اون چیزی که فکر می‌کنی درباره یادگیری بچه‌ها اشتباهه! مغز بچه‌ها خیلی با بزرگ‌ترها فرق داره

Fall Back

اگه فکر می‌کنی بچه‌ها فقط آدم‌بزرگای کوچیک‌تری هستن که مغزشون هنوز رشد نکرده، باید همین الان این ذهنیت رو عوض کنی! محقق‌ها جدیداً فهمیدن که مغز بچه‌ها به طرز عجیبی با مغز بزرگسال‌ها توی یادگیری فرق داره و این خیلی جذابه.

خب، منم اگه جای تو باشم و اینو بشنوم، برام سوال پیش میاد، مثلاً مگه بچه‌ها همین‌طوری پِرت نیستن و تمرکزشون کمه؟ همیشه معلم‌ها از حواس‌پرتی بچه‌ها شاکین، اما این فقط یه کمبود نیس. اتفاقاً بعضی جاها این «بدتوجهی» خودش یه مزیت حساب میشه!

یه دانشمند به اسم مارلی تاندوک (که خودش تو بچگی کلی ساز می‌زده) در این مورد تحقیق کرده و نتایج جالبی به دست آورده. واسه مثال، تو یه آزمایش، اومدن بچه‌ها (۷ تا ۹ ساله) و دانشجوهای بزرگ‌تر رو توی تنظیم توجه و یادگیری کشیدن وسط یه بازی بامزه. اول ازشون خواستن تو اسلایدشوها دنبال عکس خاصی (مثلاً دوچرخه یا آدم‌برفی) بگردن و هر وقت دیدن، سریع اسم‌شو بگن. همونطور که حدس می‌زنی، بزرگ‌ترها تو توجه مستقیم و اعلام جواب بهتر عمل کردن. ولی تو آزمایش دوم که باید بی‌خیال عکس‌ها می‌شدن و حواسشون به یه کار دیگه (شکل‌های زرد و انتزاعی) بود، دیدن که بچه‌ها و بزرگ‌ترها یه اندازه تصاویرو یاد گرفتن!

اینجاست که معلوم میشه بعضی وقتا، مغز بچه‌ها که نمیدونه دقیقاً به چی توجه کنه، همه‌چیز رو با هم جذب می‌کنه. این باعث میشه کنجکاوتر و اهل کشف باشن و شاید واسه همینم تو یادگیری زبان برگ برنده رو دارن (راستی یادگیری زبان یعنی همون Language Acquisition که بچه‌ها توش نابغه‌ان). پس یه جورایی پخش بودن توجه یا به قول علمی Distributed Attention یعنی تقسیم توجه به چیزای مختلف تو اطراف، می‌تونه یه امتیاز باشه.

یه خاطره جالب هم مارلی نقل می‌کنه: یکی از دوستاش دید که بچه کوچیک‌ترش کل یه شعر رو از بر خوند، در حالی که بزرگ‌ترش با تمرین زیاد تازه تونسته بود اون رو حفظ کنه! پس اگه فکر می‌کنی بچه‌ها وقتی بهت گوش نمی‌دن، واقعاً نمی‌شنون، باید دوباره فکر کنی.

بریم سروقت بحث حافظه‌ها. خیلی وقت‌ها ما فقط اون چیزی رو می‌سنجیم که بچه‌ها می‌تونن حفظ کنن و بعداً از حفظ بگن، ولی دنیای واقعی پیچیده‌تره! آقای ییبیاو لیانگ (Yibiao Liang) که دانشمند حوزه روانشناسیه، اومده فرق «حافظه داخلی» و «حافظه خارجی» رو بررسی کرده. حافظه داخلی یعنی چیزی که تو ذهنت نگه می‌داری، مثل حفظ کردن شماره تلفن. حافظه خارجی یعنی به دفترچه، گوشیت یا حتی یه تیکه کاغذ نگاه کنی تا اون شماره رو ببینی. خیلی وقتا فکر می‌کردن بچه کوچیکا (مثلاً زیر ۵ سال) نمی‌دونن کدوم رو کی باید انتخاب کنن یا اصلاً این تفاوت رو نمی‌فهمن.

