مقیاس «آب و هوای کل‌نگر سلامت کارکنان»: ابزاری برای فهم دغدغه‌های واقعی تو محیط کار

Fall Back

تا حالا برات پیش اومده حس کنی که محل کارت چقدر برا سلامت بدن و روح و روانت اهمیت قائله؟ حالا نه فقط بحث امنیت شغلی که هممون شنیدیم، بلکه اینکه واقعاً سلامت جسمی و حال خوب ذهنی هم چقدر براشون مهمه؟ یه تحقیق باحال اومده دقیقاً همچین چیزی رو بررسی کنه؛ اونم با ساخت یه مقیاس جدید که بهش میگن “Total Worker Health Climate” یا به اختصار TWH-c، که به فارسی میشه «آب و هوای کل‌نگر سلامت کارکنان».

ماجرا اینجوری شروع شده که دیدن تو دنیای علم (به خصوص حوزه Total Worker Health یعنی اون رویکردی که کلیت سلامت و امنیت فیزیکی و ذهنی کارکنان رو با هم می‌بینه) هنوز ابزار استاندارد و قابل اعتمادی برای سنجش این فضا ساخته نشده. یعنی اگه یه اداره یا شرکت بخواد بفهمه کارمنداش واقعاً فکر می‌کنن که سلامت فیزیکی و روانی برا سازمان اهمیت داره یا نه، ابزاری نداشتن که دقیق و علمی اینو نشون بده.

تحقیق جدید بر اساس نظریه ای به اسم “جو سازمانی” (Organizational Climate، یعنی فضای حاکم و ارزش‌های غالب تو یه شرکت یا سازمان) راه افتاده و کاری که کردن این بوده:

  1. مرحله اول: جمع‌آوری سؤال‌ها
    تحقیقات قبلی رو زیر و رو کردن، با آدمای شاغل گپ زدن (به این میگن cognitive interview یعنی مصاحبه‌هایی که از دید خود کارکنان به این قضیه نگاه می‌کنه) و از کارشناسا هم خواستن سوال‌ها رو ارزیابی کنن. هر چی می‌شد براشون مهم باشه، تو سوالا اومدن.

  2. مرحله دوم: تحلیل آماری سنگین
    با سه گروه مختلف از کارمندها این سؤال‌ها رو امتحان کردن و با تحلیل عاملی (Factor Analysis یعنی روشی برای پیدا کردن دسته‌بندی سوالات و اینکه واقعاً دارن چی رو می‌سنجن) ساختار مقیاس رو بررسی کردن.

  3. مرحله سوم: بررسی اینکه حس مشترک هست یا نه
    اومدن دیدن واقعاً بین اعضای مختلف یه بخش، مثلاً تو یه واحد اداری یا کارخانه، برداشت مشابهی از سلامت جسمی و روانی وجود داره یا نه؟ به این میگن Shared Subclimates یعنی اون حس مشترک بین اعضا.

  4. مرحله آخر: بررسی معتبر بودن نتایج
    برای اینکه واقعاً مطمئن شن، اومدن دیدن آیا نتایج این مقیاس با نتایجی که از لحاظ علمی باید مرتبط باشه، همخونی داره یا نه (به این میگن Criterion-related validity که نشون می‌ده یه مقیاس واقعاً همون چیزی رو می‌سنجه که ادعا می‌کنه).

آخرش، یه مقیاس درست کردن با ۴۰ تا سوال: ۱۶ تا درباره جو امنیت شغلی، ۱۴ تا برای سلامت فیزیکی و ۱۰ تا مرتبط با سلامت ذهنی و روانی. هر کدوم از اینا جدا جدا امتیاز دارن و در کنارش یه امتیاز کلی هم برای «جو کل‌نگر سلامت کارکنان» می‌دن.

جالب اینجاست که هر کدوم از این بخش‌ها (امنیت، سلامت جسم، سلامت روان) هم تو سطح فردی جواب داده، هم تو سطح واحد کاری، هم کل سازمان! مثلاً اگه یه بخش امتیاز سلامت ذهنیش بالاتر بوده، احتمال خیلی بیشتری داشته که کارکنای اون بخش از لحاظ حال خوب ذهنی وضعیت خوبی داشته باشن.

نتیجهٔ مهم این تحقیق این بود که آدم‌ها تو هر سازمان، یه برداشت مشترک از میزان اهمیت دادن به امنیت و سلامت پیدا می‌کنن و همین برداشت، عملاً روی رفتار و سلامت واقعیشون اثر میذاره. و حالا به لطف این مقیاس جدید، دیگه شرکتا و سازمانا می‌تونن حسابی دقیق و علمی بفهمن کجای کار سلامت نیروها رو بازم باید جدی‌تر بگیرن و چطوری بهبودش بدن.

در آخر هم محقق‌ها گفتن این ابزار تازه شروعشه و می‌تونن تو آینده گسترده‌ترش کنن و حتی نمونه‌های کاربردیش رو تو صنایع مختلف ببینیم. خلاصه، اگه یه روزی تو محل کارت دیدی حرف سلامت جسم و روان جدیه، بدون که شاید یکی با همین ابزار تازه پشتش بوده!

منبع: +