داستان از اینجا شروع میشه که اخیراً یه برنامه آزمایشی یا پایلوت (یعنی برنامهای که واسه تست اجرا میشه تا ببینن جواب میده یا نه) توسط انجمن علوم روانشناسی آمریکا به اسم APS راهاندازی شد. خلاصه اینکه تو این برنامه چندتا از دانشمندای این انجمن و البته تعدادی از دانشجوهای دکترا و ارشد هم باهاشون همراه شدن. هدفشون؟ رفتن سراغ قانونگذارا و نمایندههای کنگره آمریکا (همونایی که قانون مینویسن و بودجه رو تصویب میکنن!) و صحبت درباره اهمیت بودجه برای تحقیقات علمی بود.
حالا چرا این موضوع اینقدر مهمه؟ چون این روزها صحبت قطع کردن یا کم کردن پولی که واسه تحقیقات علمی اختصاص میدن، حسابی داغه. مخصوصاً تو رشتههایی مثل روانشناسی و علوم رفتاری که خیلی از پروژههاشون به این بودجهها وابستهست. مثلاً فکر کن پروژهها یا آزمایشگاههایی که کلی توشون کار میشه، یهویی به خاطر کمبود بودجه تعطیل بشن! واقعاً زور داره.
پس این جامعه علمی – از پروفسورها گرفته تا دانشجویای جوون – تصمیم گرفتن خودشون دست به کار شن. اونا مستقیماً رفتن با سناتورها و نمایندهها صحبت کردن و براشون توضیح دادن که اگه بودجه کم بشه، چه مشکلاتی پیش میاد. مثلاً گفتن که کاهش بودجه یعنی پیشرفت کندتر در درمان بیماریهای روانی یا شناخت مغز آدمها. یا حتی ممکنه تحقیقات مبتکرانهای که کلی میتونن به جامعه کمک کنن، ناقص بمونن یا اصلاً شروع نشن.
یه نکته جالب دیگه هم این بود که خود این رفت و آمد و ارتباط با قانونگذارا، واسه دانشجوها کلی تجربه خفن بود. اونا به وضوح دیدن که چطوری میشه علم رو وارد سیاست کرد و چطور میشه صدای علمی جامعه رو به گوش کسایی رسوند که تصمیمای مهم مالی میگیرن.
اگه بخوام یه نتیجهگیری دوستانه بکنم، این حرکت نشون داد که حتی دانشمندای یه رشته خاص هم میتونن واقعاً تاثیر بذارن؛ فقط باید حاضر باشن از پشت میز آزمایشگاهشون بیان بیرون و حرف بزنن! تازه کسی که با این فضاسازیها آشنا نبوده، یاد میگیره که Advocacy یعنی چی (یعنی دفاع و حمایت کردن از یه موضوع مهم، معمولاً به صورت عمومی یا سیاسی). همین کارها باعث میشه نهادهای نظارتی و تصمیمگیر مثل کنگره، اهمیت علم رو فراموش نکنن.
در کل، اگه یه روز دیدی بودجه علم کم شد و کسی هم اعتراض نکرد، بدون که وظیفه همهست صدای علم باشیم – چه دانشمند، چه دانشجو، چه حتی کسی که عاشق علم و تحقیقاته!
منبع: +