وقتی مدیتیشن بودایی آدمو تا مرز توهم می‌بره!

اگه فکر می‌کنی مدیتیشن فقط کمک می‌کنه آروم شی و به صلح درونی برسی، شاید بهتر باشه یه بار دیگه بهش نگاه کنی! چون اخیراً تحقیقات جالبی روی افرادی که تو غرب شدیداً مدیتیشن بودایی انجام میدن انجام شده و نتایجش واقعا تعجب‌آوره.

ماجرا اینه که بعضی وقتا آدمایی که زیاد مدیتیشن می‌کنن، به یه حالت‌هایی دچار میشن که یه جورایی شبیه توهم و افکار عجیبه. تو روانشناسی بهش می‌گن Delusional Ideation یا همون «توهم‌گونه فکر کردن»؛ یعنی آدم به یه چیزایی ایمان میاره یا حس می‌کنه که واقعیت نداره یا بقیه نمی‌تونن ببیننش – مثلاً فکر می‌کنی تو یه مأموریت دینی یا نجات‌بخشی هستی!

البته این فقط تو بیماری‌هایی مثل سایکوز یا دوقطبی (Bipolar Disorder یعنی اختلال دو قطبی که حس و حال آدم شدیدا بالا و پایین میره) دیده نمی‌شه، بلکه حتی بین آدمای معمولی هم ممکنه حالت خفیفش باشه. حالا چیزی که تو این تحقیق بررسی شده، مخصوصاً آدمایی هستن که مدیتیشن بودایی انجام میدن و بعدش این افکار رو تجربه می‌کنن.

توی این پژوهش با بیش از ۱۰۰ نفر از استادا، درمان‌گرا و افرادی که مدیتیشن سنگین انجام میدن تو کشورهای غربی مصاحبه شده. کلی دیتا گرفتن و اومدن یه طبقه‌بندی از هشت نوع مختلف توهم فکری (DLI) درست کردن. مثلاً بعضیا فکر می‌کردن قرار دنیا رو نجات بدن، یا حس می‌کردن پیام خاصی از یه منبع بالاتر دریافت می‌کنن!

یکی دیگه از نکته‌های جالب این بود که بررسی کردن این حالت‌ها چقدر رایجه و تو هرکدوم از این هشت دسته چه تعداد افراد دچارش شدن. علاوه بر این، دیدن که شدت و مدت زمان این افکار و اینکه چقدر رو زندگی فرد تأثیر می‌ذارن، خیلی تو واکنش بقیه بهش مهمه، مخصوصاً استادای مدیتیشن یا روانپزشک‌هایی که باشون کار می‌کنن.

مثلاً اگه خیلی شدید باشه یا طول بکشه، استادا و متخصصا اینو علامت خطر یا «رد فلَگ» می‌دونن؛ یعنی باید یا دقیق زیر نظرش باشن یا حتی سریعاً براش مداخله کنن.

از طرف دیگه، تو فرهنگ بودایی یه جورایی این جور توهم‌ها گاهی عادی حساب میشه، مثلا میگن “ممکنه تو مسیر پیشرفت ذهنت این اتفاقا بیفته”. ولی متخصصا می‌گن همیشه هم نباید بی‌خیال باشیم و گاهی لازمه جدی بگیریمش.

چهار تا مطالعه موردی هم تو این تحقیق بررسی شده که خوب نشون میده چی میشه که یه نفر این مدل توهمارو تجربه می‌کنه، چه ریسکی براش داره و آخرش چطور باهاش کنار میاد یا درمان میشه.

توی مقاله چند مدل توضیح برا این اتفاقا هم گفته شده. مثلاً ممکنه شرایط خاص محیط مدیتیشن و خلوت بودن (همون ریترِیت یا کمپ‌های مدیتیشن که چند روز همه حرف نمی‌زنن و فقط ذهنشون رو آروم می‌کنن) این رو بیشتر کنه. یا اینکه تمرکز شدید روی توجه و کم کردن درگیری با حواس روزمره باعث میشه ذهن، چیزهای عجیبی بسازه.

در نهایت اومدن یه جور جمع‌بندی کردن که آره، این تجربه‌ها هم دلیل محیطی دارن، هم وابسته‌ان به فرهنگی که آدم توش مدیتیشن می‌کنه، و حتی می‌تونن یه جور زبان یا فورم بیانی ناراحتی و فشار روانی هم باشن (اصطلاح Idiom of Distress یعنی آدم یه جور خاص و فرهنگی استرس‌هاشو نشون بده، نه مثل همه).

پس دفعه بعدی که خواستی کلی مدیتیشن سنگین چندروزه بری، حواست به مغز و ذهنت باشه! این چیزا هم می‌تونن معجزه کنن، هم ممکنه تو رو به جاهایی ببرن که اصلاً انتظارشو نداری.

منبع: +