خب بذار همه چیز رو یه جور خوشحال و رفیقانه تعریف کنم! این تحقیق دقیقاً درباره اینه که آدمها چطوری وقتی با یکی دیگه همکاری میکنن یا تو یه بازی خلاقانه دونفره شرکت میکنن، خلاقیتشون تغییر میکنه و اینکه واقعاً اون ویژگیهای شخصی که بهش میگن “گرایش خلاقانه” تا چه حد میتونه نقش داشته باشه یا نه.
اول از همه، اون چیزی که تو این تحقیق مهم بود اینه: محققها اومدن ۲۹۲ تا آدم با گرایشات مختلف (یعنی مثلاً ممکنه یکی آدم اهل ریسک باشه، یکی کنجکاو باشه، یکی کمتر اهل خلاقیت باشه) رو انتخاب کردن و ازشون خواستن چند تا تست بزنن. یکی از این تستها به اسم Alternative Uses Test (AUT) بود – یعنی همون آزمون معروف که بهت میگن مثلاً با یه گیره کاغذ چی کارای خلاقانهای میتونی بکنی! یه تست دیگه هم بود به اسم Chinese Radical Remote Associates Test یا CRRAT، که خلاصهاش اینه: باید ربط بین چیزهای به ظاهر بیربط رو پیدا کنی. (این CRRAT همون تستیه که کلی خلاقیت فکری میخواد و بیشتر روی ارتباط دادن ذهنی تمرکز داره.)
این آدمها این تستها رو هم به صورت تکی (یعنی خودت تنهایی) و هم به صورت دونفره (یعنی با یه پارتنر) انجام دادن. بعدش هم همهشون یه پرسشنامه دیگه به اسم Creative Tendency Scale یا مقیاس گرایش خلاقانه رو پر کردن، که مشخص کنه مثلاً چقدر اهل ریسک هستن، چقدر کنجکاو هستن و خلاصه چقدر ذاتاً حس خلاق بودن دارن.
حالا بریم سر نکته اصلی: هدف تحقیق این بود بفهمن وقتی آدما تو شرایط مختلف (تنها یا با یکی دیگه) باید خلاق باشن، آیا این گرایش خلاقانشون تأثیر میذاره یا نه؟
نتیجه جالب بود: معلوم شد که ویژگیهایی مثل ریسکپذیری (یعنی ترس نداری چیزای جدید امتحان کنی)، کنجکاوی، و امتیاز کلی خلاقیت، باعث میشن فرق بین کسایی که تو CRRAT نمره بالا یا پایین آوردن تو حالت دونفره دیگه قابل توجه نباشه! یعنی اگه تو کسی باشی که خیلی ریسکپذیر و کنجکاوی و اصولاً گرایش خلاقانته بالاست، مهم نیست تو خلاقیت پایهات چقدره، وقتی با یکی دیگه کار کنی احتمالاً نمرههات خیلی با هم فرق نمیکنه.
ولی یه نکته دیگه هم کشف شد: این گرایش به خلاقیت هیچ تأثیری روی آزمون AUT نداشت. یعنی اینکه تو آزمون دوم، که بیشتر رو “تفکر واگرا” (یعنی بتونی راههای مختلف برای حل یه مشکل پیدا کنی) تمرکز داشت، گرایش شخصی به خلاقیت فرق خاصی ایجاد نکرد بین کار تکنفره یا دونفره.
خلاصه داستان این تحقیق این بود که نشون بده وسط همکاری دونفره، اینکه چقدر تو ذاتاً خلاق، کنجکاو یا اهل ریسک باشی میتونه تو بعضی از تستها باعث بشه اصلاً نمرهات تو گروه با آدمهای دیگه زیاد فرقی با حالت انفرادی نداشته باشه. ولی تو بعضی از روشهای خلاقیت مثل آزمون AUT، این ویژگیهای شخصی خیلی تأثیر ندارن.
در کل این بررسی باعث شد یه لایه جدید به درکمون از خلاقیت اضافه بشه و نشون بده تو شرایط همکاری دونفره، بخشهایی از شخصیت آدمها رو چطور نشون میده و چطور “عاطفه” (یعنی احساسات) و “شناخت” (یعنی مدل فکر کردن) تو خلاقیت نقش دارن. حالا اگه دنبال این هستی بدونی تو جمع با دوستات خلاقتر میشی یا وقتی تنهایی، یه سر به اینطور تحقیقها بزن چون معلوم میشه ماجرا فقط بستگی به خودت یا گروه نداره، بلکه ترکیبی از هر دو تاست! 😉
منبع: +