اگه این روزا تو اینستاگرام یا تیکتاک چرخ بزنی، حتماً با کلی ویدیو عجیب و غریب روبهرو شدی. مثلاً یه دوربین مداربسته که با زاویه عجیب از یه خونه فیلم میگیره و یهو یکی با لباس خندهدار یا اصلاً یه ماشین که تا میاد بره، مثل کاغذ تا میشه! یا گربهای که با کاپیبارا (یعنی اون جونورای گوشتالو و بزرگ) و خرس میشینه دورِ هم! این جنس ویدیوها رو میگن “AI slop” یا به فارسی خودمونی، همون شلختهبازی هوش مصنوعی.
شلختهبازی هوش مصنوعی چیه؟
ببین، این واژه بیشتر به محتواهایی میگن که کاملاً توسط مدلهای هوش مصنوعی تولید شده و اکثراً عجیب و کپیکاری هستن: ویدیوهای تکراری، بیمعنی یا حتی سرگرمکننده که دیگه با چند تا کلیک راحت تو اپهایی مثل Sora (یکی از محصولات معروف اوپناِیآی یعنی همون شرکتی که چتجیپیتی رو ساخت)، Veo از گوگل یا Runway میتونی فیلم بسازی.
مثلاً Sora رو وقتی به شکل اپ منتشر کردن، ترکوند و عملاً دست هرکسی رو برای ساخت این ویدیوها باز گذاشت: یه جمله مینویسی، یه صحنه تخیلی (مثل “گوسفند توی پارک داره فوتبال بازی میکنه”) و هوش مصنوعی ویدیو رو تحویلت میده.
خاطره خرگوشای ترامبولینباز، یا وقتی اولین بار گول خوردم!
والا من خودم رو کاربر حرفهای اینترنتم، ولی تا همین پارسال یه ویدیوی خیلی وایرال که خرگوشا روی ترامبولین داشتن بالا پایین میپریدن رو که دیدم، تا ۱۰ دقیقه نفهمیدم تقلبیه. بعدش دیدم همه دارن کپی میکنن و هزارتا ویدیو با همون حال و هوا ساخته شد!
واکنش اولم چی بود؟ راستش خوشم نیومد. حس کردم اینترنت واقعاً “شلخته” شده و هوش مصنوعی داره بهمون هرچی دلش میخواد میندازه. ولی یواشیواش وایب دوستان و گروهام فرق کرد: کلیپهایی که با هم به اشتراک میذاشتیم گاهی بامزه یا حتی نابغهوار بودن؛ و شروع کردم به شک کردن به قضاوتم. واقعاً چرا ناراحت میشم این جور ویدیوها رو میبینم؟
هوش مصنوعی چطوری این ویدیوها رو میسازه؟
اغلب این ویدیوها با مدلهای خیلی قوی ساخته میشن: با متن سادهای که بهش میدی، این مدلها کلی دیتای قبلی دارن و سعی میکنن فریم به فریم اون چیزی که نوشتی رو بسازن. مثل همون کاری که مدلهای متنی انجام میدن، فقط ساخت ویدیو انرژی و پردازش خیلی بیشتری میخواد.
اولین مدلهای text-to-video (یعنی مدلی که از متن ویدیو میسازه) که ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ منتشر شده بودن، فقط چند ثانیه ویدیو تار و بوقلمون تحویلت میدادن؛ گاهی دست کاراکترها کج و کوله بود، صورتاشون آب میشد! اما الان مثلاً Sora2، Veo 3.1 یا Runway Gen-4.5 ویدیوهای یک دقیقهای خیلی طبیعی و حتی با صدای محیط و دیالوگهای ابتدایی میسازن!
قرار بود آینده سینما باشه؛ چی شد؟
شرکتا این ابزارها رو برای فیلمسازا و استودیوها طراحی کردن – مثلاً OpenAI گفته بود Sora “شبیهساز دنیاست”. ولی حالا خود آدمای عادی دارن باهاش خلاقیت میزنن: ویدیوی مودی (نخستوزیر هند) در حال رقصیدن با گاندی، یا سریال تاج و تخت با اپرای چینی! خلاصه، عجایب.
کافی بود یه ایده وایرال شه (مثل همون خرگوشا) که سیل کپی و مدل جدیدش راه بیفته. حتی برنامههایی مثل Vibes (مال متا/فیسبوک) و Sora دارن کل فید رو سرشار میکنن از ویدیوهای عجیب هوش مصنوعی.
