حتماً واستون پیش اومده که وقتی خوشحالین، زمان انگار زود میگذره، یا وقتی حوصلهتون سر رفته، هر دقیقه براتون مثل یه قرن طول میکشه! یه تحقیق جدید اومده دقیقاً همین داستان رو بررسی کرده که چی باعث میشه زمان برای ما کند یا تند بگذره و چطور بدن و احساساتمون این ماجرا رو دستکاری میکنن.
خب اول بذارید روشن کنم: تحقیق روی سیگنالهای بیندرونی کار کرده. یعنی چی؟ سیگنالهای بیندرونی (Interoceptive signals) یعنی اون حسهایی که از توی بدنمون میاد، مثل ضربان قلب، گرسنگی یا تنگی نفس. اینا همون چیزایی هستن که حتی ممکنه حواسمون بهشون نباشه ولی مغزمون ازشون خبرداره و رو تصمیمگیریامون تاثیر میذارن.
حالا تو این مطالعه، محققها اومدن کلی ویدیو به شرکتکنندهها نشون دادن. بعضیاش مثبت و شاد بوده، بعضیا منفی و ناراحتکننده و بعضیا هم معمولی و بیحس. همزمان، ضربان قلب آدمها رو اندازه گرفتن و ازشون خواستن حدس بزنن ویدیو چقدر طول کشید. تازه، تو بعضی شرایط، حواسشون رو به درون بدن خودشون جمع کردن (تمرکز داخلی)، تو بعضی شرایط به بیرون (تمرکز خارجی). تمرکز داخلی یعنی مثلاً حواست به ضربان قلب و حسای بدنته، تمرکز خارجی هم یعنی حواست به محیط یا مثلا خود ویدیو جمعه. این طوری میخواستن بفهمن همه اینا چطور میتونن روی درک زمان اثر بذارن.
خلاصه چی درمیاد؟
۱. احساسات خیلی تاثیر دارن رو زمان! آدمها وقتی ویدیوی منفی یا خنثی میبینن، معمولاً فکر میکنن کمتر از واقعیت طول کشیده (یعنی زمان رو کمتر حدس میزنن). اما ویدیوهای مثبت باعث میشه خطای کمتری داشته باشن.
۲. ضربان قلب هم واسطه این تاثیره! یعنی اینکه احساسات روی ضربان قلب اثر میذارن و ضربان قلب هم باعث میشه ما گذر زمان رو جور دیگهای حس کنیم. مثلاً اگه ضربان قلبت پایینتر بیاد، زمان رو بیشتر کمتر از واقعیت حدس میزنی. البته این تاثیر ضربان قلب، فقط یه بخش کوچیک داستانه و قطعاً چیزهای بیشتری هست که هنوز بررسی نکردن.
۳. دقت بیندرونی (Interoceptive accuracy) یعنی اینکه تا چه حد میتونی به حسای داخلی بدنت واقف باشی (مثلاً خودت ضربان قلبتو بدون لمس کردن درست حدس بزنی). برخلاف مطالعات قبلی، تو این تحقیق ربط خاصی بین این دقت و اینکه آدم زمان رو دقیق حس میکنه یا نه، پیدا نشد. احتمالاً دلیلش هم روش آزمایش و ابزارهایی بوده که استفاده کردن.
۴. حواست به بدن خودت باشه یا نباشه؟ اگه تمرکزت رو گذاشته باشی رو سیگنالهای داخلی (مثلاً به ضربان قلب توجه کنی)، بیشتر احتمال داره زمان رو کمتر از حد واقعی حدس بزنی و ضربان قلبت هم پایینتر بیاد.
۵. هیچ تعامل خاصی بین سه تا فاکتورِ تمرکز، ضربان قلب و احساسات پیدا نشد. یعنی اینکه هر کدوم جداگانه اثر خودشون رو داشتن و باهم ترکیب خاصی درست نکردن.
نتیجه کلی این بود که ادراک زمان یه چیز پیچیدهاس و فقط با احساسات یا فقط با سیگنالهای فیزیکی قابل توضیح نیست. ضربان قلب یه پل واسطهایه اما داستان خیلی گستردهتره و قطعاً کلی مکانیزم ناخودآگاه دیگه هم تو کاره. مثلاً شاید اصلاً نفهمیم چرا تو یه موقعیت خاص زمان برامون پرواز میکنه یا کند میگذره، ولی بدنمون داره بیصدا کار خودش رو میکنه!
این تحقیق درواقع بهمون نشون میده که چقدر بدن و احساسات ما نامحسوس و ظریف میتونن تجربه روزمرهمون رو تغییر بدن. حالا باید یه عالمه تحقیق بیشتر هم انجام بشه تا بفهمیم دقیقاً هرکسی چرا زمان رو یه جور خاصی حس میکنه یا اینکه چه تاثیراتی رو ناخودآگاه داره میپذیره.
منبع: +