسانها رو گیج نکنیم و راهنماییهای واضحتر بدیم که واقعاً چطور میشه شاد بود.” کلی هم رو این قضیه تحقیق کرده.
خب حالا کشدان چه کار جالبی انجام داده؟ تو یه تحقیقی اومده با کسایی که اختلال اضطراب اجتماعی داشتن (یعنی همونایی که تو جمع معذبن، استرس میگیرن و اصلاً راحت نیستن)، کار کرده و پرسیده هدفت توی زندگی چیه؟ بعد هر روز ازشون خواسته ببینن امروز چقدر به این هدف نزدیکتر شدن. همین! نه کتاب خوندن عجیب و نه تمرینات پیچیده یوگا.
نتیجه چی شد؟ دو هفته بعد، این آدما حس بهتری درباره خودشون پیدا کردن، انرژی مثبتشون بیشتر شد و احساس کردن زندگیشون معنی داره. مخصوصاً تو اون روزهایی که حس میکردن یه قدم درست به سمت هدفشون برداشتن، واقعا حالت روحیشون کلی بهتر میشد.
رافی ساده حرف بزنه، دانشمندا میگن اگه آدما به جای اینکه همش تو فکر و خیال و نگرانیهای توی مغزشون باشن، یه کم بروننگرتر بشن و هر روز از خودشون بپرسن “امروز با وقت کمی که دارم واقعاً چی دوست دارم انجام بدم؟”، هم از پریشونی ذهن خلاص میشن، هم خودشون رو بیشتر دوست دارن. این آدمای خفن راست میگن: خوشبختی از راه ساده کردن و مشخص کردن هدف هر روز میاد؛ نه از فکر و خیال زیاد و سرگردون بودن.
خلاصه دوست من، اگه همش تو سرتی و فکرت درگیره، شاید وقتشه یه هدف برای خودت بزاری، هر روز ببینی چقدر بهش نزدیک شدی و اینطوری قدمبهقدم حس بهتری پیدا میکنی. لازم نیست فرمول جادویی بسازی؛ همین فکر کردن به کارهایی که واقعاً دوست داری با زمان محدودت انجام بدی، میتونه حالتو کلی خوب کنه.
منبع: +