تا حالا شده به صبحهای شلوغ دوشنبههات فکر کنی؟ از لحظهای که از خواب پا میشی تا وقتی سر کار میرسی، کلی کار انجام میدی: دوش میگیری، لباس میپوشی، صبحونه میخوری، توی اینستاگرام میچرخونی، با خانواده هماهنگ میکنی و دنبال کلید و گوشیت میگردی! حالا سوال اینجاست: مغزت همه اینا رو یک خاطره بزرگ به اسم «روتین دوشنبه صبح من» ذخیره میکنه یا هرکدوم رو جدا جدا؟ و اصلاً این تیکهبندی مهمه یا نه؟
یه سری دانشمند به اسم Maverick Smith و Jeff Zacks اومدن درباره این موضوع حسابی تحقیق کردن. اونا میگن ما آدمها ناخودآگاه زندگیمونو به رویدادهای کوچیکتر تقسیم میکنیم، اصطلاحاً به این کار میگن “Event Segmentation”، یعنی تقسیم اتفاقات به تکههای مشخص و قابل فهم. مثلاً خودِ «دوش گرفتن» رو میتونی به چند بخش ریزتر مثل “آب رو باز کن”، “موهاتو بِشور” و “خشک کن” تقسیم کنی. این تقسیمبندی اصلاً چیز عجیبی نیست، ضمناً همزمان میتونه هم در بخشهای کوچیک اتفاق بیفته، هم توی نمایشهای بزرگتر مثل “آماده شدن برای رفتن به سر کار”.
نکته جالب اینجاست که اینکه ما چطور این تکهتکهها رو برای خودمون جدا میکنیم، تاثیر مستقیم و مهمی رو حافظهمون داره. هر چی تو بخشبندی رویدادها شبیه بقیه باشیم (یعنی مرزهای رویدادمون مثل عموم مردم باشه)، احتمال اینکه بهتر یادت بمونه هم بیشتر میشه! چرا؟ چون به نوعی این تکهبندی باعث میشه اطلاعات مزاحم کمتر بتونن دخالت کنن و همه چی واضحتر تو ذهنمون بمونه. دقیقاً مشابه وقتی که یه متن بدون فاصله و تیکهتکه بخونی و بعد همون متن رو با فاصله و جدا ببینی.
دانشمندا توی آزمایشگاه اینجوری بررسی میکنن: از افراد میخوان یه فیلم ببینن و هروقت حس کردن یه اتفاق تموم شد و یه کار جدید شروع شد، دکمه بزنن. جالب اینجاست که با اینکه افراد باهم فرق دارن، اما بیشترشون مرزهای مشابهی رو مشخص میکنن. مثلاً هم جوونا هم بزرگسالها توی فیلم توی لحظههای خاصی تقریباً باهم هماهنگ عمل میکنن (تحقیق Kurby و Zacks نشون داده).
خب ببین این تیکهبندی چه تاثیراتی رو حافظه داره:
- مغز آدمها معمولاً اطلاعات دقیقی از مرزهای رویدادها یادشون میمونه (یعنی بیشتر یادت میمونه “مسواک رو خمیر دندون زدنی” رو تا اینکه دقیقاً وسط مسواک زدن داشتی به چی فکر میکردی).
- ساختار عصبی مغز (الگوی فعالیتهای عصبی) توی مدت یه رویداد خیلی ثابت و یکنواخته اما وقتی به یه مرز میرسه (یعنی یه اتفاق جدید شروع میشه)، این الگوها ناگهان عوض میشن. اگه دوست داشتی بدونی: این «فعالیت عصبی» یعنی مغزت چطور برقبازی میکنه موقع هر خاطره.
- منطقهای به اسم هیپوکمپ (Hippocampus، یه بخش مهم مغز که تو حافظه نقش حیاتی داره) موقع مرزها فعالتر میشه و حافظه ات سر همین اتفاقها قویتر ثبت میشه.
- اگر تو تقسیم مرزا با اکثریت مردم هماهنگی خوبی داشته باشی، حافظه قویتر داری. گروههایی که توی حافظه مشکل دارن (مثلاً سالمندان یا کسایی که حافظهشون ضعیفه)، معمولاً مرزگذاریشون با بقیه فرق میکنه.
- تازه اگه آدمها یاد بگیرن موقع ثبت اطلاعات (یعنی همون لحظه که یه اتفاق میافته)، رویدادها رو خوب تقسیم کنن، احتمال اینکه بعداً بتونن خاطرهها رو یادآوری کنن، خیلی بیشتر میشه (مخصوصاً جوونترها).
یه مثال جالب برای دانشآموزا هست: یه بازی ساده میذارن جلوت! اول یه سری حروف رو بدون فاصله نشون میدن، خیلی سخته کلمهها رو جدا کنی یا حتی یادت بمونه چی بودن. بار دوم همون حروف رو با فاصله و تکهبندی نشون میدن، که راحتتر میتونی بخونی و یادت بمونه. یه بارم از بچهها میخوان یه متن کوتاه به آلمانی گوش بدن و بدون اینکه متن رو ببینن، سعی کنن مرز کلمهها رو کشف کنن—خیلیشون نمیتونن تشخیص بدن، اما وقتی متن رو مکتوب میبینن، همهچی واضح میشه! پس قدرت تقسیمبندی توی فهم و یادآوری خیلی اهمیت داره.
در آخر میگن از بچهها میخوان روزمرهشونو مرور کنن و مرزهای هر بخش رو بنویسن و با یک همکلاسی مقایسه کنن؛ جالبه ببینن چه مرزهایی مشترکه و توی کدوم بخشها خاطرات قویتر شدن.
خلاصه حرف این مقاله اینه: اگه میخوای خاطرات روزمرهتو بهتر یادت بمونه، به طبیعت تقسیمبندی و مرزهای اتفاقات زندگیت توجه کن. مغز ما واسه تکهتکه کردن اطلاعات ساخته شده و این کار هم فهم اتفاقات رو راحتتر میکنه، هم یادآوریش رو قویتر!
اگه دوست داری بیشتر بخونی یا منابعش رو ببینی، اون پایینتر کلی تحقیق و مقاله مرجع معرفی کردن که میتونی سر بزنی.
منبع: +