گپ صمیمی با فلاویو آزِوِدو: چرا علم باید جهانی و بی‌طرف باشه؟

Fall Back

خب بچه‌ها، امروز میخوام یکی از افراد جالب دنیای روانشناسی اجتماعی رو بهتون معرفی کنم: فلاویو آزِوِدو! فلاویو الان استاد دانشگاه اوترخت در هلنده و تو رشته علوم اجتماعی کار میکنه، مخصوصاً اون بخش‌هایی که به نقش جوان‌ها در جامعه و روانشناسی سیاسی ربط پیدا میکنه. جالبه بدونید فلاویو توسط انجمن پیشرفت روانشناسی (APS) از ستاره‌های در حال طلوع سال ۲۰۲۵ معرفی شده و کلی فعالیت خفن داره.

دغدغه اصلی فلاویو از کجا اومد؟

بذارید خلاصه بگم: فلاویو همیشه یه سوال ذهنش رو درگیر کرده بود که چرا بعضی مردم فکر میکنن یه کشور، قوم، جنسیت یا گروه خاص حق داره گروهی دیگه رو کنترل یا حتی بهره‌کشی کنه؟ اصلاً چرا نابرابری و بی‌عدالتی برای بعضیا عادی یا حتی ضروری به نظر میاد؟ جواب این سوالا شد محور تحقیقاتش تا بفهمه چه جوری نگرش‌ها و باورهای ایدئولوژیک باعث میشن مردم احساس کنن این نابرابری‌ها طبیعیه و باید باشه.

نکته باحال اینه که این علاقه فقط از روی کتاب و مقاله نیومد؛ بلکه از زندگی واقعی خودش سرچشمه گرفت. فلاویو تو خانواده‌ای تو برزیل بزرگ شده که سطح درآمدشون خیلی پایین بوده و تحصیلات زیادی هم نداشتن. خودش میگه بیشتر “زنده موند” تا اینکه واقعاً «زندگی کنه» تا وقتی تونست تو دانشگاه اوترخت به یه موقعیت دائمی برسه. عبور از طبقات مختلف اجتماعی و تجربه‌ی زندگی تو کشورهای مختلف باعث شد مفاهیم قدرت و سلسله‌مراتب اجتماعی براش خیلی واقعی و ملموس باشه – نه فقط یه بحث تئوریک.

درباره چی تحقیق میکنه؟

حالا فلاویو سراغ موضوعاتی رفته که بهشون روانشناسی سیاسی میگن (یعنی بررسی تاثیر روان آدم‌ها روی رفتار و نگرش‌های سیاسی‌شون). یکی از مهم‌ترین چیزهایی که تو تحقیقاتش کشف کرده، نقش پررنگ برخی مفاهیم روانشناسییه مثل:

  • جهت‌گیری سلطه اجتماعی (SDO): یعنی دیدگاهی که آدم‌ها معتقدن بعضی گروه‌ها باید بر بقیه مسلط باشن و این طبیعیه.
  • اقتدارگرایی راست‌گرا (RWA): یعنی طرفداران نظم، اطاعت و حفظ سنت.
  • خودشیفتگی جمعی (Collective Narcissism): یعنی یه گروه خودش رو خیلی خاص و برتر از بقیه می‌دونه.
  • توجیه نظام (System Justification): یعنی باور داشتن به اینکه ساختار فعلی جامعه عادلانه و درسته.

اینا همه دوستای نزدیک دنیای سیاست هستن و حتی تو پیش‌بینی رفتار سیاسی مردم نقش خیلی اساسی دارن. جالب اینه که علوم سیاسی و جامعه‌شناسی معمولاً این مفاهیم روانشناسی رو جدی نمیگیرن یا تو نظرسنجی‌های بزرگ مثل ANES یا GSS خیلی کم بهشون می‌پردازن. اما فلاویو نشون داد که اگه خوب اندازه بگیریم‌شون، این متغیرهای روانشناختی حتی قوی‌تر از هویت حزبی یا گروهی، رفتار سیاسی رو توضیح میدن!

باز شدن مسیرهای جدید تحقیقاتی

فلاویو الان داره از داده‌های عظیمی مثل ANES و CCES و پروژه‌های بین‌المللی استفاده میکنه تا ببینه چطور ذهنیت ایدئولوژیک و خصوصیات روانی آدم‌ها تو جهان واقعی (نه فقط آمریکا یا اروپا!) شکل میگیره و تغییر میکنه. یکی از داده‌هایی که خودش با تیمش جمع میکنه، اسمش هست Psychology of Political Behavior Studies (PPBS)، یا همون مطالعه رفتارهای سیاسی مردم. این پلتفرم قراره به طور خاص به پژوهشگرای جوان یا محققین کشورهای کم‌درآمد کمک کنه که به داده و ابزارها دسترسی داشته باشن؛ خیلی از جاها هنوز این امکانات وجود نداره. تازه، سیستمشون جوریه که محققین می‌تونن طرح بدن، با راهنمایی کار کنن و حتی اولین نفر نویسنده مقالات علمی بشن. هدف اینه که علم روانشناسی سیاسی دیگه فقط محدود به آمریکا و اروپا نباشه و کل جهان رو پوشش بده.