تو کار لیانگ، بچه‌های ۵ تا ۸ ساله‌ی آمریکایی و چینی رو بردن یه بازی خرید طراحی شده. باید لیست خرید رو یا تو ذهنشون نگه می‌داشتن (حافظه داخلی)، یا هر وقت می‌خواستن برن سراغش (حافظه خارجی). تو یه نسخه باید منتظر می‌موندن تا لیست رو ببینن (یعنی استفاده از حافظه خارجی هزینۀ زمانی داشت). جالب اینجاست که حتی کوچیک‌ترین بچه‌ها هم می‌تونستن بین این دوتا انتخاب و معامله کنن! ازشون پرسیدن کدوم نسخه رو دوست داشتن، اکثراً گفتن اونکه منتظر نمونه. این نشون میده می‌دونن کی از حافظه خودشون استفاده کنن کی از ابزار بیرونی!

یه نکته: این مهارت تو همه بچه‌ها بود، فرقی نمی‌کرد اهل کجا باشن. پس میشه نتیجه گرفت اگه تو مدرسه بچه‌ها به ابزار حافظه خارجی دسترسی داشته باشن (مثلاً تبلت)، لزوماً ضرر نداره. فقط باید بهشون یاد داد چطور «عاقلانه» ازشون استفاده کنن و بعضی وقتا بدون این ابزارا هم بتونن مغزشون رو به چالش بکشن.

حالا برسیم به بحث هوش. دانشمندها سال‌هاست علاقه دارن بفهمن چطور هوش عمومی بچه‌ها (که بهش General Intelligence یا همون ‘g’ می‌گن) و توانایی‌های خاصشون تغییر می‌کنه. قبلاً بیشتر فقط روی این ’g‘ زوم می‌کردن، ولی الان دارن حوزه‌های مختلف مثل ریاضی، خواندن، یا کارکردهای اجرایی (Executive Functions یعنی مهارت‌هایی مثل انعطاف ذهنی و حافظه کاری) رو هم می‌سنجن.

یه تیم آلمانی با رهبری لیزا بارداخ روی داده‌های نزدیک به ۱۸ هزار بچه تو آمریکا، از کلاس مهد تا پنجم دبستان کار کردن. بررسی طولانی نشون داد که ساختار ‘g’ تقریباً ثابت می‌مونه، ولی مهارت‌های خاص (مثلاً توی ریاضی یا خوندن) با بزرگ‌تر شدن بچه قوی‌تر و متمایزتر میشه. یه نکته بامزه هم اینه که بچه‌هایی که شاید تو هوش عمومی ضعیف باشن، می‌تونن با توانایی خاص تو حوزه‌ای مثل خوندن موفقیت جبران کنن.

این یافته‌ها نشون میده شاید بهتر باشه بجای آموزش یه‌دست، برا هر بچه مسیر یادگیری جدا و شخصی‌سازی‌شده طراحی کنن. این می‌تونه برای اونایی که تو یه قسمت ضعیفن ولی تو حوزه دیگه استعداد دارن خیلی کمک کنه.

آخر سر هم بگم که پژوهشگرها اعتقاد دارن باید روش‌های سنجش مهارت و حافظه بچه‌ها رو واقع‌بینانه‌تر و شبیه دنیای روزمره کنن تا واقعاً بفهمیم ذهن منحصر به فردشون چه قابلیت‌هایی داره. خلاصه، بچه‌ها فقط کوچیک‌تر ما نیستن؛ تجربه کردن و دیدنشون به دنیا خیلی فرق داره و بهتره بهش احترام بذاریم و ازش یاد بگیریم!

اگه این موضوع جذاب بود و سوال داشتی، حتماً تو کامنتا بنویس یا ایمیل مقاله رو چک کن. اطلاعات کامل‌تر و منابع رو تو سایت اصلی می‌تونی پیدا کنی (رفرنس یعنی همون منابع علمی آخر مقاله).

منبع: +