خب بیا یه داستان باحال برات تعریف کنم از یه سری نقاشی دیواری فوقالعاده قدیمی که تو مرز جنوب غربی آمریکا و شمال مکزیک پیدا شدن. اینا شوخی نیست، تازه متوجه شدن که مردم بومی این منطقه، چیزی حدود ۴۰۰۰ سال (تقریباً معادل ۱۷۵ نسل!) رو صرف درست کردن این نقاشیهای شگفتانگیز کردن! یعنی اگه از اول تاریخ یه کتابخونه داشتم، این نقاشیها همون کتابهای تصویری بودن که هر نسل یه فصلی بهش اضافه کرده.
این نقاشیها به یه سبک خاص معروف هستن که بهش میگن سبک Pecos River (پِکُس ریور). منظور همون سبکیه که تو منطقهی Lower Pecos Canyonlands (یه جور دره سنگی خاص تو اون حوالی) کشیدن و تصاویرش واقعاً عجیب و پر از نماد و نشونهست. جالبه که ظاهر و روش خفن ساخت این نقاشیها تو همهی این سالها تقریباً ثابت مونده بوده و سازندههاش یه سری قوانین جدی رو برای ترتیب رنگها و اشکال رعایت میکردن.
علمیترین بخشش به خاطر روش تاریخگذاری جدیده؛ یعنی دانشمندها اومدن از دو مدل مختلف radiocarbon dating (یه جور روش شیمیایی برای تخمین عمر اشیا) استفاده کردن که قبلاً با هم به کار نمیبردن، تا مطمئن شن نتایجشون درسته. با این کار، تونستن تاریخ خلق این نقاشیها رو درست و حسابی دربیارن که از تقریباً ۶۰۰۰ سال پیش شروع شده تا حدود ۱۰۰۰ یا ۱۴۰۰ سال پیش ادامه داشته.
حالا برسیم به خود تصویرها: نقاشیها روی دیوارههای سنگی با سنگ آهک (limestone) کشیده شده و معمولاً چند رنگی، پر از شکل حیوان، آدمک، و کلی نماد رمزآلود هستن. بعضیاشون واقعاً بزرگن، مثلاً تا ۳۰ متر طول و ۶ متر ارتفاع دارن! بعضیها تو این تصویرها چیزای جالبتر هم پیدا کردن، مثل آدمی که داره یه وسیله شکار سیاه (spear thrower یعنی یه تیکه وسیله که برای پرتاب نیزه استفاده میشد) تو دستشه و کنارشم پیکانهای قرمز و چوب دسته داره.
نکتهی جالبتر اینه که هنوز دقیق نمیدونن کی اینا رو کشیده! سازندههاش شکارچی-گردآورندههای کوچرو (یعنی بومیهایی که هنوز به زندگی کشاورزی و نشینی نرسیده بودن و هرجا غذا بود میرفتن دنبالش) بودن. اما با این حال، دانشمندان میگن این بومیها خیلی باهوش بودن، چون هم مشکلگشا بودن، هم یه ذهنیت فوقالعاده پیچیده دربارهی دنیا داشتن و زبان تصویریِ مخصوص خودشونو برای انتقال این باورها درست کرده بودن.
اینجا بحث “Cosmovision” هم پیش میاد. Cosmovision یعنی جهانبینی، یعنی اینکه آدمها چطور کل هستی، زمان، افسانهها و نظم دنیا رو میدیدن و میفهمیدن. دانشمندان فهمیدن که هرچی در طول این هزاران سال ابزار و تکنولوژی عوض شده (مثلاً ابزار سنگی یا هنر با الیاف و …)، اما ساختار کلی و قوانین این نقاشیها تغییر نکرده. یعنی این دیدگاه نسبت به دنیا نه فقط مهم بوده، عملاً هسته اصلی فرهنگشون رو ساخته. مثلاً توش قصه آفرینش، باور به زمان چرخشی (یعنی زمان باید مثل یه دایره باشه نه خط صاف)، و تقویمهای خیلی پیچیده هم وجود داره.
یه باحالترش اینه که نشونههای همین باورها و سبک تصویری بعدها تو تمدنهای بزرگتر مکزیک و آمریکای میانه مثل آزتکها (Aztecs یه قوم بزرگ و معروف تو قلب مکزیک بودن) و حتی تو قومهای امروزی مثل Huichol (یک قوم اصلی مکزیک) هم دیده میشه. یعنی یه جورایی این نقاشیها قدیمیترین سند تصویری از همون باورهایی هستن که بعداً تمدنهای منطقه رو ساختن!
راستی، خود هنرمندا به نقاشیها اعتقاد داشتن که این تصویره دیوارها، اجداد زنده و روحبخشی هستن که الانم دارن تو آفرینش و نگهداری جهان نقش بازی میکنن! واقعاً چه دید قشنگ و جالبی، نه؟
خلاصه که اگه یه روز راهت خورد رفتی جنوب غربی تگزاس یا شمال مکزیک، این دیوارنوشتها رو فقط یه نقاشی ساده نبین؛ یه دنیای پرراز و رمز توشونه که هزاران ساله به ما قصههای کهکشانی و زمینی تعریف میکنن!
منبع: +