تا حالا شده وقتی داری میری مهمونی برای شام، یه لحظه وایسی و فکر کنی چی ببری؟ مثلاً چند دقیقه جلوی قفسه شراب یا نوشیدنی بمونی و سبک سنگین کنی کدومش رو بگیری؟ حالا جالب اینجاست که آدمای غرب ایران حدود ۱۱هزار سال پیش هم همچین دغدغههایی داشتن، فقط جای شراب، گراز وحشی میاوردن! 😄
یه تیم باستانشناس اومدن و بقایای یه مهمونی خیلی قدیمی تو منطقه آسیاب تو کوههای زاگرس رو بررسی کردن. اونجا یه ساختمون گرد پیدا کردن که توش یه چاله بوده و ۱۹ تا جمجمه گراز وحشی رو با نظم خاصی توش چیدن و بعدش همهش رو مهر و موم کردن. روی جمجمهها علامتهایی بوده که نشون میداده گرازها برای مهمونی حسابی تیکهتیکه و آماده سرو شدن. اما سوال این بوده که این گرازها اصلاً کجا شکار شدن؟
بررسی دندونها راز کار رو لو داد!
میدونستی دندون هم مثل درخت لایهلایه رشد میکنه؟ لایههای میکروسکوپی میسازه که میشه متوجه شد هر روز، از چی تغذیه میکرده یا کجا زندگی میکرده. این محققها اومدن دندون ۵ تا از اون گرازها رو با ابزار مخصوص بریدن و زیر میکروسکوپ همه چی رو بررسی کردن. با آزمایشهایی که بهش میگن «بررسی نسبت ایزوتوپها» (یعنی اندازهگیری انواع خاصی از ترکیبات شیمیایی توی دندونها)، فهمیدن که حداقل بعضی از این گرازها از چند ده کیلومتر اونورتر اومدن. حتی حدسشون اینه که شاید تا ۷۰ کیلومتر و عملاً چند روز راه اون گرازها رو رو دوش یا با زحمت کلی آوردن تا سهم هر کسی مشخص باشه!
خب، الان شاید بپرسید، آخه چرا همچین زحمتی بکشن؟ مگه نزدیک هم گراز نبود؟ واقعیت اینه که انگار آوردن گراز از منطقههای دور نشونهای از اهمیت دادن به جمع و حتی آوردن یه هدیه خاص و ویژه از «خونه» بوده. یعنی مثلاً یکی میاد و میگه این گراز سهم من از فلان کوهستانِ دور بوده، من مخصوصاً برا این مهمونی آوردمش – یه جور احترام و ارزشگذاری به فرهنگ و خانه و رفاقت!
مهمونیهای «بیکشاورزی»
یه نکته جالب دیگه اینه که این مهمونی مال زمانی بوده که کشاورزی هنوز رایج نشده بود. یعنی اون موقع مردم بیشتر شکارچی بودن تا کشاورز. خیلی از شواهد مهمونی و جشنهای بزرگ رو تو تاریخ بعد از رایج شدن کشاورزی پیدا میکنیم. مثلاً تو خود استونهنج (Stonehenge)، اون محوطه معروف انگلیسی که با سنگای عجیب ساخته شده، ثابت شده تو مهمونیهایی که میگرفتن، آدمها خوک از مناطق مختلف میآوردن! حالا نتیجه این تحقیق نشون داده که این رسم از خیلی قبلتر بین شکارچیها تو ایران رایج بوده و صرفاً مخصوص کشاورزا نبوده.
غذا و فرهنگ، همهجا یکیه!
اصلاً تا بوده، جمعهای مهم و فرهنگی کنار غذا کامل میشن. کریسمس بدون بوقلمون، عید فطر بدون شیرینی و مهمونی یهودیها (ماتزو بال سوپ) بدون غذای خاصشون معنی نداره. اون گرازها تو آسیاب هم دقیقاً همچین نقشی داشتن: هم معاشرت، هم نشونهای از اصالت و محل زندگی و هم یک جور هدیه یا احترام متقابل – درست مثل وقتی امروز ما بستنی سنتی کرمان یا پنیر فرانسوی یا گوشت کروکودیل مخصوص استرالیا میبریم هدیه! 😁
ماجرای دندون و راز سفر گرازها
هر دندون مثل یه دفترچه خاطراته؛ روز به روز لایه لایه رشد میکنه و مواد شیمیایی خاص که تو آب و غذای منطقه پیدا میشه رو جذب میکنه. پس اگه یه حیوانی جاشو عوض کنه، این توی دندونش ثبت میشه! اینجا هم محققها لایههای مینای دندون (مینای دندون همون روکش سخت و براق دندون آدما و حیواناته) گرازها رو بررسی کردن و فهمیدن که تنوع شیمیاییشون نشون میده حداقل چندتا از گرازها مسیر طولانی اومدن. شاید یکی از شرق زاگرس، یکی از جنوب یا حتی جاهایی دورتری اصولاً به مهمونی دعوت شده بودن!
تبادل و هدیه، از دیروز تا امروز
همونطور که الان وقتی میریم مهمونی، با دقت یه هدیه خاص و فکرشده میبریم، تو اون زمان هم آوردن گراز از منطقههای دور نشون از احترام، یادآوری خونه و تحکیم دوستی و روابط اجتماعی بوده. مهمونی فقط خوردن نبود، یه نوع جشن گرفتنِ ارتباط و تبادل هدیه هم بوده.
در کل، این کشف بهمون نشون میده که حتی هزاران سال پیش، آدمها چقدر به مناسبت، معاشرت و نشون دادن اهمیت به جمع خودشون حساس و خلاق بودن. هر کی با گراز خودش! 😁
راستی، اگه دوست داری دربارهٔ اولین کشاورزها یا داستان جوامع کشاورزی خیلی قدیمی تو مراکش یا حتی ماجرای اولین روز شکرگزاری بدونی، حتماً بگرد و بخون – کلی موضوع جذاب داری پیش روت!
منبع: +