خب بیا برات یکم از اوپاسوم ویرجینیا بگم، اون جونور دوستداشتنی و عجیب که تو امریکا شمالی و مرکزی پیدا میشه و تقریباً از زمان دایناسورها تیپ و قیافهش تغییر چندانی نکرده! اسم علمیش هم Didelphis virginiana است، که حالا هیچ کسی یادش نمیمونه، ولی خوبه بدونی😄
این اوپاسوما همون جونورای بامزهن که چشمهای ریز درخشان، گوشهای بزرگ، دم بیمو و پاهای کوتاه و تپلی دارن. خیلیا ممکنه فکر کنن قیافهشون عجیب غریبه اما واقعیتش اینه که اوپاسومها کلی تاریخ تکاملی دارن و میلیونها ساله همینجور موندهن. یه جورایی میشه گفت اوپاسوم نماد “ثبات قدم” تو دنیای حیواناته!
چیزی که اوپاسوما رو اینقد منعطف و باحال کرده اینه که واقعاً تو هر شرایطی میتونن زنده بمونن. آخه هر چی بگی میخورن! یعنی میوه، حشرات، حیوونای کوچیک یا حتی لاشه بقیه حیوانا؛ خلاصه سلفسرویس خودشونه. این که اوپاسوم میتونه هم توی جنگل و هم وسط حیاط مردم یا حتی تو شهر زندگی کنه، نشونه درجه یک بودنشونه.
جالبه بدونی اوپاسوم ویرجینیا تنها نوع اوپاسومه که تو آمریکا و کانادا زندگی میکنه. با اینکه مغزشون به نسبت وزن بدنشون کوچیکترین نسبت رو بین همه پستاندارای آمریکای شمالی دارن، اما هنوزم باهوشن و کلی کلک بلدن.
یه مورد عجیب درباره تکاملشون اینه که خونواده اصلیشون (دیده شده تو فسیلها) یعنی “پرادکتیدها” (peradectids)، حدود ۶۵ میلیون سال پیش، یعنی همون موقع که دایناسورا منقرض شدن زندگی میکردن. پرادکتید یعنی مارسوپیالهایی که از تو فسیلهای آمریکای شمالی و اوراسیا پیدا شدن و از نزدیکترین فامیلای منقرض شده اوپاسومهای الان بودن. مثلاً اینا هم انگشت شصت قابل خم شدن داشتن (بهش میگن opposable thumb، یعنی شصتشون مثل شست ما کار راه بندازه) و شکل جمجمهشون تقریباً همین الانیه! تازه، قدیمیترین فسیلهای اوپاسوم به عصر میوسن اولیه برمیگرده، یعنی حدود ۲۰ میلیون سال پیش. واقعاً عجیبه اینا اینقد کم تغییر کردن.
خب بریم سراغ رفتارهاشون. اوپاسومها معمولاً شب فعالن (Night active یعنی شبگردن)، ولی اگه غذا گیر نیاد وسط روز هم پیداشون میشه. از اون عجایب دیگه اوپاسوم اینه که نسبت به زهر مار، مخصوصاً مارهای زنگی و افعیهای گودالدار، تقریبا ایمنن! دلیلش هم وجود یه پروتئین به اسم Lethal Toxin Neutralising Factor تو خونشونه. این مولکول، سمهای مارو خنثی میکنه؛ یعنی یکی از تنها جونوراییان که این کارو بلده و بخاطر همین گاهی خودشون مار سمی رو شکار میکنن!
خلاصه قهرمان بلامنازع این جونورا تواناییشون تو سازگاریه؛ هر جا زندگی میکنن، هر چیزی میخورن و هرچی خطر باشه یه روشی براش دارن! تازه مادر اوپاسوما هم خیلی خفنه: بچههاشون وقتی به دنیا میان هنوز خیلی کوچولو و ناقصن، بعد باید خودشونو برسونن به کیسه مخصوص (همون pouch که شبیه جیب کانگوروهاس) و حدود ۸ هفته اونجا شیر میخورن و بزرگ میشن. بعدش هم چند هفته سوار پشت مامانشون میشن و همینجوری سفر میکنن تا حدود ۱۲ هفتگی مستقل بشن. فکرشو بکن، یه مامان با ۹ تا بچه کوچولو رو پشتش، خیلی بامزهست!
حالا فکر نکن که اوپاسوم همینه و میذاره حیوونا بخورنش! اونا وقتی احساس خطر میکنن، اول ممکنه خرخر کنن، دندون نشون بدن یا هیسهیس کنن یا برن بالای درخت، اما اگه هیچ راهی نباشه دست به یه فن عجیب میزنن: خودشونو به مردن میزنن! به این میگن “تاناتوسیس” (thanatosis)، یعنی همون “Playing possum” که معروفه. یعنی خودشون تصمیم نمیگیرن، ناخواسته بدنشون کاملاً بیحرکت و بیجون میشه، ضربان قلب و نفسشون شدید میاد پایین، دمای بدنشون کم میشه و حتی از غدد مقعدشون یه بوی بد وحشتناک آزاد میشه! اینجوری هر حیوونی فکر میکنه این مرده و دیگه براش جذابیت نداره. این ترفند معمولاً جون اوپاسوم رو نجات میده، باور کن خیلی باهوشن!
در مجموع اگه دنبال یه مثال از حیوانِ تبدیلشده به قهرمان بقا میگردی، اوپاسوم ویرجینیا رو یادت باشه. همون جونوری که با کوچکترین مغز بین پستاندارای منطقهش، از عصر دایناسورها تا الان تقریباً همون شکلی مونده و هنوزم داره لذت میبره از زندگیش! راستش واقعاً شایسته یه مستند باحاله…
منبع: +