چرا افراد اقلیت جنسی و جنسیتی بیشتر دچار اختلالات تغذیه می‌شن؟ ماجراهای اضطراب ظاهر و فشارهای جامعه

بیاین با هم درباره یه موضوع مهم حرف بزنیم که شاید کمتر بهش توجه میشه: افراد اقلیت جنسی و جنسیتی—یعنی کسایی که جزو گروه‌های ال‌جی‌بی‌تی‌کیو+ هستن یا هویت جنسیتی‌شون با تصویری که جامعه انتظار داره فرق داره—بیشتر از افراد معمولی درگیر اختلالات تغذیه و مشکلات تصویر بدن می‌شن. اختلال تغذیه یعنی رفتارها یا افکاری مثل پرخوری، کم‌خوری شدید یا نگرانی دائمی درباره وزن و ظاهر که زندگی روزمره رو مختل می‌کنن. حالا چرا این افراد بیشتر به این مشکلات دچار می‌شن؟

یه تحقیق جدید توی رومانی انجام شده که اومدن دقیقاً این سوال رو بررسی کردن. محققین از ۲۷۰ نفر بزرگسال رومانیایی خواستن که چندتا پرسشنامه پر کنن؛ ۲۲۵ نفرشون جزو اقلیت‌های جنسی/جنسیتی بودن و بقیه آدمای سیسجندر و دگرجنسگرا بودن (سیسجندر یعنی کسی که هویت جنسیتی‌ش با جنسیتی که موقع تولد براش تعیین شده یکیه).

اونا بررسی کردن که این افراد چقدر با اختلالات تغذیه‌ای کلنجار می‌رن، چقدر فشارهای مربوط به ظاهر رو حس می‌کنن، آیا به ایده‌آل‌های زیبایی جامعه (مثل لاغر بودن افراطی) باور دارن یا نه، و یه سری ویژگی‌های دیگه مثل میزان احساس زنانگی یا تغییرپذیری هویتشون (که بهش می‌گن gender variance، یعنی تفاوت تو ابراز یا هویت جنسیتی).

نتایج تحقیق خیلی جالب بود. نشون داد که شرکت‌کننده‌های اقلیت جنسی و جنسیتی به طور قابل توجهی بیشتر از سیس‌هتروها (همون افراد سیسجندر و دگرجنسگرا) دچار اختلالات تغذیه‌ای هستن. یکی دیگه از نکات مهم اینه که “اضطراب اجتماعی مربوط به ظاهر” یک عامل کلیدی بوده؛ یعنی وقتی کسی دائم نگران قضاوت دیگرانه درباره اینکه چطور به نظر میاد، این می‌تونه رابطه بین تفاوت‌های جنسیتی و اختلال تغذیه رو تشدید کنه. اضطراب اجتماعی مربوط به ظاهر همین نگرانی‌هاییه که وقتی میری بیرون یا تو جمعی قرار می‌گیری، نگران اینی که بقیه چطور ظاهر تو رو ارزیابی می‌کنن یا ممکنه قضاوتت کنن.

همچنین دیدن که کسی که بیشتر خودش رو با ایده‌آل‌های لاغری جامعه وفق می‌ده (internalized thin-ideal)، احتمال درگیری با اختلال تغذیه براش بیشتره. این ایده‌آل‌های درونی‌شده همون قواعد و استانداردهای ظاهری هستن که آدم با خودش حمل می‌کنه و فکر می‌کنه “باید این مدلی به نظر بیام تا مقبول باشم!”

یه نکته کنجکاوی‌برانگیز دیگه این بود که تفاوت جنسیتی (gender variance) خودش یه اثر جالب و دوگانه داشت: از یه طرف می‌تونه استرس ایجاد کنه و از طرف دیگه گاهی نقش محافظ رو داشته باشه! یعنی حتی ممکنه برای بعضیا که متفاوت‌تر از عرف جامعه ظاهر میشن، همین تفاوت باعث شه کمتر درگیر فشارهای قالب جامعه بشن، اما همیشه اینطور نیست و بسته به فرد و موقعیت فرق داره.

از لحاظ آماری، چندتا نتیجه مهم داشتن: اضطراب اجتماعی ظاهر و باور به ایده‌آل‌های لاغری هر دو پیش‌بینی‌کننده‌های خیلی قوی اختلال تغذیه بودن. مثلاً میزان تأثیر اضطراب ظاهر تقریباً ۰.۵۷ و ایده‌آل لاغری ۰.۶۵ بود (این اعداد یعنی خیلی تأثیرگذاری بالایی دارن).

می‌شه گفت این تحقیق یه قدم بزرگه برای درک بهتر مشکلات افراد اقلیت جنسی و جنسیتی توی کشورهایی مثل رومانی که معمولا تو تحقیقات جهانی کمتر بهشون پرداخته میشه. همین نشون می‌ده که باید موضوع رو توی زمینه فرهنگی هر کشور جدا جدا نگاه کنیم. فکر کن مثلاً تو ایران یا کشورهای دیگه‌ی شرق اروپا این فشارها چطوری می‌تونه متفاوت باشه و حتی شدیدتر هم باشه.

محققای این تحقیق پیشنهاد دادن که کارهای بعدی باید وسیع‌تر باشه، سراغ موضوعاتی برن مثل نگرانی درباره عضلانی بودن یا رفتارهای جبرانی (compensatory behaviors، یعنی رفتارهایی مثل ورزش افراطی یا رژیم گرفتن نامتناسب برای جبران غذا خوردن)، و نگاه متقاطع (intersectional) داشته باشن، یعنی تأثیر همزمان چندتا فاکتور مثل جنسیت، نژاد، سن و غیره رو بررسی کنن.

در کل، اگه بخوام ساده و خودمونی جمع‌بندی کنم، این تحقیق نشون داد که اقلیت‌های جنسی و جنسیتی بیشتر با اختلالات تغذیه‌ای سر و کله می‌زنن، بخش زیادی ازش برمی‌گرده به اضطراب ظاهر و پذیرش ایده‌آل‌های غیرواقعی زیبایی جامعه. و البته اینکه فشارها و داستان‌های فرهنگی محیط، نقش خیلی پررنگی دارن. پس خیلی لازمه که آگاه‌تر بشیم و این موضوعات رو با دید بازتر و همدلانه‌تر بررسی کنیم.

منبع: +