بذار یه موضوع مهم رو با هم باز کنیم: ذهنآگاهی! شاید اسم Mindful Awareness رو شنیده باشی. این یعنی اینکه بتونی تو لحظه حال باشی و وضعیتی که الان داری رو بدون قضاوت، همونطور که هست، بپذیری. خیلیها فکر میکنن این کار فقط مخصوص مدیتیشن و یوگا هست، اما واقعاً تو زندگی روزمره هم میتونه به دردت بخوره.
حالا سؤال اصلی اینه: کسایی که تو زندگیشون کلی سختی و مصیبت کشیدن (که بهش تکانه یا Adversity هم میگن)، آیا میتونن ذهنآگاهی خوبی داشته باشن یا نه؟ و اصلاً این تجربههای بد چه بلایی سر بدن و ذهنمون میاره؟
یه تحقیق جالب با کلی آدم بین 18 تا 88 سال که همشون تو آمریکا زندگی میکردن و حداقل یه سختی بزرگ تو زندگیشون داشتن (یعنی حداقل یه adversity رو تجربه کردن)، به این سؤالها سر و سامان داده. تعداد شرکتکنندهها 1542 نفر بوده، یعنی حسابی دیتای قوی جمع کردن!
تو این تحقیق از هر کسی پرسیدن که:
- چقدر ذهنآگاهی داره؟
- تو عمرش چند تا سختی بزرگ رو گذرونده؟ (بهش میگن Cumulative Adversity یعنی مجموع ضربهها یا سختیهایی که تا الان تجربه کردی)
- بدنش چقدر سریع واکنش نشون میده؟ این موضوع رو به اسم Autonomic Reactivity میگن، یعنی همون سرعت و شدت عکسالعمل سیستم عصبی خودکار بدن. سیستم عصبی خودکار همونیه که مثلاً وقتی یهویی میترسی یا استرس میگیری، ضربان قلبت بالا میره یا دستت عرق میکنه.
- آیا از راههای مقابله ناکارآمد مثل فرار کردن یا سرکوب احساسات استفاده میکنه؟
- چقدر استرس، اضطراب یا نشونههای PTSD (یعنی اختلال استرس پس از سانحه) توشون دیده میشه؟
خب، حالا نتیجهها چی بود؟ بیاید راحت توضیح بدم:
قویترین عامل اینکه کسی ذهنآگاهی بیشتری داشته باشه، این بود که بدنش، مخصوصاً سیستم عصبی خودشکارش، آرامتر و آرومتر واکنش نشون بده. یعنی اگه بدن کمتر تند و تیز واکنش نشون بده، کنترل روی لحظه حال و ذهنآگاهی هم بهتره و حتی سختیهای گذشته کمتر اذیتت میکنن.
یه نکته جالب دیگه اینکه احتمالاً این واکنشهای خودکار بدن، نقش واسطهای دارن بین سختیهای گذشته و ذهنآگاهی فعلی فرد. یعنی چی؟ یعنی اگه کسی خیلی سختی کشیده باشه و بدنش خیلی سریع به استرس واکنش نشون بده، راحت نمیتونه ذهنآگاهی داشته باشه. اما اگه بتونه رو بدنش کار کنه و اون واکنشها رو کاهش بده، میتونه باوجود همه سختیها، باز هم بیشتر تو لحظه حال زندگی کنه.
اما یه چیز دیگه هم مشخص شد: بالاتر بودن واکنشپذیری بدن قویترین نشونه این بود که فرد الان هم حال خوبی نداره، یعنی تو زندگی روزانه، عملکردش پایینتره و مشکلات روحی بیشتری داره. به عبارت ساده، اگه بدن خیلی واکنش نشون بده، هم ذهنآگاهی پایین میاد و هم حال عمومی فرد بدتر میشه.
جمعبندی خیلی دوستانه: اگه کسی قبلاً تو زندگیش مشکلات و بلاهای زیادی تحمل کرده (که خب خیلی از ماها اینجوریایم!)، واسه بهتر شدن حال و عملکرد فعلیش، باید هم روی ذهنآگاهی و پذیرش لحظه حال کار کنه، هم بازسازی و آرامکردن واکنشهای خودکار بدنش. تمرینهای ریلکسیشن، مدیتیشن، ورزش و حتی تکنیکهای تنفس تو این مسیر معجزه میکنن. تازه، بدون کارکردن روی بدن و واکنشهای عصبی، فقط مطالعه درباره ذهنآگاهی ممکنه کافی نباشه.
در کل اگر تا الان فکر میکردی فقط با فکر و منطق باید مشکلات رو حل کنی، این تحقیق نشون میده که بدن و سیستم عصبی ما هم حسابی تو جریان نقش دارن. خلاصه، باید هر دوش رو داشته باشیم: بدن آرومتر، ذهنآگاهتر!
منبع: +