ولی همین راحتی تولید سمت تاریک هم داره. مثلاً از Sora برای ساخت دپفیکهای نژادپرستانه مارتین لوترکینگ جونیور استفاده کردن یا کلیپهای خشونتآمیز. بعضیا هم نازیاسلاپ (Nazislop) میسازن که مضمون فاشیستی رو با نمک و روکش براق وارد فید نوجوانا میکنه.
با این حال، خلاقیت هنوز زندهست!
با همه این مشکلات، هوادارای جدی این مدلها هی در حال آزمایش نمونههای عجیبتر هستن و حتی دیگه دنبال واقعی بودن نمیرن؛ هرچی عجیبتر، بهتر.
مثلاً: ونهویی لیم – یه معمار که شده هوشمصنوعیآرتیست تمام وقت. خودش میگه مسابقه عجیبی بین سازندههای ویدیوهای هوش مصنوعی هست که: «کی میتونه عجیبتر تولید کنه!» و این ابزارا تو خلق چیزای باورنکردنی مثل بدنهای عجیب و جادوگری و طنز – واقعاً کارشون درسته.
دریک گاریبِی، برنامهنویس ۳۹ ساله از کالیفرنیا، وقتی کلیپهای بدن-ترسناک رو دید، شروع کرد با ComfyUI (یه ابزار تولید رسانه توسط هوش مصنوعی) کلنجار رفتن. حتی ویدیو “Cooking up some fresh AI slop” که ساخت، ۸.۳ میلیون بازدید تو تیکتاک گرفت.
دریل آنسلمو، هنرمند و کارگردان خلاق که هر روز از ۲۰۲۱ ویدیوی هوش مصنوعی پست میکنه، میگه: «خیلی کارا هست که قبلاً نشدنی بودن و الان با اینا ممکنه.» پروژه “AI Slop” اون تو چندتا گالری مشهور دنیا مثل Grand Palais Immersif پاریس هم نمایش داده شده. بعضی ویدیوها واقعاً آرت خفن دارن، حتی به ژانر وحشت هم رسیده.
برند و جهانسازی با این ویدیوها
این ابزارها باعث شده سازندهها شبکه خودشون رو بسازن. مثلاً لیم اکانت معروف “Niceaunties” رو داره؛ برگرفته از فرهنگ زنهای مسن اهل سنگاپور – که معمولاً با یه حس طنز و خلاقانه تصویرشون میکنه. یه ویدیو وایرال ازش تو اینستا ۱۳.۵ میلیون بازدید خورده: “Auntlantis” که خالههای مسن به شکل پری دریایی تو کارخونه زباله مشغولن! حتی پروژههایی مثل Granny Spills با ۱.۸ میلیون فالور تو اینستا ساخته شده – مادربزرگ ستیزهجو که با مردم مصاحبه خیابونی میکنه و هر ویدیوش فرق داره ولی تم صورتی داره.
این پروژهها وارد حالتی شدن که همزمان میشن برند بسازی، مینیسریال بزنی یا حتی با هم میکس کنی – مثلاً دو مادربزرگ سیاهپوست و آسیایی با هم. سریع هم فالورهاشون رو میکشن سمت کانالهای جدیدتر!
مردم عادی هم این وسط میتونن تو جریانهای اینترنتی شرکت کنن؛ مثل “Italian brainrot” (یعنی کمبود عقل ایتالیایی!) که پدیده عجیبیه برای ژنزی (جوونا) و ژنآلفا (نسل تازه); شخصیتهایی شبیه حیوان-آدم-شیء با اسمهایی شبهایتالیایی ساخته میشن و کل اینترنت یه دنیای جمعی میسازه براشون! پلتفرمهایی مثل OpenArt ابزار ساخت همین نوع داستانگویی تصویری رو راحت و سریع کردن. ۸۰ درصد کاربردیاش اصلاً هنری نیستن، فقط اومدن فان کنن!
اصلا شلختهبازی (Slop) یعنی چی؟
لغت Slop تو انجمنهای قدیمی نت (مثلاً 4chan) به معنی محتوای سخیف و بیکیفیت بوده. حالا تبدیل شده به یه برچسب که هرچی هوش مصنوعی ساختی رو سریع باهاش جمع میبندن و اصل ماجرارو نمیبینن! حتی دیکشنری کمبریج معنای جدید “slop” رو گذاشته “محتوای خیلی بیکیفیت اینترنتی، مخصوصاً وقتی توسط هوش مصنوعی ساخته شده”.
