اگه بخوایم هوش مصنوعی رو تو شرکت یا سازمانها راه بندازیم، باید از دو تا کوه گنده بالا بریم! یکی این که خود تکنولوژی رو درست بفهمیم و پیاده کنیم (که خودش کلی بازی و پیچیدگی داره)، دوم این که یه محیط بسازیم که کارمندها توش واقعاً بتونن بهترین استفاده رو از این ابزار جدید ببرن.
واقعیت اینه که مشکل فنی فقط نصف ماجراست. بخش مهمترش به خودِ آدمها برمیگرده. اگه ترس و نگرانی زیاد باشه، حتی بهترین ایدهها هم ممکنه کلاً روی هوا بمونه و پیشرفتی حاصل نشه.
اصلاً روانی که تو حوزه کار اسمش رو میذارن «امنیت روانی»، یعنی چی؟ یعنی اینکه بتونی راحت نظر بدی، حتی ریسک کنی یا ایده جدید بیاری، بدون اینکه فکر کنی کارت، آبروت یا جایگاهت به خطر میافته. وقتی بحث هوش مصنوعی وسطه—که یه فناوری جدیده و هنوز کسی دقیق نمیدونه بهترین راهش چیه—واقعاً باید محیط جوری باشه که همه بدون نگرانی بتونن حرف بزنن، سوال کنن و حتی اشتباه کنن.
رافی طرفدار، از مدیرای شرکت Infosys (اینتفوسیس یه شرکت بزرگ تکنولوژیه)، میگه: «تو دنیای هوش مصنوعی، امنیت روانی اجباریه. چون فناوری اونقدر سریع عوض میشه که شرکتا باید هی امتحان کنن، طبیعی هم هست بعضی موقعها چیزی شکست بخوره. باید مطمئن باشیم یه تور امنیتی زیر پامون هست.»
یه تحقیقی توسط MIT Technology Review Insights از ۵۰۰ تا مدیر انجام شده تا ببینن امنیت روانی چقدر رو موفقیت هوش مصنوعی تأثیر داره. نتیجه جالب بود: خیلیا خودشون میگن حس امنیت روانی داریم، اما در واقعیت هنوز ترس از شکست یا سرزنش شدن هست. چرا اینطوریه؟ چون بعضی شرکتا فقط تو ظاهرشون شعار میدن که «اینجا میتونین آزمایش کنین و خطر کنین»، اما تو فرهنگ عمیقترشون هنوز اون ترسها و محدودیتها پابرجاست.
برای این که واقعاً امنیت روانی ساخته بشه، باید همه بخشهای سازمان هماهنگ کار کنن، نه این که فقط منابع انسانی وسط باشه. باید این حس امنیت توی مدل همکاریها و روابطِ کاری جا بیفته.
حالا چند تا نکته کلیدی از این تحقیق:
1️⃣ شرکتهایی که فرهنگ آزمایش و خطا دارن، یعنی میگن «اشکالی نداره اگه اشتباه کنیم»، خیلی بهتر تو پروژههای هوش مصنوعی موفق میشن. ۸۳٪ از مدیرها گفتن فرهنگ سازمانیِ همراه با امنیت روانی، موفقیت پروژههای AI رو بالا میبره. چهار نفر از هر پنج نفر قبول دارن جایی که امنیت روانی باشه، پذیرش AI راحتتر پیش میره و ۸۴٪ هم گفتن ارتباط مستقیم بین امنیت روانی و نتایج قابل لمس AI دیدن.
2️⃣ جالبه که مانع اصلی برای پذیرش AI، بیشتر روانیه تا فنی! یعنی بیشتر کارکنها مشکل ذهنی و ترس دارن، نه اینکه نتونن کار با تکنولوژی رو یاد بگیرن. مثلاً ۷۳٪ گفتهن میتونن تو محل کار راحت نظرشون رو بدن و بازخورد بدن؛ ولی هنوز ۲۲٪ از مدیرها گفتن بعضی وقتا از ترس اینکه اگه پروژه AI شکست بخوره، سرزنش بشن، اصلاً سمتش نمیرن.
3️⃣ رسیدن به امنیت روانی بالا، هنوز یه هدف در حال حرکته! یعنی فقط ۳۹٪ مدیرها گفتن سطح امنیت روانی تو سازمانشون «خیلی بالاست». ۴۸٪ دیگه گفتن امنیت روانی سازمانشون «متوسطه». یعنی هنوز خیلیا دارن تلاش میکنن تا فرهنگ درست بسازن و AI رو روی پایههای محکم اجرا کنن.
در کل میخوام بگم اگه دنبال موفقیت تو پروژههای هوش مصنوعی هستین، فقط دنبال آخرین ابزارها و تکنیکها نرین؛ حتماً حواستون به ساخت یه فضای گرم و امن و دوستداشتنی هم باشه—جایی که آدمها بتونن اشتباه کنن، سوال بپرسن و با خیال راحت خودشون باشن!
در ضمن، این تحقیق رو MIT Technology Review Insights با همکاری مدیرها و متخصصا نوشته و کارش هم حسابی دقیق بوده. (راستی، MIT Technology Review Insights یه تیم جدا از بخش اصلی MIT Technology Review هست که روی محتواهای سفارشی کار میکنه.) شاید تو بخشای فنی تولید محتوا هم کمی از ابزار هوش مصنوعی استفاده شده باشه، ولی همه چیز با نظارت انسانا انجام شده تا دقت و صحتش حفظ بشه.
اگه دوست داشتی کاملتر بخونی، خود گزارش رو هم میتونی دانلود کنی!
منبع: +