آیا مغز آدم جا برای خاطراتش کم میاره؟ یا همیشـــه ظرفیت داره؟

حتماً برات پیش اومده که گوشیت یا لپ‌تاپت پر شده و میگه جا نداری! حالا سوال اینجاست: مغز خودمون هم یه سقف داره واسه ذخیره خاطره‌ها و اطلاعات؟ یعنی ممکنه مغزمون پر بشه و بگه جا ندارم، بسه دیگه؟ اگر یه امتحان مهم داشته باشی یا قبلِ ددلاین پروژه استرس بگیری، شاید این حس بهت دست بده؛ اما علمی‌ها میگن نه، مغز آدمی عادی و سالم تقریباً ظرفیت بی‌نهایت داره!

یه روانشناس و عصب‌شناس به نام الیزابت کنسینجر (Elisabeth Kensinger) توضیح میده که ما فکر نکنیم هر خاطره‌ای یه فایل مجزا توی یه سلول مغز ذخیره میشه. اصلاً اینجوری نیست! مغز ما مثل یه هارددیسک که پوشه داشته باشه عمل نمی‌کنه. هر خاطره‌مون، مثلاً تولد دوازدهم، پراکنده شده تو چندتا سلول یا نورون مختلف. به این مجموعه سلول‌هایی که یه خاطره رو می‌سازن، «انگرام» میگن؛ یعنی خاطراتمون به صورت یه شبکه توی بخش‌های مختلف مغز پخش و پنهون میشن.

اصلاً نورون یعنی چی؟ نورون همون سلول عصبیه که کلی پیام تو مغز و اعصاب رد و بدل می‌کنه. حالا هر نورون می‌تونه تو ساخت خیلی خاطره‌ها نقش داشته باشه، یعنی فقط مال یه خاطره نیست. مثلاً اون جشن تولد: رنگ بادکنک‌ها، طعم کیک، صدای دوستات که “تولدت مبارک” می‌خونن، هیجان اون روز… هرکدومشون یه گوشه از مغز رو به هیجان میارن و با هم یه الگوی خاص رو میزند. دفعه بعد که یادت بیاد اون تولد رو، همین الگو دوباره فعال میشه و حساش برمی‌گرده سراغت.

مزیتش چیه این مدل؟ چون هر نورون می‌تونه توی چندتا خاطره همکاری کنه، ترکیباتش نامحدود میشه! اینطوری مغز فضا و ظرفیتش خیلی بیشتر از اونیه که فکر می‌کنی. حتی اگه چندتا سلول آسیب ببینن یا از کار بیفتن، چون خاطره فقط تو یه جای خاص نبوده، شانس زیادی داری که بتونی یادت بیاریش.

پروفسور پل ربر (Paul Reber)، یه دانشمند دیگه، اینجوری توضیح میده: ترکیب‌های ممکن بین این نورون‌ها، به شکل تصاعدی (یعنی خیلی خیلی زیاد!) زیاد میشه. چون یه نورون تو چندتا خاطره شرکت داره، ظرفیت مغز ما فوق‌العاده زیاده و عملاً تهش نمی‌رسه!

ولی یه سوال مهم: اگه مغز این همه فضا داره، چرا ما همه‌چی رو یادمون نمی‌مونه؟ چرا اسم کسی رو که ده دقیقه پیش دیدیم، فراموش می‌کنیم؟ داستان اینه که مغز مثه یه سنسور کل زندگیمون رو ضبط نمی‌کنه! یعنی اگه فرض کنیم مغز یه دوربین فیلمبرداری باشه، فقط ده درصد از کل چیزایی که می‌بینه و تجربه می‌کنه رو می‌تونه واقعاً ثبت کنه. دلیلش هم به اصطلاح همون “گلوگاه” ذخیره‌سازی است؛ یعنی سرعت ذخیره کردن محدودتر از حجم اطلاعاتیه که هر لحظه وارد مغز میشه.

پس این وسط، یه جور فیلتر و اولویت‌بندی داریم. مغز ما تکامل پیدا کرده که چیزای مهم و به دردبخورد رو بیشتر نگه داره؛ مثلاً اطلاعاتی که به بقا و تصمیم‌گیری‌هامون کمک میکنن. لایلاداواچی (Lila Davachi)، یه روانشناس دیگه، میگه ما برای «تداعی کامل» یا یادآوری صددرصدیِ زندگی طراحی نشدیم، هدف مغز بیشتر کمک به وفق‌پذیری و امید داشتن به آینده‌س.

حتماً دیدی که از مسیر خونه تا محل کار یا مدرسه، صدها بار رفتی، ولی هر دفعه رو یاد نگه نمی‌داری. چون تجربیات مشابه مغز رو خسته می‌کنه و ترجیح میده فقط اتفاقات متفاوت و خاص رو جداگانه ذخیره کنه. مثلاً اگه یه روز سیلاب اومد یا تصادف کردی، اون روز خاص رو یادت می‌مونه، بقیه رو با یه قالب کلی به یاد میاره.

جالبه که اگه یه اطلاعات یا تصویری رو بارها و بارها ببینی، مغز کم‌کم جزئیات خاصش رو حذف می‌کنه و فقط کلیات یا «طرح کلی» رو ذخیره می‌کنه (بهش میگن schema، یعنی همون قالب ذهنی کلی که تو مغزت داری). این‌جوری، ذهن نسبت به اطلاعات بهینه‌تر رفتار می‌کنه و لازم نیست واسه هر خاطره کوچیکی فایل جدید بسازه!

در آخر، اگه امروز یادت رفته لیوان قهوه‌تو کجا گذاشتی، اصلاً نگرانی نداره! ظرفیت مغزت تموم نشده، فقط مغزت مهم‌تر دونسته که چیزای جالب‌تر و به‌دردبخورتری رو نگه داره و بهت کمک کنه تو دنیای شلوغ امروزی بهتر پیش بری؛ ظرفیتش هنوز جاااا داره، خیالت راحت!

پس دفعه بعد، به‌جای نگرانی از کم شدن حافظه ذهنت، به مغزت افتخار کن که چقدر هوشمندانه و کارا اطلاعات رو الک میکنه و فقط به چیزای مهم بها میده. واقعاً مغز ما یه کامپیوتر شگفت‌انگیزه که علیرغم همه مشکلات، همیشه برای یادگیری و تجربه‌های جدید آماده‌س.

راستی، اگه دوست داری بری بیشتر تو فاز ذهن و روانشناسی، یه سری به تست‌ها و کوییزهای آنلاین بزن، کلی چیز باحال یاد می‌گیری!

منبع: +