تا حالا شده توی خیابون بفهمی راه اشتباه رفتی، ولی برگشتن و از همون مسیر دوباره عبور کردن برات زجرآور باشه، حتی اگه میدونی سریعتر میرسی؟ این همون چیزیه که تو روانشناسی بهش میگن «گریز از برگشتن به عقب» یا به انگلیسی Doubling-Back Aversion. یعنی آدمها معمولاً حاضر نیستن راهی رو که رفتن برگردن، چون حس خوبی بهش ندارن—even اگه این کار به نفعشون باشه!
حالا این قضیه فقط مختص رانندگی و قدم زدن نیست؛ تو خیلی کارهای دیگه هم وجود داره. مثلاً فرض کن یه پروژه رو شروع کردی و وسطاش میفهمی اگه برگردی از اول یه روش بهتر رو امتحان کنی، خیلی سریعتر کار رو جمع میکنی—ولی خیلیا این کارو نمیکنن! چرا؟ چون بهشون حس میده که زحمت قبلیشون رو ریختن دور!
کریستین چو و کلیتون کریچر از دانشگاه UC Berkeley تو یه سری تحقیقات جالب رفتن سراغ همین موضوع. اونا چهار تا آزمایش انجام دادن—یه دونه هم با محیط واقعیت مجازی (VR) که خیلی باحال بوده. تو یکی از تستها، شرکتکنندهها باید ۴۰ تا کلمه با یه حرف خاص میگفتن (مثلاً حرف G)، ولی بعد از ۱۰ تا کلمه بهشون اجازه میدادن یا ادامه بدن، یا سوئیچ کنن به حرف T (که پیدا کردن کلمه براش راحتتره). نکته جالب اینجاست: وقتی تغییر حرف رو به عنوان یه شروع تازه و حذف کلمات قبلی ارائه میکردن، فقط ۲۵٪ حاضر بودن سویچ کنن. اما وقتی اینطوری نشونش نمیدادن، این عدد تا ۷۵٪ بالا میرفت! یعنی تنها با تغییر نحوه بیان مسئله، کلی آدم نظرشون عوض میشد.
توی آزمایش واقعیت مجازی، شرکتکنندهها داشتن تو یه دنیای مجازی حرکت میکردن و ناگهان میفهمیدن یه مسیر کوتاهتر هست ولی برای اینکه ازش استفاده کنن باید برگردن به عقب. بیشترشون (۵۷٪) همون مسیر طولانی رو رفتن فقط که مجبور نشن برگردن عقب! این یعنی بیشتر مردم عملاً حاضر نیستن برای بهرهوری بالا و سریعتر رسیدن، حس عقبگرد رو تجربه کنن—even تو فضای مجازی که دردسر کمتری داره.
اینجا یه اصطلاح فنی هم داریم که بد نیست بدونی: Sunk Cost Fallacy یا «خطای هزینه فرو رفته». یعنی اینکه وقتی کلی وقت و انرژی یا پول پای چیزی گذاشتی، حتی اگه ادامه ندادنش منطقیتر باشه، ول کردنش برات سخته. اما اون چیزی که این محققها بهش پرداختن یه فرقی با این مفهومی که گفتیم داره؛ توی خطای هزینه فرو رفته بحث اینه که کل هدف رو ول کنیم یا نه. ولی توی گریز از برگشتن به عقب، بحث انتخاب راه برای رسیدن به هدفه، نه خودِ هدف!
یعنی خلاصهاش اینه که طرف دوست نداره مسیرش رو عوض کنه، حتی اگه میدونه عوض کردنش به نفعشه، فقط چون باید بخشی از کار قبلیش رو کنار بذاره. و نکته جالب اینکه آدمها معمولاً این قضیه رو تو ذهنشون به شکل زمان یا حجم کار نمیبینن؛ بیشتر بهش مثل یه شکست یا دور ریختن زحمت نگاه میکنن. مثلاً یکی از شرکتکنندهها احتمالاً حس میکنه زحمتش دود شده رفته هوا، نه اینکه الان یه شانس بهتر داره!
خیلیامون این اتفاق رو سر کار، تو پروژهها یا حتی روابط شخصی حس میکنیم. مثلاً وقتی داری یه مقاله رو مینویسی و میدونی باید چند پاراگراف رو حذف کنی و از نو بنویسی، ولی دلت نمیاد، چون انگار بخشی از جونت رو انداختی دور! اما واقعیت اینه که گاهی همین برگشتنها نقطهی جهش رشد و رسیدن به نتیجه بهترن.
کلیتون و کریستین یه نکته جالب دیگه هم اشاره کردن: آدمها عادت کردن خیلی به گذشته فکر کنن، به کارایی که تا الان انجام دادن، و کمتر به آینده و اینکه از اینجا به بعد وقت و انرژیشون رو کجا صرف کنن. واسه همین گاهی انقدر گیرِ «ای کاشها» و «بهتر بود فلان کارو نمیکردم» میشن که حاضر نیستن کوتاه بیان و یه مسیر بهتر رو امتحان کنن.
حالا راه مقابله با این ماجرا چیه؟ محققها میگن باید ذهنیتمون رو عوض کنیم. یعنی به جای اینکه فقط فکر کنیم الان برگردیم عقب یعنی باختیم، به این فکر کنیم که اگه همینجوری ادامه بدیم بیشتر ضرر میکنیم و وقتمون هدر میره. نباید از عقبگرد بترسیم، چون گاهی برگشتن همون جهش رو به جلوی اصلیه. اینکه چی تو مغزمون داریم مهمتر از اون چیزیه که واقعاً داریم انجام میدیم.
یه کاربرد مهم این موضوع هم تو تصمیمگیری تو زندگی واقعی، سر کار، یا حتی روابط شخصیه؛ مثلاً تو یه پروژه طولانی وقتی حس میکنی کار خوب پیش نمیره، شاید بهترین کار این باشه بخشهایی رو کنار بذاری و از نو شروع کنی—even اگه دلت نمیاد زحمت قبلی تو دور بریزی. یا تو زندگی، بعضیا وقتی دنبال خونه یا حتی پارتنر میگردن هیچوقت حاضر نیستن گزینهای رو انتخاب کنن چون فکر میکنن «حتماً یه گزینه بهتر هست»—در نتیجه همیشه سر دوراهی و پاراللایس میمونن.
در نهایت حرف اصلی محققها این بود: «گاهی برای پیشرفت سریعتر و مؤثرتر، لازمه یه عقبگرد داشته باشیم. این عقبگرد لزوماً عقبمانی نیست، میتونه همون مسیر موفقیت باشه!» پس دفعه بعد که تو هر زمینهای گیر کردی بین ادامه دادن یا برگشتن و از سر شروع کردن، یادت باشه شاید همون عقبگرد نقطه شروع موفقیت بعدی تو باشه.
منبع: +