تصور کن سر یه مهمونی هستی، یه گوشه کنار میزنها ایستادی و یهو یکی میاد سر صحبت رو باز میکنه. وقتی میفهمن شغل من خبرنگار حوزه تکنولوژیهای آبوهواییه، سریع بحث میره سمت اینکه: «آیا باید از هوش مصنوعی استفاده کنم؟ میگن خیلی محیط زیست رو داغون میکنه!»
این قضیه رو واقعا زیاد دیدم! معمولاً بهشون میگم ناراحت نباشن، دوست داری چتبات برات سفر برنامهریزی کنه یا حتی شعر بنویسه یا غذای جدید پیشنهاد بده؟ راحت باش، استفاده کن!
شاید تعجب کنی چون آمار و ارقامی که درباره مصرف برق هوش مصنوعی میبینیم آدم رو میترسونه. مثلاً تا سال ۲۰۳۰ دیتاسنترها میتونن سالی نزدیک ۹۴۵ تراواتساعت برق مصرف کنن! (یعنی تقریبا هماندازه مصرف کل ژاپن!) ولی داستان این نیست که کل فشار رو بذاریم روی دوش آدمها.
این ترسها منو یاد ماجرای “کربن فوتپرینت” یا همون ردپای کربنی میندازه. یه زمانی شرکت BP این مفهوم رو تبلیغ کرد که همه فکر کنن خودشون جدا جدا مسئول نجات زمین هستن و تقصیر شرکتهای بزرگ کمرنگ بشه.
واقعیت اینه که هیچکس به تنهایی نمیتونه مشکل تغییرات اقلیمی رو حل کنه! چون همه زندگی ما به سوخت فسیلی وصله؛ پس برای درستکردن اوضاع، باید دولت و شرکتها وارد عمل بشن، کلی راهکار نو بیارن و یه تغییر اساسی بدن. اینکه هی از مردم توقع داشته باشیم خودشون قهرمان شن، فقط ما رو از مسیر اصلی دور میکنه.
این داستان هوش مصنوعی هم الان شبیه همون شده. خیلیا دنبال اینن بدونن «آیا چون با چتبات زیاد حرف میزنم دارم به زمین آسیب میزنم؟» در حالی که باید یه لول بالاتر نگاه کنیم.
کمپانیهای بزرگ فناوری هم اومدن برای هر کار کوچیک با AI، مثل یک سرچ یا پرسیدن یه سوال، میان میگن اینقدر وات برق مصرف میکنه. مثلا ۰.۳ واتساعت برای هر بار چت، یعنی اندازه روشن کردن مایکرویو برای یه ثانیه! خیلی کمه، تقریباً قابل چشمپوشیه.
ولی اگه فقط به همین نگاه کنیم، اصل ماجرا رو فراموش کردیم. چون این صنعت به شکلی باورنکردنی داره سریع بزرگ میشه: دیتاسنترهایی ساخته میشن که برق مصرفیشون اندازه یه استان کامل امریکا مثل مین هست؛ مثلاً متا الان تو لوئیزیانا داره یه دیتاسنتر با ۵ گیگاوات قدرت میسازه (برای مقایسه: این اندازه برق مصرفی کل ایالت مین موقع اوج گرماست!).
راستش الان دیگه فرار از هوش مصنوعی سخت شده. حتی اگه خودت نخوای مستقیماً استفاده کنی، کافیه سرچ کنی، ایمیل بزنی یا حتی با پشتیبانی صحبت کنی تا متوجه شی بخشی از اونها رو AI میچرخونه.
پس باید مثل قضیه تغییرات اقلیم، روی تصویر کلی ماجرا تمرکز کنیم نه فقط انتخابهای فرد به فرد.
باید از این غولهای فناوری خواست که خیلی شفاف بیان مصرف برق و آب همه محصولات AIشون رو اعلام کنن و توضیح بدن چطور این محاسبهها رو انجام میدن. اینکه فقط بگن یک سرچ چقدر مصرف داره خوبه، ولی ما حق داریم بدونیم این عدد وقتی جمع میلیاردها کاربر میشه، چه اثری داره. این جزو وظیفه قانونگذارا (Regulatory bodies یعنی نهادهای دولتی که شرکتها رو کنترل میکنن) هم هست که این شفافیت رو ازشون بخوان.
البته بخش کوچیکی هم میتونه دست خودمون باشه. مثلاً همونطور که با کمتر پرواز کردن یا کمتر گوشت خوردن میشه ردپای کربنی رو کم کرد، سراغ AI هم کارهایی هست که تأثیر دارن. مثلاً تولید ویدیو با AI یا مدلهایی که جوابهای خیلی طولانی و هوشمند میدن معمولاً انرژی زیادی میبره، ولی وظایف ساده مثل برنامهریزی روز یا خلاصهکردن یه ایمیل بلند، تاثیر خیلی کمتری داره. (راستی Generative AI یعنی هوش مصنوعیای که خودش میتونه محتوا بسازه مثل متن یا ویدیو.)
در آخر، اگه واقعا قرار نیست روزی صد تا تولید بیکیفیت با AI داشته باشی و بیوقفه همه چی رو بسپری دست هوش مصنوعی، نیازی نیست خیلی نگران ردپای خودت باشی. مهم اینه که حواسمون باشه این صنعت قراره چه نقشی تو برق و محیط زیست مون بازی کنه و چطور میشه سیاستهای درست براش گذاشت.
اینم بگم که این مقاله ازخبرنامه هفتگی MIT Technology Review انتخاب شده. دوست داشتی، میتونی تو سایتشون عضو بشی و هر چهارشنبه ایمیل دریافت کنی!
منبع: +