خب بریم سراغ یه موضوع جالب که این روزا خیلیا دارن روش کار میکنن: سنجش مهارتهای اجتماعی-هیجانی یا همون Social-Emotional Competence (SEC) بین دانشگاهیها. راستش این مهارتا خیلی مهمن و هم تو پیشرفت فردی نقش دارن، هم تو موفقیت درسی. فکر کن اگه دانشجو بلد باشه احساسات خودشو درست تنظیم کنه، با بقیه خوب ارتباط بگیره و مشکلاتشو خودش حل کنه، چقدر مسیرش راحتتر میشه!
تا اینجای کار، روانشناسها کلی ابزار برای سنجش این مهارتا ساخته بودن، اما یه مشکل اساسی وجود داشت: اکثر این ابزارا بر اساس فرهنگهای غربی بودن و برا جمعیتهای چینی جوابگو نبودن. یعنی اگه دانشجوی چینی ازشون استفاده میکرد ممکن بود دقیق نباشه یا یه جورایی با واقعیت زندگی روزمرهش جور در نیاد.
اینجاست که یه گروه پژوهشی تصمیم گرفتن خودشون دستبهکار بشن و دو تا ابزار معروف این حوزه رو برای دانشجوای چینی بسازن و بعدش مطمئن شن که واقعا خوب کار میکنن. اسم این ابزارا اینطوریه: Social Emotional Competence Questionnaire یا همون C-SECQ (یه پرسشنامه که مهارتهای اجتماعی-هیجانی رو میسنجه) و Social-Emotional Learning Scale یا همون C-SELS (یه مقیاس دیگه برای سنجش همین مهارتا). اینجا C یعنی Chinese، پس نسخه چینی این ابزارهاست.
حالا بیان ببینیم این محققها چی کار کردن؟ اول اومدن دو تا تحقیق جداگونه انجام دادن. توی مطالعه اول که ۱۹۵ نفر از دانشجوهای چینی توش بودن، یه بررسی اولیه روی پایایی ابزارا انجام دادن – یعنی دیدن که نتایج این پرسشنامه چقد قابل اعتماده. وقتی میگیم پایایی یا internal consistency، منظورمون اینه که سوالای یه مقیاس شبیه هم جواب میدن و قابل اطمینانن.
تو تحقیق دوم با نمونه بزرگتر یعنی ۵۴۰ تا دانشجو، اومدن اعتبارسنجی دومرحلهای انجام دادن که تو علم روانسنجی اسمش construct validity یا اعتبار ساختاریه (یعنی ببینیم واقعا ابزاری که داریم، چیزی که میخوایم رو میسنجه یا نه).
نتایج جالب بود! این پرسشنامه C-SECQ تو هر دو گروه نشون داد که هم پایایی داره، هم اعتبارش بالاست. خلاصه هر جور حساب کنی، برای دانشجوهای چینی ابزار قابل اعتمادیه و میشه ازش برای سنجش مهارت اجتماعی-هیجانی استفاده کرد.
اما داستان C-SELS یه ذره پیچیدهتر شد! اینجا اول اومدن تحلیل عاملی اکتشافی انجام دادن – حالا تحلیل عاملی اکتشافی یا EFA یعنی سعی میکنی بفهمی این سوالایی که فرستادی واسه شرکتکنندهها، دقیقاً چه ساختاری رو نشون میدن؛ مثلا ببینی بر چه اساس میتونن دستهبندی شن. نتیجه چی شد؟ تو نسخه چینی، سه تا عامل اصلی در اومد: «آگاهی هیجانی و اجتماعی» (یعنی اینکه بدونیم چه حسی داریم، دیگران چه حسی دارن)، «هدفگذاری و حل مسئله» و «تنظیم هیجان و مسئولیتپذیری».
اما وقتی رفتن سراغ اعتبارسنجی در نمونه دوم (تو مطالعه ۲)، دیدن این مدلِ جدید چندان قوی نیست – اصطلاحاً convergent و discriminant validity یا اعتبار همگرا و افتراقیش خفن نیست! (این دو مفهوم یعنی ببینی آیا ابزار خوب میتونه تفاوت بین مفاهیم مشابه و غیرمشابه رو نشون بده یا نه.) این نشون میده که C-SELS تو نسخه چینی هنوز جای کار زیادی داره و باید بیشتر روش تحقیق کنن.
درکل، این پژوهش به ما یه پیام مهم میده: ساختن و بومیسازی ابزارهای روانسنجی اصلاً کار سادهای نیست، مخصوصاً وقتی بحث فرهنگ وسط باشه. C-SECQ الان به عنوان یه ابزار قابل اعتماد برای سنجش مهارتهای اجتماعی-هیجانی دانشجوهای چینی پیشنهاد میشه. اما تو بحث ابزار C-SELS، فعلاً راه مونده و محققها به refinement یعنی بهتر کردن و cross-cultural validation یعنی تایید تو فرهنگهای مختلف شدیداً نیاز دارن.
در نهایت این مقاله میگه که کار روشهای بومی برا سنجش مهارتهای اجتماعی-هیجانی کلیدیه و کمک میکنه دانشگاههای چین بتونن به شکل هوشمندانهتری این مهارتا رو تو دانشجوها بسنجن و تقویت کنن. پس اگه تو زمینه روانشناسی یا آموزش کار میکنی و دنبال ابزار خوب واسه جمعیت چینی میگردی، فعلاً C-SECQ میتونه یه انتخاب مناسب باشه!
منبع: +