چی باعث میشه مردم از وضعیت محیط زیست راضی باشن؟ – یه نگاه خودمونی به نقش آدم‌ها و دولت!

خب بیایید خیلی راحت و خودمونی درباره اینکه آدما چرا و چطور از وضعیت محیط زیست رضایت دارن یا ندارن حرف بزنیم! این قضیه فقط یه موضوع ساده نیست و کلی عوامل دست به دست هم میدن که آدم‌ها بگن «آره، همه چی خوبه» یا برعکس، شاکی بشن.

یه تحقیق جالب که با داده‌های چین تو سال ۲۰۲۱ انجام شده، با استفاده از یه نظریه به اسم “سیستم اجتماعی-بوم‌شناختی” (Socio-ecological System Theory، یعنی یه جورایی رابطه آدم‌ها با محیط و جامعه و ساختارهاشون رو بررسی می‌کنه) اومده و دقیق بررسی کرده چی‌ها بیشترین تاثیر رو روی رضایت مردم از محیط زیست دارن.

تو این نظریه، سه تا بخش اصلی داریم:

۱. میکروسیستم (Microsystem): یعنی همه چیای خیلی نزدیک به آدم، مثل برداشت و حس شخصی درباره آلودگی یا همین زندگی روزمره خودمون.
۲. مزوسیستم (Mesosystem): یعنی روابط کمی بزرگ‌تر، مثل نحوه تعامل با جامعه، استفاده از اینترنت و روش‌های مشارکت تو مسائل اجتماعی.
۳. ماکروسیستم (Macrosystem): یعنی سیستم‌های کلی‌تر و ساختاری، مثلاً شفافیت حکومت، صداقت ادارات و اینا.

حالا نتیجه‌ها چی میگن؟

نکته اول – تاثیر شدید “میکروسیستم”

حس آدما به محیط زیست خودشون وحشتناک مهمه! یعنی اگه یه نفر فکر کنه اطرافش آلودگی زیاده یا کثیفه، شدیداً رضایتش کم میشه. خلاصه برداشت شخصی داره گل سر سبد این قصه میشه.

از اون‌ور، اگه کسی از عملکرد دولت راضی باشه (مثلاً ببینه واقعاً کاری برای محیط زیست شده)، یا شرایط کلی زندگیش (مثلاً خونه زندگی و کار و معاش) رو دوست داشته باشه، دریای رضایتش فوران میکنه! خلاصه آدمیزاد اول خوب بودن و امنیت محیطش رو می‌بینه.

نکته دوم – مزوسیستم خیلی تاثیرگذار نیست!

یه چیزی که خیلیا فکر می‌کنن شاید مهم باشه ولی اصلاً اینطور نیست: میزان استفاده از اینترنت! یعنی چه مردم خیلی آنلاین باشن چه نه، به‌خودی خود تاثیری تو رضایت محیط زیستی نداره.

حتی مشارکت مردم – مثلاً حمایت غیررسمی از محیط زیست یا فقط غر زدن تو فضای غیراداری – تاثیر چشمگیر نداشته، و بعضی وقتا حتی میزان رضایت رو میاره پایین. یه جورایی شاید فکر می‌کنن فایده‌ای نداره یا گوش شنوایی نیست!

نکته سوم – ماکروسیستم و قصه اعتماد و شفافیت

وقتی میایم سراغ چشمه‌های بزرگ‌تر مثل حکومت و ساختارهای کلان، می‌بینیم که صداقت و درستکاری نهادها (Institutional Integrity یعنی اونجاهایی که مدیریت می‌کنن، تو کارشون دارن صاف و راست عمل میکنن یا نه)، شفافیت اطلاعات محیط زیستی و همین‌طور responsiveness دولت (یعنی دولت واقعاً به دغدغه‌های مردم گوش میده، جواب میده و واکنش نشون میده)، همه‌شون تاثیر مثبت و قوی دارن توی رضایت مردم.

جمع‌بندی و حرف آخر:

این تحقیق در کل داره میگه که حس و قضاوت شخصی مردم درباره محیط زیست از همه مهم‌تره، بعدش هم عوامل حکومتی کلان، و تازه اون وقتا نقش روابط و فعالیت‌های اجتماعی خود مردم پررنگ‌تر میشه. پس اگه دولتی می‌خواد مردم خوشحال و راضی باشن از وضعیت محیط زیست، باید اول همه، هوای محیط زندگی مردم رو داشته باشه، بعد راست و درست خبر بده و به مردم واقعا گوش بده.

این فهمیدن‌ها، واسه کسایی که سیاست‌گذاری می‌کنن یا دنبال راه بهتر برای زیستن مردم می‌گردن، فوق‌العاده به دردبخوره. چون نشون میده فقط ساختن پارک و خیابون یا جمع کردن زباله کافی نیست، باید ذهن مردم و اعتمادشون رو هم صاف کرد!

پس دفعه بعد که از آلودگی هوا شاکی شدی، بدون که تو تنها نیستی و حس تو از خیلی چیزا تاثیر می‌گیره – هم از خود محیط دور و برت، هم از دولت و جامعه‌ای که توش زندگی می‌کنی!
منبع: +