خب، این یکی واقعاً عجیب و جالبه! فکرش رو بکنید، بیش از ۵ هزار سال پیش، یه سری زنبور نقبزن (یعنی زنبورهایی که تو خاک لونه میکنن) تصمیم گرفتن خونهشون رو کجا بسازن؟ وسط استخونای جوندگان مرده داخل یه غار تو جزیره هیسپانیولا (همون جزیره تو دریای کارائیب که هائیتی و جمهوری دومینیکن الان اونجان)!
ماجرا این بود که این زنبورها طبق عادت خودشون داشتن زمین رو میکندن تا به عمق مورد علاقشون برسن، ولی یه دفعه وسط کار به کلی استخون میخورن! حالا این استخونا که اکثراً مال موجوداتی به اسم hutiá بوده (یه جور جونده چاق و البته بامزه که یه چیزی بین سنجاب و سگآبی هست)، یه سری حفره داشته، مثلاً تو دندونها یا مهرهها. جالبیش اینجاست که این فضاها برای لونه درست کردن زنبورا، عالی بودن! اصلاً راحت لونهشون رو اونجا جا دادن.
پژوهشگرا توی یکی از این دندونها شش لونه زنبور پیدا کردن؛ یعنی چند نسل مختلف پشت سر هم خونهشون رو توی همین یک جا ساخته بودن. این رو هم بدونید که این اولین باره دانشمندها لونه زنبور رو توی حفرههای فسیلشده پیدا کردن! قبلاً فقط دیده بودن که زنبور تو استخونای پوسیده لونه میسازه، اما تو این تحقیق نشون دادن که این کوچولوها حاضر شدن از حفرههای آماده فسیل شده هم نهایت استفاده رو ببرن! به این خوششانسی از نوع زنبوری میگن!
جالبه بدونید که بیشتر استخونهایی که پیدا شده از همون جوندگان hutia بوده، اما یه تعداد هم باقیموندههای تنبلی از یه گونه منقرض شده پیدا کردن (sloth یعنی همون تنبل که حیوانات کند و بامزهای هستن که دیگه نسلشون رفته).
حالا این استخونا اصلاً چجوری اونجا جمع شده بودن؟ تحقیقها میگن یه جور جغد به اسم Hispaniolan barn owl (barn owl یعنی جغد انباری) اونجاها زندگی میکرده و این جوندگان رو کامل میکشته و استخونها رو ته غار جا میذاشته. حتی گاهی هم بعد از هضم غذا، بقایای استخونها رو بالا میاورده و همچین یه قبرستان حسابی برای جونورها تو غار درست میشده!
با گذر زمان، این توده استخونها با ورود گل و لای و رسوبات از بیرون، دفن میشن و سالها بعد، زنبورهای نقبزن که معمولا بیرون ازغار خونه میسازن، میان سراغ این استخونا و از فرصت استفاده میکنن. نکته بامزه این ماجرا اینه که دلیل اصلیش هم این بوده که خاک اون منطقه تقریباً کلاً نابود شده بوده؛ چون منطقه، کارستیه (کارست یعنی زمینهایی که از سنگآهک درست شدن و پر از لبه تیز و حتی اصلاً خاک طبیعی برا کندن روش نمونده). برای همینم زنبورا مجبور بودن دنبال جای دیگهای برای خونه ساختن بگردن.
اون لونههای پیدا شده یه اسم علمی هم گرفتن: Osnidum almontei. تو مقاله نوشتن: “سلولهای Osnidum almontei (یعنی همین لونههای فسیل شده)، خیلی فرصتطلب بودن و هر حفره استخوانی که دم دست بودن رو تا ته پر کردن!”
نکته جالب دیگه اینکه این دومین مدرکیه که نشون میده زنبورهای نقبزن توی غار لونه ساختن و قبلاً فقط یک بار دیگه همچین چیزی دیده شده بود.
یک اتفاق عجیب هم این وسط افتاد: درست بعد از آخرین بازدید پژوهشگرا از غار، برنامه داشتن این محل رو تبدیل به یه مخزن سپتیک (یعنی محل جمعکردن فاضلاب!) کنن! ولی محققای باحوصله و سریع، دست به کار میشن و تو یه عملیات نجات، هرچی فسیل بوده رو جمع میکنن و میبرن! البته بعدش این طرح غیرفعال میشه، ولی کلی فسیل رو با خودشون برداشتن.
حالا این همه فسیل هنوز بررسی کامل نشده و تیم تحقیقاتی قراره در آینده نتایج بیشتری هم منتشر کنن. خلاصه این بود داستان خلاقیت و ماجراجویی زنبورهای باحال چند هزار سال پیش و نجات فسیلها توسط دانشمندای امروزی! واقعاً کی فکرش رو میکرد؟
منبع: +