وقتی آدم‌ها و چت‌جی‌پی‌تی با هم رفیق میشن: یه نگاه خودمونی به تجربه‌های اندونزیایی‌ها

خب بچه‌ها، بیاید یه بار دیگه ماجرای چت‌جی‌پی‌تی و ما آدما رو با هم مرور کنیم. این یکی تحقیق خیلی جالب رفته سراغ این موضوع که واقعاً آدم‌ها چجوری تو زندگی روزمره‌شون با هوش مصنوعی — مثلاً همین چت‌جی‌پی‌تی — کنار اومدن و درکش می‌کنن. مخصوصاً تو اندونزی، یعنی کلی آدم با فرهنگ‌ها و نیازهای خاص خودشون.

اول از همه، محقق‌ها اومدن از یه زاویه به اسم “نظریه فرصت‌ها” یا همون Affordance نگاه کردن. خُب Affordance چیه؟ یه جور نظریه‌ست که میگه هر ابزار یا تکنولوژی‌ای، فقط یه سری قابلیت فنی نداره، بلکه واقعاً این کاربرای عادی هستن که معنی‌اش رو درمیارن و تو زندگی روزمره‌شون بهش یه نقش میدن. خلاصه اینکه وقتی ما با یه چیزی مثل چت‌جی‌پی‌تی کار می‌کنیم، با توجه به هدف‌ها، شرایط و حتی حال و هوامون، بهش یه معنی و کارکرد می‌دیم. حالا ممکنه برای یکی بشه همکار فکر کردن، برای یکی دیگه تبدیل بشه به رفیقی که تو لحظات تنهایی دلداری میده!

تو این تحقیق، از رویکرد جامعه‌سازانه (Socioconstructivist) استفاده شده. یعنی چی؟ یعنی به جای اینکه فقط بگن فلان ابزار اینجوری طراحی شده، رفتن سراغ این بحث که آدم‌ها چجوری باهاش برخورد می‌کنن، تو اجتماع، با هم دربارش صحبت می‌کنن و بهش معنی میدن. به جای روش‌های خشک آزمایشگاهی، از تحقیق کیفی و سبک «نتنوگرافی» (یعنی بررسی رفتار و گفتگوهای مردم تو اینترنت و شبکه‌های اجتماعی) استفاده کردن. پس داده‌هاشون از دل همین گفتگوها و تجربه‌های واقعی آدم‌ها درمیاد، نه فقط عدد و رقم!

خب، نتیجه چی شد؟ به نکته خیلی باحالی رسیدن: اینکه این ویژگی‌های به درد بخور که ما تو چت‌جی‌پی‌تی می‌بینیم (این همون Affordance) فقط تو خود سیستم کدنویسی نشده، بلکه بستگی به دیدگاه کاربر و شرایط داره. مثلاً یکی دنبال افزایش تمرکز و بهره‌وریه، میره سراغ چت‌جی‌پی‌تی که کاراشو سریع‌تر انجام بده. یکی دیگه شاید مشکل تو فکر کردن یا نوشتن داشته باشه، اینجا چت‌جی‌پی‌تی براش میشه مثل عصا. بعضی‌ها گفتن موقع تنهایی یا فشار عصبی، حرف زدن با چت‌جی‌پی‌تی براشون مثل یه دوست بوده که فقط گوش میده و قضاوت نمی‌کنه.

پس، نقش چت‌جی‌پی‌تی فقط یه ربات همه‌فن‌حریفی که از اول براش برنامه‌ریزی شده نیست. اون بیشتر مثل یه بوم نقاشیه که هرکسی براساس شرایطش، نقششو می‌کشه. مثلاً برای یه نفر میشه مربی، برای یکی دیگه مشاور، یا اصلاً یه همدم برای دل‌تنگی‌ها! اینجا اصطلاح «همکار فکری» یا «انعکاس‌دهنده» هم اومده، یعنی یه جوری رفیق که موقع رفع اشکالات فکری یا تصمیم‌گیری کنارت می‌ایسته.

یه نکته مهم اینه که ارزش واقعی و کاربردهای هوش مصنوعی، مثل همین چت‌جی‌پی‌تی، کاملاً به تجربه، هدف و برداشت هرکس گره خورده — نه فقط به کدها و امکاناتی که برنامه‌نویسا براش گذاشتن. پس برخلاف باور خیلیا که فکر می‌کنن تکنولوژی همه چی رو کنترل می‌کنه (که بهش میگن «دیدگاه جبری تکنولوژی»، یعنی نگاه Deterministic)، این تحقیق نشون میده آدم‌ها نقش عظیمی تو شکل‌دادن به ارزش واقعی AI دارن. خلاصه، ارزش هوش مصنوعی رو ما با تجربه و حس و هدف‌هامون می‌سازیم، نه بس که همه‌چی از پیش براش تعریف شده باشه.

در آخر، این مقاله از این میگه که چطور مردم اندونزی دارن چت‌جی‌پی‌تی رو کم‌کم وارد زندگی‌شون می‌کنن و بهش معنای جدید میدن. هرچقدر بیشتر باهاش وقت می‌گذرونن و بیشتر تجربیات فردی و اجتماعی‌شون رو وارد ماجرا می‌کنن، کاربردها و ارزش این ربات هم برای هرکس متفاوت‌تر و خاص‌تر میشه.

در کل، این تحقیق یه پیام خیلی مهم داره: تکنولوژی فقط یه ابزار نیست که یه سری ویژگی ثابت داره؛ اصل کاری این شمایی که باهاش چه‌جوری رفتار می‌کنی، چی لازم داری و تو چه موقعیتی هستی. هوش مصنوعی مثل خمیره، شکلش دست آدم‌هاست!

منبع: +