تاحالا شنیدی یکی بگه “فلانی خیلی تابآوره” یا “تو شرایط سخت خودش رو حفظ میکنه”؟ خب، اگه رو بحث تابآوری (یعنی اینکه چطور آدمها یا حتی سازمانها، بعد از یه بحران یا مشکل میتونن خودشون رو دوباره جمع کنن و سرپا بشن) دقیق بشیم، میبینیم قضیه اصلاً ساده نیست و اتفاقاً حسابی توش دعوا سر تعریفش زیاده!
واقعیت اینه که محققها تا الان نتونستن سر یه تعریف دقیق و واحد برای تابآوری به توافق برسن و هرکی برداشت خودشو داره. مثلاً یکی تابآوری رو یک ویژگی فردی (مثلاً اینکه تو ذاتت مثبتاندیش باشی) میدونه، یکی دیگه معتقده باید سیستمهای پیرامون فرد رو هم دید! منظور از سیستم، اون چیزایی هستن که فراتر از خود فردن، مثل ساختارهای اجتماعی، مسائل اقتصادی، نژادپرستی (یعنی تبعیض علیه یه نژاد خاص)، استعمار (کنترل و استثمار کشورها یا گروهها توسط قدرتهای بزرگ)، مردسالاری (یعنی قدرت تو جامعه بیشتر دست مردها باشه) و سرمایهداری (که خب، توش سود و پول حرف اول رو میزنه!).
خیلی وقتها مدلهای قبلی تحقیق روی تابآوری فقط حواسشون به ویژگیهای فردی بوده و کلاً مسائل سیستماتیک رو کنار گذاشتن. برای همین هم عملاً کارایی کافی ندارن، بهخصوص وقتی پای گروههای بهحاشیهرفته وسط باشه. چون این آدمها تو دسترسی به امکانات با کلی مانع روبهرو میشن و خب تابآوری براشون داستان متفاوتی داره.
اینجا بود که پژوهشهای جدید اومدن و گفتن: “آقا! ول کنین این نگاه تکبعدی رو! بیاید چند سطحی نگاه کنیم.” یعنی چی؟ یعنی بهجای تمرکز فقط روی فرد، باید به فاکتورهای جمعی، عوامل اجتماعی، منابع حمایتگر، و حتی سیاستهای عمومی توجه کنیم. مثلاً وجود منابع اجتماعی مثل شبکههای حمایتی، یا قوانین و سیاستهایی که به آدمها تو سختیها کمک میکنه.
جالب اینجاست که تو هر رشتهای هم یه مدل واسه تابآوری پیدا میشه! روانشناسا یه چیزی میگن، اقتصاددانها تابآوری رو صرفاً به اعداد و ارقام اقتصادی ربط میدن، حتی جامعهشناسا هم تعریف خاص خودشونو دارن. خلاصه، با اینهمه تعریف مختلف، آدم سردرگم میشه.
اینجا یه سوال مهم پیش میاد: اصلاً بشه یه راهحل پیدا کرد که اینا رو جمع و جور کنه؟ مقاله میگه: حل کامل مشکل ممکن نیست، ولی شاید بشه تابآوری رو با یه روش جزءبهجزء (یا همون facet-based approach) تقسیمبندی کنیم تا بفهمیم دقیقاً چی داره مطرح میشه. این مدل پیشنهادی تابآوری رو به چهارتا بخش تقسیم میکنه:
- شیوههای مقابله (Modalities of coping): مثلاً هرکسی تو سختیها چطور با شرایط کنار میاد؟ – چه راههایی رو برای حل مشکل امتحان میکنه.
- بازه زمانی رفتار تابآور (Time span of resilient behavior): این یعنی تابآوری فقط کوتاهمدته یا میتونه در درازمدت هم ادامه داشته باشه؟
- سطح رشد یا پیشرفت (Level of growth): بعد از مشکل، فرد یا گروه فقط به وضعیت قبلی برمیگرده یا حتی رشد میکنه و قویتر میشه؟
- زمینه یا حوزه نتیجه (Domain of outcome): منظور اینه که نتیجه تابآوری تو چه زمینهای دیده میشه؟ مثلاً سلامت روانی، اجتماعی یا اقتصادی.
حالا چرا این مدل جزئینگر مهمه؟ چون میتونه کمک کنه بهتر متوجه بشیم تابآوری چی هست و چی نیست و بین اینهمه تعریف گُم نشیم. خلاصه، بیایم از این مدل استفاده کنیم تا تابآوری رو تو یه چارچوب مشخصتر و قابل فهمتر بررسی کنیم و دیگه انقدر بحث سر معنیش نشه.
ولی نویسندههای مقاله هم خودشون تهش گفتن که این راهحل هم شاید کافی نباشه و باز مشکل تعریف دقیق تابآوری سر جاشه! یعنی هنوز کلی کار هست تا همه بتونن سر این مفهوم مهم به یه توافق درست و حسابی برسن.
در کل، اگه کسی ازت پرسید تابآوری چیه، دیگه میدونی موضوع صرفاً سر توانایی فرد تو بحران نیست، بلکه پای چیزای بزرگتری مثل جامعه، سیاست، ساختار قدرت و … هم وسطه. و اگه یه روز دیدی بحث سر تعریفش بالا گرفت، بدون حق دارن! چون موضوع واقعاً پیچیدهتر از اونیه که فکرش رو میکردیم.
منبع: +