خلا روانی چیه و چه ربطی به خودکشی دانشجوها داره؟

اگه تا حالا اون حس عجیب خلا یا پوچ بودن رو تجربه کردی، بدون تنها نیستی! تو دنیای امروزی، این حس که بهش «خلا روانی» یا Psychological Emptiness (PE) میگن، خیلی‌ها رو درگیر خودش کرده. راستش خیلی‌ها هنوز دقیقاً نمی‌دونن خلا روانی چیه و چطور باید اندازه‌گیریش کرد یا اصلاً چه تاثیری داره، مخصوصاً روی دانشجوها که بعضی وقت‌ها با استرس، بی‌حوصلگی یا حتی افکار منفی دست و پنجه نرم می‌کنن.

حالا بیاید یه تحقیق جالب رو با هم مرور کنیم که روی بیش از ۴۵ هزار دانشجوی دانشگاه انجام شده! (دقیقش بشه ۴۵۳۳۵ نفر، واقعاً عجب نمونه بزرگی!) تو این تحقیق اومدن با یه سری سوالات (۲۰ تا سوال درباره حس بی‌هدفی، افسردگی و بی‌معنایی زندگی) و همین‌طور ابزار معروفی به اسم Beck Depression Inventory یا همون آزمون افسردگی بک (که خیلی وقته برای سنجش افسردگی استفاده میشه) وضعیت بچه‌ها رو بررسی کردن.

روش تحقیقشون هم اینطوری بوده که اول اومدن یه آنالیز آماری به اسم «تحلیل عاملی اکتشافی» (Exploratory Factor Analysis – EFA) انجام دادن. این روش مشابه اینه که بخوای ببینی چند تا ویژگی اصلی توی جواب‌ها تکرار میشن و به‌ترتیب میشه اونا رو به بخش‌های کوچیک‌تر تقسیم کرد. بعد هم یه تحلیل دیگه به اسم «تحلیل عاملی تأییدی» (Confirmatory Factor Analysis – CFA) انجام دادن که بیشتر برای اینه که مطمئن شن مدل اولیه‌ای که ساختن واقعاً درسته یا نه.

خب، نتیجه چی شد؟ اونا فهمیدن که این ۲۰ سوال درباره خلا روانی سه تا بخش اصلی دارن:

1. افسردگی و گرایش به آسیب زدن به خود/خودکشی (DST) – یعنی کسایی که علاوه بر حس افسردگی، گاهی سراغ فکر آسیب زدن یا خودکشی میرن. (Self-Harm یعنی آسیب به خود، و Suicidal Tendencies یعنی گرایشات خودکشی)
2. معنای زندگی و هدف زندگی (LMP) – اینجا در مورد این پرسیده میشه که آدم اصلاً واسه چی زندگی میکنه و هدفش چیه.
3. انگیزه برای درس خوندن (SM)- که خب مشخصه درباره میل و رغبت به درس خوندن بود.

این سه تا فاکتور جمعاً حدود ۴۸ درصد از حس خلا روانی رو توضیح میدن (به‌ترتیب: اولی ۲۳.۱٪، دومی ۱۲.۶٪ و سومی ۱۱.۹٪)
تو مرحله بعد، با همون تحلیل عاملی تأییدی فهمیدن مدلشون کاملاً قابل اعتماده و سوالاتشون با هم به صورت خوبی کار می‌کنن (یه مفهومی به نام همسانی درونی یا Cronbach’s alpha اومده بالاتر از ۰.۸۰ که خیلی خوبه، یعنی جواب‌های افراد روی هر فاکتور به هم نزدیکه.)

حالا اصل ماجرا! محقق‌ها علاقه داشتن بدونن کدوم یکی از این سه بخش می‌تونه به بهترین شکل، خطر داشتن سابقه خودکشی رو پیش‌بینی کنه. واسه این کار از Logistic Regression یا رگرسیون لجستیک استفاده کردن؛ این یه روش آماریه که به کمکش میشه احتمال داشتن یه ویژگی (مثل سابقه خودکشی) رو با توجه به نمره فاکتورها پیدا کرد.

و جالب اینجاست: فاکتور اول، یعنی «افسردگی و گرایش به آسیب زدن به خود/خودکشی» خیلی قوی‌تر از آزمون‌های مرسوم (مثل همون تست افسردگی بک) تونسته سابقه و ریسک خودکشی رو پیش‌بینی کنه!
عدد AUC (که یه عدد برای نشون دادن قدرت پیش‌بینی هست و هر چی نزدیک‌تر به ۱ باشه بهتره) برای این فاکتور ۰.۸۴ بوده، در حالی که جوابِ تست افسردگی بک فقط ۰.۵۸ بوده. یعنی اگه دنبال نشونه‌هایی از خودکشی توی دانشجو‌ها باشی، این مدل خلا روانی دقیق‌تر از تست‌های مرسوم عمل می‌کنه!

در نهایت این تحقیق میگه که خلا روانی فقط یه حس ساده نیست؛ پشتش سه تا محور خیلی مهم هست، و از همه مهم‌تر اینکه خونه اول یعنی افسردگی و آسیب به خود خطرناک‌ترین بخششه. معلم‌ها، مشاورها و والدین می‌تونن موقع بررسی وضعیت روحی دانشجوها، حتماً حواسشون به این فاکتورهای اختصاصی باشه تا زودتر به مشکل پی ببرن.

خلاصه اینکه اگه یه روز حس کردی زندگی بی معنیه یا حوصله درس خوندن و حتی نفس کشیدن رو نداری، بدون که هم تنها نیستی و هم اینکه این احساس‌ها ابعاد مختلفی دارن که بعضیاشون می‌تونن نشونه خیلی مهمی از مشکلات جدی‌تر مثل فکر کردن به خودکشی باشن! مراقب خودت باش و اگه نیاز داشتی، حتماً از یه آدم قابل اعتماد کمک بگیر. ❤️
منبع: +