وقتی رباتا میان سراغت: چرا کارمندا اطلاعات رو قایم می‌کنن وقتی با هوش مصنوعی روبرو می‌شن؟

خب بیا یه موضوع باحال و خیلی به‌دردبخور رو باهم باز کنیم: وقتی بحث هوش مصنوعی (همون AI که الان همه جا اسمش هست و یعنی ماشین‌ها می‌تونن مثل آدم‌ها فکر کنن و حتی تصمیم‌گیری کنن) پیش میاد، کارمندا چطور رفتار می‌کنن؟ مخصوصاً وقتی قرار باشه دانش و اطلاعات‌شون رو با بقیه به اشتراک بذارن یا، برعکس، قایمش کنن!

یک تحقیق جدید توی چین این سوال رو خیلی جدی بررسی کرده و اومده سراغ آدم‌هایی از صنایع مختلف (۳۱۱ نفر، آره دقیقاً!). محقق‌ها خواستن بفهمن وقتی کارمندا با این موج هوش مصنوعی روبرو می‌شن، قضیه پنهان کردن دانش و اطلاعات چجوری پیش می‌ره و پشتش چه اتفاقایی میفته.

حالا اصلاً پنهان کردن دانش چیه؟ بذار راحت بگم: وقتی اطلاعات یا تجربه‌ای داری و می‌تونی کمک کنی، ولی نمی‌خوای با بقیه درمیون بذاری و یه جورایی قایمش می‌کنی. این توی شرکت‌ها خیلی رخ میده، مخصوصاً وقتی حس سر و کله زدن با تکنولوژی جدید مثل AI وجود داشته باشه.

تحقیق چی میگه؟

اول از همه، نشون داده که وقتی مردم بیشتر از هوش مصنوعی و تاثیرش در محل کار آگاه میشن (یعنی مدام فکر کنن: «وای الان این AI جای مارو می‌گیره!»)، بیشتر احتمال داره دانش‌شون رو پنهون کنن. چون یه جور احساس ناامنی ایجاد میشه، انگار فکر می‌کنن اگه همه رو بگن، دیگه چیزی برای موندن ندارن.

نکته دوم: روانشناسا یه مفهومی دارن به اسم «دسترسی روانی یا Psychological Availability». این عبارت یعنی فرد چقدر خودش رو در لحظه، آزاد و راحت می‌بینه که بتونه وارد تعامل کاری بشه. مثلاً اگه یکی هر لحظه استرس و نگرانی از دست دادن شغلش رو داره، خب طبیعتاً بسته‌تر میشه و شاید اطلاعاتش رو هم قایم کنه.

تو این تحقیق نشون دادن که همین دسترسی روانی واسطه اتفاق بین آگاهی از هوش مصنوعی و قایم‌کاری دانشه! یعنی وقتی آدم‌ها حسشون خوب و راحت نباشه و فکر کنن با هوش مصنوعی قراره براشون دردسر درست شه، بیشتر میرن سراغ مخفی‌کاری.

نکته سوم: یه چاشنی مهم این وسط هست به اسم «تناسب فرد و سازمان» یا همون «Person-Organization Fit». اینم یعنی چقدر یه آدم حس می‌کنه با فرهنگ و انرژی سازمانش جور درمیاد و بینشون هماهنگی هست. وقتی این جور بودن هست، (یعنی فکر کن یه شرکت جَو صمیمی و حمایتی داشته باشه)، اون تاثیر منفی آگاهی از AI روی دسترسی روانی کمتر میشه. در نتیجه کارمند کمتر می‌خواد دانشش رو قایم کنه.

جمع‌بندی محقق‌ها این بوده که تناسب فرد و سازمان حسابی مهمه و باعث میشه کارمندها تو تغییرات بزرگ فناوری هم کمتر به فکر محافظه‌کاری بیفتن. (یعنی اگه محیط کاری دوست‌داشتنی باشه، حتی اگه ربات هم بیارن، آدم‌ها همدل‌تر می‌مونن!)

این مطالعه برای اولین بار این مسیر روانی بین آگاهی از هوش مصنوعی و قایم‌کاری دانش رو به صورت تجربی بررسی کرده. از چندتا نظریه پایه هم استفاده کردن که یکیش «نظریه حفظ منابع» بود (یعنی آدم‌ها معمولاً منابع مهم‌شون مثل اطلاعات رو با دقت نگه می‌دارن تا مبادا از دست بدن) و یکیش هم «نظریه هویت اجتماعی» (که میگه هویت ما تو یه گروه خیلی رو رفتارمون تاثیر میذاره).

در نهایت هم نتیجه گرفتن که شرکت‌ها باید برای بهبود جو سازمانیشون وقت بذارن و وقتی قراره هوش مصنوعی رو وارد کار کنن، هوای کارمنداشون رو داشته باشن. چون اگه جو خوب باشه، کارمندها اطلاعات و تجربه‌هاشون رو با هم شریک می‌شن و همه با هم پیشرفت می‌کنن!

منبع: +