خب بچهها، بذارین یه ماجرای جالب رو براتون تعریف کنم! شما تا حالا به این فکر کردین که چرا بعضی وقتا حس میکنیم زندگیمون حسابی خوب پیش میره و کلی انگیزه داریم، اما بعضی وقتا انگار به هیچ دردی نمیخوریم؟ این سوالیه که یه استاد روانشناسی به اسم گوردون فلت (Gordon Flett) کلی روش تحقیق کرده و حرفاش واقعاً شنیدنیه!
اصل داستان اینه: فلت طی تحقیقاتش فهمیده اون مقدار احساسی که فکر میکنیم “مهمیم” (یعنی واقعاً برامون مهمه که وجودمون به درد بخوره) یه جورایی کلید اینه که چقدر نسبت به زندگیمون احساس مثبت داریم. بعضیا بهش میگن “mattering”. خب بزارین یه توضیح ساده بدم: mattering یعنی اینکه حس میکنی بودنت برای بقیه، کار یا هر چیزی تو این دنیا معنی داره و تاثیرگذار هستی.
این استاد باحال گفته که این حس mattering فقط یه فاز معمولی نیست، بلکه میتونه واقعاً روی سلامت روان و حال خوبمون تأثیر قوی بذاره. مثلاً هر کی حس کنه تو جمع دوستان یا خانوادهاش مهمه، احتمال زیاد شادتر و سرزندهتره. دقیقاً مثل زمانی که حس میکنی دوستات یا همکارات دلتنگت میشن یا نظر تو براشون ارزش داره.
حالا خبر خوب اینجاست که گوردون فلت معتقده این حس مهم بودن یک چیز ثابت نیست و میشه یادش گرفت یا تو خودمون زیادش کنیم! چجوری؟ مثلاً با کارهای کوچیکی مثل پرسیدن حال دوستات و خانواده یا نشون دادن اینکه حضورشون برات مهمه، میتونی هم به خودت و هم به اونها حس mattering بدی. حتی تو محیط کار یا جمعهای اجتماعی هم میشه این حس رو تقویت کرد. یعنی با مشارکت، نظر دادن، یا حمایت از بقیه کم کم خودت هم حس میکنی واقعا بخش باارزشی از اون جمعی.
خلاصه آخر قصه اینکه اگه بخوای رابطهات با خودت، کارت و دنیای اطرافت بهتر بشه، باید دست به کار شی و سعی کنی حس کنی و نشون بدی که مهمی! اصلاً بذار قانون بذاریم: هر چی بیشتر احساس کنی یه نفری، تاثیرگذارتر و راضیتر هم میشی. منظور از تاثیرگذار بودن اینه که حضور و کارهات یه جوری بقیه رو خوشحالتر، راحتتر یا انگیزهدارتر میکنه.
پس دفعه بعد که حس کردی بیانگیزهای یا فک میکنی مهم نیستی، یادت باشه راههایی وجود داره که این حس رو تو خودت روشن کنی. همهمون لیاقتش رو داریم که برای خودمون و بقیه، مهم و ارزشمند باشیم! همین امروز امتحان کن و به کسایی که دوستشون داری، بگو چقدر برات باارزشن.
منبع: +