ردیابی انگیزه توی مغز! مطالعه جالب روی آدمای سالم و پارکینسونی‌ها

خب رفیق، بذار برات یه تحقیق باحال رو تعریف کنم که می‌خواد ببینه چی جوری مغز ما وقتی با چیزای خوشایند یا بد روبرو میشه، واکنش نشون میده—مخصوصاً توی آدمای سالم و کسایی که پارکینسون دارن. موضوعش اینطوریه: یه راه عصبی تو مغز هست به اسم “کورتیکوبولبار” (Corticobulbar tract: یعنی یه مسیری که قشر حرکتی مغز رو به عضلات صورت و دهان وصل می‌کنه) و شاید این مسیر نقش مهمی داشته باشه تو اینکه چطور انگیزه یا همون انرژی روحی‌مون، خودش رو به صورت حرکت‌های بدنی نشون میده.

حالا چرا مهمه؟ قبلاً فهمیدن که وقتی به یه چیز خوشایند یا ناراحت کننده فکر می‌کنی (مثلاً یه غذا که دوست داری یا ازش متنفری!)، تحریک‌پذیری بخشی از مغز که با حرکت زبون سروکار داره و همینطور فعالیت الکتریکی عضلات زیر چونه (بهش میگن “SbM” که همون Submental muscles هستن. یعنی عضلات زیر چونه که تو کارهای خوردن و حرف زدن کمک می‌کنن!) عوض میشه. خلاصه اینا نشون میده مسیر کورتیکوبولبار ممکنه یه جور رابط طبیعی بین حال و هوای انگیزشی ما و حرکات بدنی‌مون باشه.

حالا این تحقیق چی کار می‌کنه؟ دو قسمت داره:

قسمت اول روی آدمای سالمه (یه گروه صد نفره!). براشون یه کار جالب تو دنیای واقعیت مجازی (Virtual Reality: یعنی با عینک مخصوص میرن توی یه محیط سه‌بعدی خیالی) تعریف کردن که باید توش خرید غذا انجام بدن و هیچی! این انتخاب غذاها با توجه به اینکه چقدر براشون جذابه یا فرق داره، صورت می‌گیره و همزمان دکترها فعالیت عضلات زیر چونه‌شون رو با دستگاه EEG مخصوص عضله‌نگاری سطحی (sEMG، یعنی یه روشی که فعالیت برقی ماهیچه رو می‌گیره) ضبط می‌کنن.

قسمت دوم روی بیماران پارکینسونی انجام میشه. پارکینسون یه بیماریه که کارکرد دوپامین (Dopaminergic dysfunction: اختلال در عملکرد دوپامین که می‌تونه باعث مشکلات حرکتی و روحی بشه) توش به هم می‌ریزه و باعث کم‌شدن انگیزه و حرکت میشه. تو این مطالعه، ۱۵ نفر بیمار پارکینسون شرکت کردن که مقدار تحریک‌پذیری مسیر CB قبل و بعد از ۳ ماه درمان دارویی با لوودوپا (Levodopa: یه داروی معروف برای پارکینسون که سطح دوپامین رو بالا می‌بره) بررسی میشه. جالبه که هم قبل دارو و هم بعد دارو اندازه‌گیری می‌کنن و یه بار هم زمانی که دارو قطع شده و بدنشون دیگه دارو نداره (بهش میگن ON/OFF medication state).

برای اینکه نتیجه‌ها معتبر باشه، یه گروه کنترل هم دارن (۱۵ نفر آدم سالم) که هیچ دارویی نمی‌گیرن و فقط همون اندازه‌هایی که گفته شد، دوبار با فاصله ۳ ماه انجام میشه.

علاوه بر ثبت اطلاعات حرکتی – مغزی، اینا از شرکت‌کننده‌ها سوال هم می‌پرسن (یعنی پرسشنامه انگیزه و حساسیت به پاداش، که همون علاقه یا بی‌علاقگی به پاداش گرفتن رو اندازه می‌گیره).

کلاً هدف تحقیق اینه که ببینه میشه تحریک‌پذیری مسیر کورتیکوبولبار رو (CB excitability: یعنی اینکه این مسیر عصبی چقدر راحت یا سخت فعال میشه) به عنوان نشونه‌ای غیرتهاجمی از وضعیت انگیزشی و سیستم دوپامینی بدن استفاده کرد یا نه. منظور از غیرتهاجمی اینه که لازم نیست کار خطرناک یا دردناک خاصی انجام بدن، فقط اندازه‌گیری بیرونی و بی‌دردسر!

آخرش هم امید دارن که اگر این نشونه واقعاً کار کنه، یه ابزار خیلی خوب پیدا بشه واسه تشخیص و بررسی انگیزه هم تو آدمای سالم و هم تو بیماران پارکینسونی و شاید بقیه بیماری‌ها. چون الان پیدا کردن یه بیومارکر (biomarker: یعنی یه نشونه قابل اندازه‌گیری که نشون بده وضعیت انگیزشی چطوره) واسه انگیزه خیلی مهمه و کار رو برای متخصص‌ها راحت‌تر می‌کنه.

خلاصه داستان اینکه مغز ما با کمک مسیرهای عصبی خاص و اندازه‌گیری‌های خلاقانه، داره کم‌کم رازهای انگیزه و حال و هوای درونی‌مون رو لو میده! بعید نیست یه روز از روی فعالیت چندتا عضله کوچیک بفهمیم کی حالش خوبه و کی بی‌انگیزه‌ست! جالب نیست؟

منبع: +