موضوعات باحال دیگه

علاوه بر همه اینا، تیم فلاویو روی جنبش‌های سیاسی روز مثل “جان سیاهان مهم است” (Black Lives Matter) و پاسخ جامعه بهش کار میکنن. همینطور روی بنیادهای روانشناختی جنبش‌هایی که واکنش به این‌ها هستن، مثل “جان پلیس‌ها مهم است” (Blue Lives Matter) هم تمرکز دارن. هدف اینه که بفهمن ایدئولوژی، هویت، برداشت از تهدید و باور به صحت سیستم فعلی چه نقشی تو واکنش آدم‌ها داره.

یه پروژه جالب دیگه، ساخت پلتفرمی برای جمع‌بندی و مرور دائم تحقیقات جدیده تا بتونن بحث‌های تئوری قدیمی تو روانشناسی سیاسی رو شفاف‌تر کنن. درباره اندازه‌گیری ایدئولوژی هم تلاش میکنن ابزارهایی بسازن که تو کشورهای مختلف و در طول زمان دقیق بمونن. همینطور تحقیقاتی دارن درباره ریشه‌های روانی و سیاسی “ناسیونالیسم مسیحی” تو آمریکا، باورهای توطئه (Conspiracy Beliefs یعنی اعتقاد به اینکه رویدادها پشت‌پرده و مخفیانه کنترل میشه) و پدیده‌هایی مثل “پیشرونمایی نمایشی” در دانشگاه‌ها. منظور از این پیشرونمایی نمایشی هم اینه که دانشگاه‌ها ارزش‌هایی نشون میدن ولی واقعاً سفت و سخت ترین و بسته‌ترین جاها هستن!

دنیای باز علم (Open Science): برای همه، توسط همه!

یکی از افتخارهای فلاویو، همکاری در پروژه FORRT (چارچوب آموزش پژوهش باز و قابل تکرار) هست که هدفش دموکراتیک کردن علم، گسترش آموزش و دسترسی به دانش تو سطح جهانیه. خود open science یعنی علم باز، به این معنی که داده، روش‌ها و نتایج علمی از پیش شفاف و برای همگان در دسترس باشه؛ این کار، جلو تقلب و اشتباهات اتفاقی یا از قصد رو می‌گیره. FORRT یک منبع جهانی برای آموزش روش‌های باز، اجرای پروژه‌های تکراری (Replication یعنی تکرار آزمایش و بررسی ثبات نتیجه) و حمایت از عدالت علمی در سطح بین‌المللیه و حتی جایزه‌های بین‌المللی گرفته. این پروژه کمک میکنه علم نه فقط برای یک عده خاص و ثروتمند، بلکه برای همه مردم دنیا باشه و شکاف جهانی کمتر شه.

چالش‌های مسیر فلاویو

یکی از بزرگترین چالش‌هایی که خودش تجربه کرده تضاد بین چیزی بود که از دانشگاه انتظار داشت و واقعیت ساختار آکادمیک! دانشگاه‌ها اغلب خودشون رو پیشرو، باز و عادل نشون میدن ولی در واقعیت خیلی سنتی، سلسله‌مراتبی و محافظه‌کار باقی موندن. گاهی “پیشرو بودن” فقط ادا و سیگنال دادن برای اسم و اعتبار بیشتره؛ نه اینکه واقعاً ساختارها و روابط قدرت رو تغییر بدن. این ساختارها واسه کسی که از یه خانواده کم‌درآمد یا مهاجر میاد واقعاً می‌تونه مانع پیشرفت باشه.

اگه بخوایم جای فلاویو باشیم، چیکار کنیم؟

خودش چند تا توصیه خیلی مهم برای پژوهشگرهای تازه‌کار داره:

  • فقط روی مشخصات فردی تمرکز نکن؛ سیستم‌ها، نهادها و تاریخ و رسانه‌ها رو هم مطالعه کن. ریشه بسیاری از مشکلات مثل نابرابری و بی‌اعتمادی به علم، توی ساختاره.
  • شفافیت رو اصل بدون؛ از پیش ثبت کردن روش‌ها، باز گذاشتن داده‌ها و مشارکت باز علمی رو یه بار اضافه کاری نبین، دلیل اصلی دوام و اعتبار علمه.
  • روی تئوری و نظریه وقت بذار. ایدئولوژی پیچیده‌تر از اونیه که فکرش رو می‌کنی و برای فهمش باید از چند رشته مختلف منفعت بگیری.
  • “برنامه پنهان دانشگاه” رو یاد بگیر! یعنی بدون روابط قدرت، اعتبار، نقش نویسنده‌ها و دروازه‌بانی علمی چجوری کار میکنه. سعی کن برای خودت اجتماع پیدا کنی، نه فقط یک راهنما.
  • آخرش، همیشه به این فکر کن که نوشته‌ات چه اثری رو جامعه و سیاست خواهد گذاشت. مطالعات ایدئولوژی و رفتار سیاسی به راحتی می‌تونن ذهن جامعه رو تغییر بدن.

یه جمع‌بندی دوستانه

فلاویو میگه علم، خودش هم یه کار سیاسیه! نه از نظر حزبی یا جناحی، بلکه از نظر اینکه چه کسی قدرت داره و چه کسی به علم دسترسی داره. معتقده روانشناسی سیاسی یه ابزار برای قوی‌تر کردن دموکراسیه و باید کمک کنه تا نابرابری‌ها کمتر و فهم جامعه بیشتر شه.
در نهایت، هدفش اینه که علم سیاسی رو هم از نظر مباحث، هم از نظر ساختار و مشارکت، واقعاً جهانی و منصف کنه.

اگه نکته‌ای، سوالی یا فیدبکی داشتی، خودش خوشحال میشه بشنوه (ایمیلش تو سایت هست!)

منبع: +