اگه اهل هنر و مخصوصاً رقص باشید، احتمالاً داستان هماهنگی بین اجراکنندهها براتون خیلی جالب باشه. معمولاً درباره این صحبت میشه که چطور توی اجراها، آدما حرکتهاشون رو با هم هماهنگ میکنن تا یه اجرای بینظیر دربیاد. ولی بیشتر تحقیقات رفتن سمت اجراهای مشترک و همکارانه (مثل کار گروهی)، و کمتر کسی اومده سراغ اجراهای رقابتی که توش هر کسی میخواد دیگری رو شکست بده یا بهتر دیده بشه.
حالا اگه مثلاً برین تو سبکهایی مثل Battle توی Break Dance یا حتی جلسات جَز (Jazz)، همه چیز یه جو خیلی رقابتیتر پیدا میکنه! اینجا رقابت مهمه و هر حرکتی برای جلو زدن از رقیبه، نه برای همدلی گروهی. جالبه بدونید تحقیقات قبلی فقط کمی درباره Synchronization ضد-فاز (Antiphase Synchronization یعنی دو نفر دقیقاً خلاف هم حرکت میکنن) توی این صحنهها حرف زدن و اینکه اصلاً چطور رقصندهها از طریق چندتا راه مختلف (Expressive Channels یعنی کانالهای مختلفی که احساس و حرکت رو منتقل میکنن؛ مثلاً حرکت بدن، فاصلهگیری، حالت چهره) با هم ارتباط میگیرن و همدیگه رو تحریک میکنن، زیاد بررسی نشده.
توی این مطالعه اومدن و دقیقاً همین خلاء رو پر کردن. هدفشون این بود که دو تا چیز رو بفهمن:
۱. ببینن رقصندههای حرفهای موقع Battle (یعنی همون صحنههای نبرد هیجانانگیز Break Dance که هر کسی میخواد دیگری رو بترکونه!) چطور با حرکتهای عقب و جلو (Back-and-forth Movement) با هم هماهنگی ایجاد میکنن و اصلاً فاصلههاشون با هم چقدر میشه؟
۲. این الگوها رو با چیزی که توی ورزشهای دونفره (مثلاً ورزشهایی مثل شمشیربازی یا تنیس دونفره) میبینیم مقایسه کنن تا بفهمن فرقهاش چیه.
روش تحقیق چطور بود؟
اومدن یه آزمایش طراحی کردن که توش چند تا رقصنده Break حرفهای (واقعاً کسایی که کارشون اینه!) رو آوردن و با یه سری سنسور و دوربین، صحنه نبرد رو شبیهسازی کردن تا دقیقا ببینن چطور با همدیگه رفتار و حرکت میکنن.
نتیجه چی شد؟
دو تا نکته خیلی مهم و شگفتانگیز اومد بیرون:
۱. رقصندهها موقع اجرا تقریباً همیشه فاصلهشون رو خیلی نزدیک نگه میدارن (حدود یک متر! یعنی تقریباً اندازه دست همه جلو میان)، و بیشتر حرکاتشون هم توی مدل ضد-فاز یا Antiphase Synchronization انجام میشه. مثلاً اگه یکی پا میذاره جلو، اون یکی عقب میره! دقیقاً خلاف هم. این همون −۱۸۰ تا −۱۶۰ درجه و ۱۶۰ تا ۱۸۰ درجه اختلاف فاز توی زبان ریاضی میشه (اختلاف فاز یعنی هر دو چقدر با تاخیر نسبت به هم حرکت میکنن).
۲. تازه جالبتر: این الگوهای هماهنگی همیشه ثابت نیست، بلکه یهو از Leader-Follower (یعنی یکی رهبر میشه و اون یکی دنبالکننده!) تبدیل میشه به ضد-فاز، بعد یک دفعه هم هر دو همزمان و توی فاز (In-phase Synchronization) با هم حرکت میکنن. انگار یه بازی مداوم با ریتم و نقشهاست و بستگی به حس همون لحظه داره!
این جوّ پویا و زمان-محور (یعنی بسته به موقعیت، زمان و مثلا شدت رقابت همه چیز تغییر میکنه) رو اگه با ورزشهای دونفره مقایسه کنیم، میبینیم تو ورزش این بازیگری پویا و هنرمندانه به این شکل دیده نمیشه. توی ورزش بیشتر یه الگوی ثابت بین بازیکنها حاکمه ولی توی اجراهای هنری مثل Break Dance رقابت خیلی خلاقانه و از چند جهت مختلفه.
یه نکته بسیار جذاب که این تحقیق نشون داد، اینه که هماهنگی توی هنرهای اجرایی رقابتی، شدیداً بستگی به موقعیت داره و توی چند تا کانال مختلف همزمان اتفاق میافته. یعنی نه فقط حرکات بدن، بلکه فاصله فیزیکی، تهمونده حس و حتی زبان بدن همش یک نقش مهم توی این هماهنگی بازی میکنن.
خلاصه اینکه اگر فکر میکردین رقص گروهی یا نبرد Break فقط یه سری حرکات فان و خلاقانهست، حالا بدونین پشت هر حرکت، یه هماهنگی چندلایه فوق پیچیده و وابسته به موقعیت خوابیده که با هیچ ورزش دونفرهای هم قابل مقایسه نیست! واقعاً هنرهای اجرایی یه دنیای متفاوتن.
منبع: +