امروز اومدم براتون چندتا از یافتههای باحال و جالب مجله Psychological Science رو خیلی راحت و خودمونی تعریف کنم. هرکدوم از این تحقیقات جواب یه سوال جذاب رو دادن یا لااقل یه تیکه پازل رو کاملتر کردن. آمادهاید؟ بریم سراغش!
۱. هوش، درس و سلامت روان: چه ربطی دارن؟
توی یکی از تحقیقات، اومدن دادههای تست سربازی نروژ رو بررسی کردن (بیشتر از ۲۷۰هزار تا پسر نوجوان، میانگین سنی ۱۷.۸ سال) و بعد چک کردن ببینن بین هوش و میزان اختلالات روانی (وقتی این آدما به سن ۳۶ تا ۴۰ سال میرسن) چه ارتباطی هست. نتیجه؟ هرچقدر هوش بالاتر باشه، خطر ابتلا به اختلالات روانی کمتره (بجز اختلال دوقطبی). نکته باحال اینه که حتی بین دوتا برادر توی یه خانواده هم، این ارتباط دیده شده و پس ماجرا فقط به شرایط خانوادگی مربوط نیست.
همچنین کسایی که تحصیلات بیشتری داشتن، مشکلات روانی کمتری داشتن. البته اونایی که هم هوش پایین داشتن و هم تحصیلات کم، بیشتر تو خطر مشکلات روانی بودن. این گروه شاید بد نباشه هدف برنامههای پیشگیری باشن.
۲. عدالت یا کمک؟ تعامل با آدمای “خودی” و “بیگانه” درس داره!
یه آزمایش جالب توی ایستگاهای قطار هلند: یه نفر (از دو گروه: یا بومی یا مهاجر) میاد از مسافرا میخواد بزاره بدون بلیط از گیت رد شه، ببینه مسافرا کمکش میکنن یا نه. چیزی که فهمیدن این بود که مردم بیشتر به هموطن خودشون کمک میکنن اما به مهاجرها نه، حتی مجازاتشون میکنن. یعنی تعلق گروهی خیلی تو رفتار ما اثر میذاره!
۳. پرسه ذهنی یا همون خیالپردازی وسط کار!
حتما شده وسط مطالعه یا کار یهو فکرت بره یه جای دیگه! توی دو تا آزمایش دیدن حتی اگه به آدمها درباره عملکردشون بازخورد (چه درست چه غلط) بدن، همین بازخورد روی اینکه بگن «حواسم پرت شد» تاثیر میذاره. یعنی گزارشهای مربوط به پرسه ذهنی یا Mind-Wandering (همون وقتی فکرت میره سفر!) زیاد تحت تاثیر حسمون نسبت به عملکردمونه تا اینکه واقعا حواسمون پرت شده یا نه.
۴. بچهها هم بلدن از حقیقت فرار کنن!
تا حالا شده عمدا نخوای چیزی رو بدونی؟! توی تحقیقی اومدن رفتار بچههای ۵ تا ۱۰ سال رو بررسی کردن و فهمیدن حتی بچهها هم وقتی منفعت شخصی یا حفاظت از احساساتشون وسط باشه، ممکنه ترجیح بدن اطلاعاتی که برامون مهمن رو ندونن! با بزرگتر شدنشون، این رفتار بیشتر هم میشه. جالبه، نه؟
۵. ژن و تحصیلات: فرق شرق و غرب آلمان بعد اتحاد چیه؟
یه پژوهش دیگه ژن و تحصیلات رو با هم قاطی کرده بود! یه شاخص ژنتیکی (بهش میگن Polygenic Index، یعنی شاخصی که تاثیر تعداد زیادی ژن رو با هم در نظر میگیره) رو توی ساکنین شرق و غرب آلمان قبل و بعد اتحاد دوباره آلمان بررسی کردن. قبل اتحاد، تفاوت زیادی بین شرق و غرب نبود. بعد اتحاد اما، تو شرق آلمان تاثیر ژن روی میزان درس خوندن، قویتر شد. این یعنی محیط جدید میتونه نقش ژنها رو پررنگتر کنه.