بعضیا مثل آنسلمو، همین واژه رو نصفه مسخره میگیرن و اسم پروژهشون رو ” AI Slop” گذاشتن و میگن: آزمایشگاه طرحهای عجیب منه! گاریبِی هم میگه این برچسب بیشتر یه شوخیه؛ اما هرکی بخواد خروجی حرفهای بگیره، میفهمه کلی زحمت میخواد! حتی سازندههای Granny Spills ناراحت میشن که این لفظ رو میشنون؛ چون فکر میکنن دستکم گرفتن زحمتشونه.
در واقع، ساخت حتی یک ویدیوی یک دقیقهای براشون ممکنه ساعتها – حتی روزها – طول بکشه! هنر فقط این نیست که یه جمله بنویسی و دکمه بزنی تا مدل هرچی دلش خواست بیرون بده؛ خلاقیت، انتخاب موضوع و شکلدهی تصویرها، همش با خود سازندهست.
آیا استفاده از “شلختهبازی” هوش مصنوعی برای هنرمندا ضرر داره؟
خیلیا که هوش مصنوعی رو برای تولید محتوا به کار میبرن، با فحش و پیامهای تند مواجه میشن؛ مردم فکر میکنن این کارشون فرصتها رو از هنرمندای واقعی میگیره. و خب آمارش رو مطالعه بروکینگز نشون میده: تو سایتهای فریلنسر بعد از ورود ابزارهای جدید هوش مصنوعی، بازار کار مشاغل آسیبپذیر نسبتاً ۲ درصد کمتر شد و درآمدش ۵ درصد اُفت کرد.
خلاصه به گفته میندی سیو (استاد هنر دیجیتال UCLA)، مشکل همه هنرمندا اینه که هوش مصنوعی هنوز نوپاست و سردرگمی زیاده؛ و همیشه تکنولوژی جدید اولش تو هنر “زشت” به نظر میاد یا جدی گرفته نمیشه.
حالا این شلختهبازیها بالاخره خوبن یا بد؟
اتفاقاً، یه دیدگاه مثبت داره: “همه میتونن مشارکت کنن!” یعنی دمکراتیکتر شده – دیگه فقط نقاش حرفهای یا انیماتور نمیتونه محتوای باحال بسازه، هرکسی میتونه با کمی سر و کله زدن و ایده، کار خودش رو تولید کنه.
فقط کارگردانی و وارد کردن ایده کافی نیست؛ اون انگیزه و داستان پشتش باعث جذابتشه. حتی اگر کسی سعی کنه از تو تقلید کنه، چون نمیفهمه دلیل پشت کار چیه، نمیشه کارتو کپی کرد!
حالا چی میخواد بشه؟
برخی منتقدا میگن این محتواها قشنگ همه بدبختیهای اینترنت رو جمع کرده: زشت، پر سر و صدا و خالی از خلاقیت واقعی. چون هوش مصنوعی محتوا رو بر اساس الگوریتم به صورت میانگین و عادی درمیاره، دیگه خاص و خلاقانه نیست.
ولی! من عاشق فرهنگ اینترنتیم! اصلاً همین جور بد بودنش هم یه جور خوبه! هرکی میتونه چیز عجیب خودش رو توش بذاره؛ سالها هر روز با اینترنت زندگی کردم و حالا میدونم لااقل این محتواها مثل موج هستن، باید بذاری ببرتت، شاید یهو به جایی برسی که یه تجربه عجیب پیدا کنی و تنها هم نمونی!
محتوای بیکیفیت همیشه بوده؛ فرق الان اینه که ساختش زنده و سریع جلوت اتفاق میفته. خواهینخواهی، فرهنگ و سرگرمی جدید اینترنت رو این مدل محتواها جهت میدن و شاید اصلاً “شلختهبازی” یه سبک جدید از بودن تو فضای مجازی باشه: بیخیالی، عجیببازی، و حتی مشارکت جمعی بیقید و بند.
آخرش؟
پاییز امسال، بعد از اون ماجرای خرگوشا که سرم کلاه رفت (!) تو Rednote با ویدیوهای یه بچه چینی به اسم Mu Tianran آشنا شدم که کلیپهایی خیالی بازی میکنه و داره سبک AI slop رو مسخره میکنه – همین نشون میده که بود و نبود هوش مصنوعی، خلاقیت هنوز دست آدمهاست؛ و حتی این ابزارها، مدل جدیدی به جوک و خنده و تقلید ما داده! شاید آخرش، این “شلختهبازی” هم بخشی از همون حس بازیگوشی و تقلیدی باشه که هیچ مدلی نتونه ازمون بگیره!
منبع: +