حتماً براتون جالبه که بدونید چرا تو انتخابات آمریکا (مثلاً انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۴)، با اینکه دونالد ترامپ یه جورایی حرفاش ضد مهاجر بود، اما کلی از مهاجرها و اقلیتهای قومی اومدن بهش رای دادن! شاید انتظار میرفت این گروهها بیشتر طرفدار احزاب چپ باشن، ولی داریم میبینیم که تو آمریکا و حتی کل دنیا، خیلی از اقلیتها دارن سمت نیروهای محافظهکار (یعنی همون راستگراها) مایل میشن؛ چیزی که خیلی از کارشناسا رو گیج کرده.
این قضیه رو کریشنان نایر (یه پژوهشگر دانشگاه Illinois Urbana-Champaign) بررسی کرده. خودش بچه مهاجرای هندیه و سالها روی اقلیتهای قومی تحقیق کرده. اون میگه: خیلی از آدمایی که ریشه مهاجرت دارن، از نظر ارزشهای شخصی و خانوادگی بیشتر به جناح راست (محافظهکارها) نزدیکترن، اما تا همین چند وقت پیش معمولاً به چپها رای میدادن!
مشکل اینجاست که تحقیقات قبلی بیشتر روی جمعیت سفیدپوستا انجام شده بود و هنوز اونقدرا به تفاوتهای قومیتی توجه نکرده بودن. واسه همین نایر و همکاراش یه مقاله تو ژورنال Psychological Science منتشر کردن تا بالاخره روی ترجیح رهبری قوی بین اقلیتها دقیق بشن.
توی این تحقیق، اومدن سه دیتاست مهم از آمریکا و اروپا رو بررسی کردن؛ اطلاعات این پرسشنامهها شامل قومیت آدمها، جهتگیری سیاسیشون (یعنی اینکه طرف چپان یا راست) و اینکه چقدر دوست دارن رئیس اقتدارگرا و محکم سر کار باشه، بوده. به عنوان توضیح، رئیس اقتدارگرا کسیه که دوست داره تو هر کاری حرف آخر رو خودش بزنه، قانون بزاره و نظم و تنبیه رو جدی بگیره.
جالب اینه که تقریباً تو همه گروههای اقلیت (صرف نظر از اینکه چپ یا راست بودن)، علاقه به رئیس قوی و مقتدر خیلی بیشتر از سفیدپوستا بود. حتی اگه اقلیتهایی که چپگرا بودن رو با سفیدپوستای چپگرا مقایسه کنیم، باز هم اقلیتها بیشتر دنبال یه رهبر با اقتدار بودن! خلاصهش اینطوریه که سلایقشون به رو راستاها (محافظهکاران) شبیهتر بود تا لیبرالها (یعنی چپگراها).
حالا سوال پیش میاد: چی باعث میشه اقلیتها دنبال یه رئیس قوی باشن؟ نایر و تیمش میگن معمولاً دوتا عامل مهم دخالت داره:
۱. سطح اعتماد کلی پایینتر بین اقلیتها: اعتماد عمومی یعنی همون اعتمادی که به بقیه جامعه و سیستماس، نه فقط فامیل و دوست. وقتی مردم به جامعه یا حاکمیت یا حتی همنوعاشون اعتماد کافی ندارن، ناخودآگاه دنبال کسی میگردن که بتونه با قدرت نظم رو برقرار کنه و جلو بیقانونی یا بیاعتمادی رو بگیره.
۲. جایگاه اجتماعی پایینتر: خیلی از اقلیتها، مخصوصاً تو کشورای ثروتمند مثل آمریکا و اروپا، معمولاً وضعشون از نظر اقتصادی-اجتماعی پایینتره. یا ممکنه خودشون یا خانوادهشون از کشورایی اومده باشن که اونجا اصلاً اعتماد به دولت و سیستم خیلی کمه و حکومتها معمولاً افراد قدرتمندی بودن که با قاطعیت (حتی گاهی سرکوبگرانه) حکومت میکردن. این مدل ریشه فرهنگی-اجتماعی، حتی بعد از چند نسل تو خانواده باقی میمونه.
خود نایر و تیمش برای اینکه ببینن اگه اعتماد آدمها بیشتر بشه، باز هم دنبال رئیس قدرتمندن یا نه، یه آزمایش طراحی کردن: ۹۰۳ آمریکایی تو سه گروه بودن (یکسوم دموکرات سفیدپوست، یکسوم جمهوریخواه سفیدپوست، و بقیه اقلیتهای قومی با تفکرات مختلف). ازشون خواستن فرض کنن تو یه جامعه زندگی میکنن که همه مهربون و زحمتکش و قابل اعتماد هستن! نتیجه چی شد؟ علاقه اقلیتها به رهبری قوی کم شد و شبیه همردههای چپگرای سفیدپوستشون شد. یعنی هرچی اعتماد بره بالا، تمایل به اقتدارگرایی پایینتر میاد!
همین نتیجهها واسه آینده سیاست تو آمریکا و کشورهای غربی خیلی مهمه؛ چون جمعیت اقلیتها روز به روز داره زیاد میشه و اگه این مدل نگرش تغییری نکنه، احتمالاً آرایش سیاسی جامعه هم عوض میشه. مثلاً تو هر بار که ترامپ شرکت کرده، میزان رای اقلیتها بهش زیادتر شده. یا تو کشورهایی مثل انگلیس و کانادا، مهاجرها دارن بیشتر سمت احزاب محافظهکار (راستگرا) میرن. البته هنوز قطعیت نداره که این روند تا چند سال همینطور بمونه؛ شاید احزاب چپ هم بتونن با آوردن یه رهبر قوی یا نمایندگان اقلیت بیشتر، دوباره این قشر رو جذب کنن.
یه نکته باحال دیگه هم که تو این تحقیقات معلوم شد: علاقه به رئیس قدرتمند لزوماً فقط به سیاست مربوط نمیشه! شاید تو محیط کار و سازمانها هم اقلیتها ترجیح بدن ساختارهای سلسلهمراتبی (یعنی رئیس بالا دست باشه و نظم قوی باشه) پابرجا باشه.
نکته آخر: اقلیتها خودشون گروهی یکدست نیستن! کلی فرهنگ، ارزش و سلیقه مختلف بینشون هست. بعضی ارزشهاشون با راستگراها جوره، بعضیا با چپها. پس پژوهشهای بعدی میتونن دقیقتر این تفاوتها رو باز کنن.
در کل، نایر حرف آخرش اینه که: «حتماً باید اختلافات قومیتی رو به عنوان یه عامل اصلی تو تحقیقات سیاسی لحاظ کنیم؛ چون واقعاً تاثیرگذارن!». حالا شما چی فکر میکنید؟
منبع: +