بیا برات یه داستان خفن تعریف کنم! تازه یه کشف خیلی جالب درباره تتوهای یه زن مومیایی پیدا شده ــ اونم نه یه تتوی ساده، بلکه تصاویر حیوانات فانتزی و افسانهای دقیق روی بازوهاش که داره خیلی چیزا درباره روش تتو تو سیبری باستان نشونمون میده.
ماجرا اینه که این زن نزدیک ۲۳۰۰ سال پیش تو تمدن پازیریک (Pazyryk Culture یعنی مردمی عشایر و اسبسوار که تو دوران آهن تو سیبری زندگی میکردن و جزو دنیای باستانی سکاها بودن) زندگی میکرده. اینا مردههاشونو تو تپههای بزرگ دفن میکردن به اسم کورگان (Kurgan یعنی همون تپه قبرهای خیلی بزرگ که تو زمین منجمد سیبری کنده میشدن). خیلی از جنازههایی که اونجا پیدا شدن، به خاطر سرما و روشهای اولیه مومیاییسازی، سالم موندن و الان بهشون میگن مومیاییهای پازیریک.
تتوهای این زن، حیواناتی مثل ببر، گوزن و پلنگ رو نشون میدن ــ اصلاً کل بدن بعضیاشون پر از صحنههایی از مبارزه حیوانات و موجودات افسانهای مثل گریفین (Griffin یعنی موجود افسانهای نیمه شیر نیمه عقاب) ــ واقعاً انگار یه کمیکبوک تاریخی روی پوست بوده!
اما نکته جالب اینه که دانشمندها اولش خیلی از این تتوها رو اصلاً ندیده بودن! اون موقعها فقط با چشم نگاه میکردن و خیلی چیزا از قلم میافتاد. بعدش تو اوایل دهه ۲۰۰۰ با عکاسی مادون قرمز (Infrared Imaging یعنی استفاده از نور مادون قرمز برای پیدا کردن جزئیاتی که با چشم دیده نمیشن) تازه تتوهای مخفی رو روی ۴ تا از مومیاییهای پازیریک پیدا کردن.
الان دیگه تکنولوژی بیشتر پیشرفت کرده! با دوربین دیجیتال مادون قرمز با دقت زیر میلیمتر، دوباره رفتن سراغ این زن خاص که حدوداً ۵۰ ساله بوده و رو هر دو تا دست و ساعدش تتو داشته. چیزی که معلوم شده اینه که تتوها خیلی حرفهای با خطوط کاملاً یکدست کشیده شدن. بعضی از خطوط رو با یه وسیله چند نقطهای زدن (یعنی احتمالاً دستهای از خار یا سوزنهای کوچیک که با نخ یا رگ بهم بستن و همزمان چند نقطه ایجاد میکردن، یه روش سنتی تو دنیا برای تتوی دستی!) و بعضیاشو با ابزار نازکتر و ظریفتر انگار فقط تکنقطهای کار شده. این یعنی، مثلاً اول یه بخش رو با یه وسیله بزرگتر میزدن، بعد ادامه کار یا جزئیات رو با یه ابزار دیگه.
جالبتر اینکه محققها خطوط روی هم افتاده رو هم دیدن که نشون میده تتوکار وسط کار استراحت میکرده یا مثلاً چند مرحلهای کارشو انجام میداده؛ خیلی مثل تتوهای امروزی که ممکنه یه طرح تو چند جلسه زده بشه!
خود دانشمندها هم خیلی ذوق کردن. آرون دیتر-وولف (متخصص تتوی باستانی) گفته: این ابزار چندنقطهای احتمالاً باندل شده از خارهای گیاهی بوده که با نخ یا رگ بهم بسته شده بودن. اما فعلاً هیچ وسیله تتو پیدا نشده، احتمالاً چون ابزارها زیستتخریبپذیر (Biodegradable یعنی چیزی که به راحتی تو طبیعت تجزیه میشه و باقی نمیمونه) بودن و از بین رفتن.
راجع به تتوکارهای اون دوره هم اطلاعات زیادی نیست. مثلاً نمیدونیم تتوها رو یه نفر ماهر زده که سالها تجربه داشته، یا شاید چند نفر بودن. حتی نمیدونیم کارگاه تتوزدن داشتن یا بین راه و کوچ انجام میدادن یا مثلاً موقع مراسم خاکسپاری کنار مراسم این کار رو میکردن. این قسمت هنوز مثل معماست!
یه چیز باحال دیگه اینه که تتوی بازوی راست این زن (که یه صحنه مبارزه حیوانات داره) خیلی جزئیات بیشتری داره و نشان میده یا هنرمند خبرهای پشتش بوده، یا چند نفر همکاری کردن و یا تو جلسات مختلف با ابزارهای متفاوت زده شده.
مت لادر (متخصص تتو و تاریخ هنر) که خودش تو این تحقیق نبوده ولی کار تیم رو تحسین کرده، گفته: اصلاً این روشهای بررسی باعث میشه بتونیم تتوها رو به عنوان بخشهایی از زندگی یه فرد و باورهای فرهنگیشون در نظر بگیریم و مثل یه لحظه خلاقیت خاص توی گذشته ببینیمش؛ یعنی هر تتو یه داستان منحصر به فرد از همون آدمه و خلاصه روح آدمای باستان رو نشون میده.
حالا یه نکته خیلی عجیب: بعضی تتوهای این مومیاییها موقع مومیایی کردن بریده شدن! یعنی شاید خود پازیریکها اعتقاد خاصی به موندگاری معنای اجتماعی یا معنوی تتو تو دنیای بعد از مرگ نداشتن ــ یا بالعکس، شاید یه مدل رسم و مراسم بوده و بریدن تتو موقع مومیایی بخشی از اون بوده! مثلاً تو همین زن هم، تتوهای ساعدش بریده شده بود ولی تتوی روی دستش سالم مونده. دیتر-وولف گفته شاید با عکسبرداری با کیفیت بهتر از تتوهای مناطق مشابه بعداً بتونن بیشتر درباره دلیلش بفهمن.
در کل، مومیاییهای پازیریک هنوز کلی راز دارن که دونهدونه با تکنولوژیهای مدرن دارن کشف میشن. ممکنه یه روز بفهمیم دقیقاً چرا اون تتوها بودن، چطوری زده میشدن یا حتی معنیشون چی بوده! فعلاً فقط میتونیم حدس بزنیم، اما همینا نشون میده که عشق به تتو از خیلی قدیما تو وجود آدما بوده ــ حتی وسط سیبری و تو سرما و برف و یخ! واقعاً باحال نیست؟
منبع: +