۶. تعامل آدمای با وضعیت مالی مختلف (یا همون SES!)
SES یعنی وضعیت اجتماعی-اقتصادی؛ مثلا پول و جایگاه و اینا. توی یه پژوهش، آدمایی با وضعیتهای اقتصادی مختلف رو مجبور کردن با هم گپ بزنن! جالب اینکه آدما با وضعیت ضعیفتر بیشتر با طرف مقابل ارتباط عاطفی برقرار کردن و جمعا حس راحتی بیشتری در صحبت با افرادی با SES پایینتر داشتن. ولی همچنان مردم میل دارن با کسایی دوست بشن که وضعیت اقتصادی مشابه خودشون دارن.
۷. چرا به اهدافمون نمیرسیم؟ بیرونی یا درونی بودن انگیزه مهمه!
روش رسیدن به هدف رو بهتر میشناسیم! یه سری آدمها گفتن میخوان به یه هدف برسن (مثلا تو سال نو). حالا اینکه علت رسیدنشون به هدف، انگیزه بیرونی (مثل جایزه) باشه یا خودشون واقعا دوست داشته باشن (انگیزه درونی)، فرقی داشت؟ جواب: اونایی که واقعا خودشون هدفو دوست داشتن، خیلی بیشتر مسیر رو پیگیری کردن و به هدفشون رسیدن (چه در آمریکا، چه در چین، چه حتی توی کارایی مثل شمارش قدمها!). پس بیشتر به انگیزه داخلی خودتون برای ادامه دادن تکیه کنین، نه پاداشهای بیرونی!
۸. باورهای جنسیتی و آینده شغلی دخترها
اگه فکر کنیم دخترها به طور ذاتی تو بعضی کارا بهترن یا بدتر، همین عقیده حتی ناخودآگاه باعث میشه موقع آموزش دادن یا فرصت دادن، بهشون فرصتهای اون طوری بدیم؛ مثلا بیشتر شغلهایی براشون جذاب بشه که نیاز به همدلی داره تا کارای سیستمی و تحلیلی. این باورا به مرور باعث میشه دخترها به سمت بعضی رشتهها نرن فقط چون فکر کردیم ذاتی اینجورین!
۹. بومیهای آمریکا: چرا انگار همیشه از گذشته حرف میزنیم؟
یه کار جالب روی «کلیشه بومی-گذشته» (یعنی اینکه آدمای بومی آمریکا رو فقط مربوط به گذشته بدونیم) انجام شده. تستی ساختن به اسم Implicit Association Test (یعنی یه آزمایش که ناخودآگاه ذهن آدمو درباره یه موضوع میسنجه) و نشون دادن بیشتر آمریکاییهای غیر بومی، بومیها رو بیشتر با گذشته مرتبط میکنن تا حال. همین باعث میشه حمایت اجتماعی از حقوق برابر براشون کمتر بشه. پس تصاویر فرهنگی خیلی اهمیت داره!
۱۰. خبرهای انتخابات: چرا توهم تقلب زیاد میشه!
اگر درباره نتایج انتخابات فقط بخشهایی از شمارش آرای اولیه رو گزارش بدن و برنده مدام تغییر کنه، مردم خیلی راحت شک میکنن که تقلب شده! حتی وقتی هنوز شمارش تموم نشده. به این میگن Cumulative Redundancy Bias (یه جور تمایل ذهنیمون که باعث میشه به اولینها بیشتر توجه کنیم). حتی توضیح دادن هم خیلی موثر نبوده. راهش؟ شاید بهتر باشه نتایج رو با یه سبک متفاوت منتشر کنن.
خلاصه اینکه، دنیای روانشناسی پر از نکتههای عجیب و بدون تعارف، کلی کار جالب و قابل تامل پیدا میشه! اگه دوست داشتید درباره هرکدوم بیشتر بدونید، حتما برام بنویسید. 😊
منبع: +