متن‌های آبدار: چطوری افکت‌های صوتی و معنایی متنی می‌تونن فضای بازی رو خفن‌تر کنن!

Fall Back

اگه اهل بازی کردن باشی یا فقط کمی به بازی‌های ویدیویی علاقه داشته باشی، حتماً دیده‌ای که بعضی بازی‌ها وقتی یه کار هیجان‌انگیز انجام می‌دی، ممکنه یه افکت خاص نشون بدن. مثلاً وقتی یه ضربه قوی می‌زنی یا یه مرحله رو تموم می‌کنی، یه سری افکت‌های بصری می‌بینی که کلی هیجان بازی رو بیشتر می‌کنن. به این افکت‌ها توی دنیای بازی یه اصطلاح جالب دارن: «juiciness» یا همون آبدار بودن افکت! قطعاً منظورشون این نیست که یه چیزی رو بخوری! منظور شون افکت‌های تصویری و صوتی بامز‌ه و پرزرق‌وبرقیه که باعث می‌شن حس و حال بازی خیلی بیشتر و بهتر منتقل شه.

تا الان بیشتر تحقیقات سر افکت‌های ذره‌ای یا همون particle effects بودن. Particle effect یعنی اون افکت‌هایی که مثل جرقه، دود یا انفجار کوچیک توی بازی ایجاد می‌شه. اما یه چیزی که کمتر بهش فکر شده اینه که متن‌ها و نوشته‌های درون بازی هم می‌تونن به همون اندازه آبدار و جذاب باشن!

اینجا دوتا اصطلاح مهم داریم: «onomatopoeia» و «semantic text». حالا اینا چی‌ان؟

  • Onomatopoeia یعنی واژه‌هایی که خودشون هم یه جور صداسازی می‌کنن، مثل وقتی می‌گی “تق!”، “بوم!”، “چک!” یا “وووش!”. اینا تو کمیک‌بوک‌ها زیاد استفاده می‌شن و توی بازی‌ها هم کم‌کم باب شده‌اند. عملاً بازی هم می‌خواد حس ضربه زدن یا انفجار رو، حتی با نوشتن یه کلمه نشون بده.
  • Semantic text یا متن معنایی، اون نوشته‌های داخل بازیه که دارن یه جور فیدبک کارایی یا همون feedback بهت می‌دن. مثلاً وقتی تو بازی نوشته می‌آد «Good Job!» یا «Perfect!» اینا مصداق متن معنایی‌ان.

توی این مقاله اومدن رابطه افکت آبدار (juiciness) و افکت‌های متنی رو بررسی کردن. اساس کارشون این بوده که ببینن آیا فقط افکت‌های تصویری قشنگ بازی رو جذاب می‌کنن، یا اگه همین افکت رو با متن درست کنن، باز هم به همون اندازه هیجان‌انگیز می‌شه یا نه. حتی اومدن دوتاشو با هم قاطی کردن تا ببینن تاثیرش بیشتر می‌شه یا نه.

تحقیقاتشون واقعاً جذابه چون کلی تست و آزمایش انجام دادن. مثلاً یه آزمایش چندمرحله‌ای داشتن (multi-phase within-subjects experiment یعنی چندتا مرحله روی یه سری کاربر انجام دادن)، و از کسایی که بازی می‌کردن خواستن نظر بدن که وقتی نوشته‌ها به شکل آبدار و جذاب نشون داده می‌شن، حسشون چطوریه.

نتیجه‌شون خیلی جالب بود! فهمیدن افکت‌هایی که با متن درست می‌شن، تقریباً به اندازه همون particle effectها تاثیر مثبت دارن. یعنی آدم‌ها وقتی نوشته‌های آبدار رو می‌بینن، همونقدر خوششون می‌آد که جرقه و انفجار و این چیزها رو موقع بازی ببینن. تازه، معلوم شد که متن‌های آبدار حتی بهتر و مطمئن‌تر می‌تونن فیدبک یا بازخورد عملکرد توی بازی بدن. یعنی اونایی که خودشون یه چیزی با نوشته نشون می‌ده، باعث می‌شه بازیکن حس کنه بیشتر داره دیده می‌شه یا بازیش مهم‌تره.

یه نکته دیگه هم پیدا کردن، و اون این بود که ترکیب افکت‌های ذره‌ای و متنی با همدیگه («افکت سوپرآبدار!») می‌تونه تجربه بازی رو بهتر هم بکنه.

پس خلاصه حرفشون اینه: همه‌اش نباید فقط دنبال افکت‌های تصویری باشیم. نوشته‌ها رو هم می‌تونیم طوری طراحی کنیم که تجربه کاربری خیلی خیلی قشنگ‌تر و به‌یادماندنی‌تر شه. حالا این مدل افکت‌ها مخصوصاً تو بازی‌ها جواب می‌دن، اما تو همه رسانه‌های تعاملی ـ مثلاً اپلیکیشن‌ها یا سایت‌هایی که قراره کاربر روشون کلیک و تعامل کنه ـ هم می‌تونن معجزه کنن.

در کل، اگر دنبال اینید که بازی یا حتی اپلیکیشن تعاملی خودتون رو خفن‌تر و دوست‌داشتنی‌تر کنید، یه کمی بیشتر به افکت‌های متنی و این مدل نوشته‌های آبدار فکر کنید! شاید همین چیزای کوچیک تجربه کاربران رو کلی بالاتر ببره.

منبع: +