حتماً شما هم وقتی اخبار شلوغی یه فروشگاه تو روزای کرونایی یا هجوم ملت واسه خرید دستمال یا مواد غذایی رو دیدین، با خودتون گفتین: چرا همه یهو همین کارو میکنن؟ مگه خودشون عقل ندارن؟ ولی واقعیت اینه که پشت این رفتارها یه سری دلایل روانشناسی خیلی عمیق هست که شاید کمتر کسی دربارهشون حرف زده باشه!
توی یه تحقیق جالب، اومدن این قضیه رو از زاویهٔ یه تئوری معروف به اسم Terror Management Theory یا TMT نگاه کردن. (یعنی نظریه مدیریت ترس از مرگ؛ میگه خیلی از رفتارهای ما وقتی با موضوع مرگ روبرو میشیم، تغییر میکنه و بیشتر دنبال آرامش روانی و دفاع ذهنی میگردیم!)
اصل حرف تیامتی اینه که وقتی یاد مرگ و نابودی میفتیم (مثلاً تو بحرانها، بلای طبیعی یا حتی اخبار وحشتناک)، ذهنمون دنبال یه راهیه که اون اضطراب رو کم کنه. حالا اینجا مثلاً همرنگ جماعت شدن یا همون Conformity یه جور ابزار دفاعیه تا احساس وابستگی و دوستی رو بیشتر کنیم و ترس رو کم کنیم.
توی این تحقیق، چهارتا آزمایش انجام دادن تا این داستان رو بررسی کنن و سه تا فرضیه اصلی داشتن:
- تو بحرانها، نیاز به وابستگی و جمع (Affiliation needs) و همرنگ هم شدن بیشتر میشه.
- اگه تو بحران یکی کنار آدم باشه (دوست یا همراه)، نیاز به چسبیدن به جمع کمتر میشه و همرنگ جماعت شدن هم پایین میاد.
- این همرنگ شدن تو بحران باعث میشه اضطراب و احساس منفی کمتر بشه و احساس مثبت بیشتر شه، مخصوصاً اگه بر خلاف جریان جمع نخوای بری.
مثلاً تو آزمایش اول، اومدن دو گروه درست کردن: یکی تو شرایط بحران (تصور کن سیل اومده) یکی تو شرایط عادی (یه روال خستهکننده روزمره). بعد ازشون پرسیدن چقدر دوست دارین با جمع باشید یا کار بقیه را تکرار کنین. نتیجه؟ تو بحران همه خیلی بیشتر دنبال همراهی و شبیه شدن بودن. (یعنی ناخودآگاه میخوان شبیه بقیه شن تا آرومتر باشن!)
تو نسخهٔ بعدی این آزمایش (نسخه 1b)، اومدن یه شرایط کنترل بهتری گذاشتن؛ یعنی به جای یه وضعیت خنثی، یه بحران اقتصادی براشون شبیه سازی کردن. باز هم همون نتیجه: ملت تو بحرانها خیلی بیشتر میخوان همرنگ جماعت بشن!
حالا تو آزمایش دوم، اومدن بررسی کردن اگه موقع بحران کسی کنارت باشه (مثلاً دوستت)، نیازت به جمع بودن و دنبال ملت راه افتادن کم میشه یا نه؟ جواب: بله! یعنی فقط کافیه یه همراه داشته باشی، دیگه اون نیاز به وابسته شدن به جماعت اتفاق نمیفته و اون به اصطلاح Conformity (همرنگ بودن) خیلی پایین میاد.
تو آزمایش سومم، بررسی کردن آیا این همرنگ بودن واقعاً به آدم حس خوبی میده یا نه؟ یعنی اگه تو بحران بری با اون جمع همراه شی، استرست کم میشه یا نه؟ جواب: قطعاً! وقتی ملت تو بحران همرنگ جمع میشن، اضطرابشون میاد پایین و حتی حال مثبتشون بهتر میشه. جالبه بدونین تو زندگی روزمره، این اتفاق نمیفته! یعنی فقط تو بحرانهاست که همراه بودن با جمع این تأثیر رو داره.
پس خلاصهٔ قضیه اینه: تو بحرانها، مغز ما خودکار دنبال اینه که کمتر بترسه و مضطرب نباشه. برا همین ناخودآگاه دنباله جمع راه میفته و برعکس خودش کار نمیکنه، چون اینجوری احساس تنهایی و ترس مرگ کمتر میشه. تیامتی یا همون «نظریه مدیریت ترس از مرگ» هم میگه این اتفاقها همهش ابزارهای روانیه برای اینکه حال روانیمون تو شرایط وحشتناک حفظ شه.
راستی، این یافتهها به ما کمک میکنه بفهمیم چرا تو بحرانها ملت صف میبندن، هجوم میبرن سمت یه خروجی یا همه یه جور رفتار میکنن. موضوع فقط شلوغبازی یا همرنگ جماعت بودن بیمنطق نیست، بلکه یه مکانیسم دفاع روانیه که مغز ما خودش راه میندازه!
در کل، این تحقیق یه زاویهٔ جدید به قضیه داده و نشون میده باید پدیدههایی مثل شورش تو صفها یا رفتارهای جمعی عجیب رو از دید غرایز روانی و دفاعی نگاه کنیم، نه اینکه فقط فکر کنیم ملت عقلشون رو از دست دادن!
منبع: +