تا حالا به این فکر کردی که آینههای غولپیکری که تو نیروگاههای خورشیدی هستن، شبها چیکار میکنن؟ خب راستش کلی وقت بیکاری دارن! اما یه دانشمند خوشفکر به اسم جان سنداسکی (John Sandusky) تو آزمایشگاههای ملی سندیا (Sandia National Laboratories) یه ایدهی جالب براشون پیدا کرده که کلی غوغا کرده! بیاید براتون تعریف کنم چی شده…
همه ما میدونیم که هلیواستاتها یا همون “آینههای خورشیدی”، معمولاً روزا نور خورشید رو جمع میکنن و برق تولید میکنن. هلیواستات یعنی آینهای که با موتور حرکت میکنه تا همیشه نور خورشید رو دقیق بندازه روی یه نقطه، مثلا روی یه برج خورشیدی. حالا داستان اینه که این آینهها بعد از غروب خورشید عملاً بیکار میشن و هیچ استفادهای ندارن. سنداسکی میگه: “آینهها شب بیکار میمونن، در حالی که میتونیم یه استفاده خفن براشون پیدا کنیم و با هزینه کم کلی کمک کنن که شهابسنگهایی که ممکنه به زمین بخورن رو زودتر پیدا کنیم!”
خب، تا اینجا قضیه عادیه. اما روش سنداسکی چیه؟ برخلاف تلسکوپهای رصدخونهای که باید عکسای طولانی بگیرن تا رد شهابسنگ رو ببینن (اینجوری انگار با دقت زیاد یه خط روشن رو توی عکس دنبال میکنن)، سنداسکی دنبال یه راه سادهتر و ارزونتر بوده. اومده تو یکی از بزرگترین میدانهای هلیواستات دنیا یعنی National Solar Thermal Test Facility، تعداد ۲۱۲ تا آینه رو استفاده کرده و شبها آزمایشای خودش رو راه انداخته.
به جای اینکه نور خورشید جمع کنه، این بار تلاش کرده شدّت نورهایی رو اندازهگیری کنه که خیـــــلی ضعیفن؛ مثلاً نورهایی در حد “فمتووات”! فمتووات یعنی یک میلیونیمِ یک میلیاردیمِ یه واتِ نور (یعنی تصور کن یه لامپ معمولی خونگی حدود ۶۰ وات مصرف میکنه!). حالا سنداسکی میگه: «برج خورشیدی روزا یه میلیون وات انرژی جمع میکنه، اما ما شب دنبال یه فمتووات، یعنی کمترین نور ممکن که از شهابسنگ پس زده میشه، میگردیم!»
طرز کارش هم اینجوری بوده که به جای اینکه آینهها ثابت بمونن، با نرمافزار و ابزارای معمولی نورسنجی، تنظیم کرده که آینهها هر دقیقه آروم بک و فورث (حرکت رفت و برگشتی) داشته باشن. یعنی آینه انگار دنبال یه حرکت خاص تو آسمونه تا اگه یه شی مثل شهابسنگ رد شد، همونجا بتونه ردیابیش کنه.
هر شب هم مجبور بوده از برج خورشیدی که حدود ۶۰ متر ارتفاع داره بالا بره و تنظیمات رو از اون بالا پایش کنه. خودش میگه: «بیشتر وقت منتظر میمونی! هر ۲۰ دقیقه یه بار دیتا جمع میکنی و تا اذان صبح اون بالا میمونی و باید سر بزنی.»
تو این آزمایش، هدف اصلی این نبوده که فوراً یه شهابسنگ واقعی پیدا کنن. بیشتر میخواستن نشون بدن که آینهها اصلاً قابلیت این رو دارن که این مدل حرکت رو انجام بدن و ستارهها رو دنبال کنن. و نتیجه هم این بود که: آره، شدنیه! یعنی میتونیم با آینههای خورشیدی عملاً ستارهها یا حتی حرکت اشیای نزدیک زمین رو با دقت خیلی خوبی دنبال کنیم.
حالا این تکنولوژی چه فایدههای دیگهای داره؟ علاوه بر شناسایی شهابسنگهایی که ممکنه یه روزی خطرآفرین بشن، سنداسکی فکر میکنه میتونن تو کارهای دفاعی هم به درد بخورن. مثلاً نیروی فضایی آمریکا (U.S. Space Force) ممکنه بتونه با کمک این سیستم، سفینههایی که تو محدودهای به اسم سیسلونار (cislunar) — یعنی فضای بین زمین و ماه که معمولاً خیلی سخته از زمین ردشون رو بزنیم — رو بهتر ردیابی کنه.
فعلاً سنداسکی نتایج اولیهش رو تو کنفرانس “انجمن بینالمللی اپتیک و فوتونیک” ارائه داده و یه مقاله هم منتشر کرده. فعلاً منتظره همکارا و افراد حوزههای اپتیک و شکار شهابسنگ براش بازخورد بدن تا روش رو بهتر کنه. میگه: «وقتی از همکارا و آدمای حوزه خودت بازخورد بگیری، میتونی متوجه بشی مردم به چی فکر میکنن و نگرانیها چیه.»
قدم بعدی هم قراره تستهای ریزتر باشه: به جای شهابسنگ، شاید اول با سیارات بزرگتر یا جسمای مشخص آزمایش کنن تا ببینن دقتش در چه حده. در نهایت سنداسکی امیدوارِ تکنولوژیش اونقدری مقیاس پیدا کنه که نه فقط یکی، بلکه کلی هلیواستات با هم بتونن رصد کنن و حتی شهابسنگهای کوچکتر و خطرناکتر رو هم شکار کنن.
پس چی شد؟ یکسری آینه خورشیدی بیکار شبونه، یه دانشمند کلهخر (بهترین معنی برای اهل ایده!)، و یه ایده ساده اما کاربردی که شاید روزی جونمون رو نجات بده. وایسیم ببینیم بازخورد جامعه علمی چی میشه و بعداً قراره این تکنولوژی تا کجاها بره!
منبع: +