اگه فکر میکنی کشف مقبرههای باستانی فقط تو فیلمای ایندیانا جونز اتفاق میافته، باید بهت خبر بدم که یه تیم واقعی از باستانشناسا به اسم آرلن و دایان چِیس، بعد از ۴۰ سال کند و کاو تو دل جنگلهای بلیز، تونستن به یه شاهکار واقعی دست پیدا کنن: مقبره سلطنتی تکاب چاک، یعنی بنیانگذار و اولین پادشاه یکی از عظیمترین شهرهای مایایی به اسم کاراکول.
یه کم دربارهی کاراکول بگم: این شهر قدیما یکی از محشرترین و مهمترین شهرای مایا بوده، طوری که جمعیتش حتی بیشتر از ۱۰۰هزار نفر تخمین زدن. مایاها همون تمدن معروف تو آمریکای مرکزی هستن که هرمها و گویشهای عجیب و خط تصویری خاص خودشون رو داشتن. گفته میشه جای کاراکول اولش حدود ۶۰۰ سال قبل از میلاد هم آدمهایی اونجا بودن، ولی موقعی که کاراکول واقعاً به شهر تبدیل میشه، زمانییه که همین تکاب چاک در سال ۳۳۱ میلادی پادشاه میشه و اوج قدرت شهر رو رقم میزنه.
ولی خب اینجور نبود که زود همه متوجه عظمت این تمدن بشن، اولین علائم کاراکول رو سال ۱۹۳۷ پیدا کردن. خب، داستان خودش خیلی فان بود، چون یه هیزمشکن که دنبال شیره یه درخت بود که باهاش آدامس درست میکردن (اسم این شیره هست چیکله!)، یهو برخورد میکنه به آثاری از این شهر گمشده. اما تازه بعد از دهه ۸۰ میلادی، وقتی که تیم دایان و آرلن چیس وارد ماجرا شدن، کم کم ساختمانهای عظیم و باورنکردنی شهر بیرون اومدن—حتی ساختمونهایی به ارتفاع ۴۳ متر، یعنی تقریباً معادل یک برج ۱۴ طبقه امروزی!
حالا برگردیم به این کشف جدید: این دو نفر، که کلی هم در دانشگاه هوستون معروف شدن، بالاخره تونستن مقبره سلطنتی تکاب چاک رو درست زیر یکی از معابد بزرگ تو بخش «آکروپول شمالشرقی» کاراکول پیدا کنن. حالا این آکروپول یعنی یه مجموعهی مسکونی و تشریفاتی که مختص خواص و اشراف بوده. وقتی آرلن چیس برای اولین بار رفت داخل اون مقبره و دید که همه دیوارهاش رو مادهای قرمز به اسم سینابَر پوشونده (سینابر یه جور کانی خیلی باارزش و قرمز رنگه که مایاها فقط برای دفن بزرگان استفاده میکردن)، همون لحظه فهمید با یکی از مهمترین آدمهای تاریخ شهر روبرو شده.
داستان درباره گنجینههای داخل مقبره هم حرف نداره! چیزهایی پیدا کردن که آدم تو فیلمای فانتزی فقط میبینه: مثلاً یازده تا ظرف سفالی، گوشوارههای سبزرنگِ یشم (همون Jadeite که خیلی برای مایاها نشونه مقام بالا بوده)، لولههای استخوانی، صدفهای خاصی از اقیانوس آرام به اسم Spondylus و از همه خاصتر، یک ماسک مرگ موزاییکی ساخته شده از یشم. اینا همه نشون میده که طرف واقعاً نفر اول شهر و بنیانگذار خاندان سلطنتی بوده.
دایان چیس دربارهٔ این کشف گفته: «این مهمترین چیزییه که تو زندگیمون پیدا کردیم. قبلاً کلی مقبره پیدا کردیم ولی هیچکدوم قطعاً مشخص نبود مال پادشاه باشه. اما این بار، با خطنگاریهای هیروگلیف (یعنی همون خط تصویری خاص مایا) یا مدارک دیگه، قطعاً فهمیدیم ایشون همون رهبر اول سلسله و کل خاندان سلطنتی کاراکوله.»
خب، نکته باحال بعدی اینه که این کشف حتی روایت تاریخ مایا رو کلی تغییر داد! قبلش خیلیا فکر میکردن که همسایههای شمالیشون، “تئوتیواکان” (یه شهر باستانی معروف دیگه تو مکزیک فعلی)، خیلی تو منطقه قدرت داشتن و کاراکول یه جورایی زیر دستشون بود. اما طبق شواهدی که تو مقبره تکاب چاک دیدن، این فرضیه انگار باطل شده. آرلن چیس گفته: «خوب، این نشون میده اون موقع تئوتیواکان فقط یکی دیگه از بازیگرای سیاسی اون دوران بوده، نه رئیس مطلق منطقه!»
یه نکته جالب دیگه: فاصله پیادهروی بین این دو شهر باستانی (کاراکول و تئوتیواکان) حدود ۱۵۳ روز بوده! یعنی چیزی حدود ۵ ماه راه رفتن وسط جنگل و کوه! واقعاً سفر سختی بوده، اما شواهدی که این دو تا باستانشناس پیدا کردن نشون میده مایاها اهل سفر و داد و ستد بودن و ارتباطاتشون با مناطق مختلف مزوامریکا (یعنی منطقهای تاریخی در آمریکای مرکزی که شامل فرهنگهایی مثل مایا و آزتک میشه) خیلی گسترده بوده.
دیگه آخر ماجرا اینکه، تیم چیسها تو این چهل سال کلی اطلاعات باحال و کشف نشده درباره زندگی اجتماعی مایاها بیرون کشیدن، اما این «مقبره تکاب چاک» اونقدر مهمه که مطمئناً یکی از بزرگترین اکتشافات باستانشناسی قرن به حساب میاد. کشفی که نه فقط کلی گنج و دستسازه خفن نشون میده، بلکه تاریخ سلطنت و ارتباطات سیاسی و ماجراهای شهرهای مایایی رو از نو تعریف میکنه.
پس اگه یکی از دوستات گفت تمدن مایا یه راز بزرگه، حالا تو میتونی با کلی جزئیات براش تعریف کنی که چطور اولین پادشاه شهر کاراکول رو از دل خاک بیرون کشیدن و دنیای باستانشناسی رو غافلگیر کردن!
منبع: +