آیا روان‌درمانی می‌تونه حال بیماران پیوند عضو رو بهتر کنه؟ بررسی همه چی تو تحقیقات جدید

خب بریم سراغ یه موضوع مهم و جالب: پیوند عضو فقط این نیست که یه عضو جدید به بدن کسی وصل بشه و همه چی گل و بلبل بشه! راستش، این ماجرا کلی روی روح و روان و زندگی اجتماعی افراد تاثیر می‌ذاره. خیلی وقت‌ها، خودِ عمل جراحی و بقیه‌ی ماجرا فقط نصف ماجرای زندگی بیمار رو تشکیل می‌ده. طرف باید تازه با این شرایط جدید کنار بیاد، داروهاش رو درست مصرف کنه و با استرس‌ها و نگرانی‌های بعد از پیوند دست و پنجه نرم کنه.

حالا پرسش اینه: واقعاً روان‌درمانی یا همون مداخلات روانشناختی (یعنی کارهایی که روانشناس‌ها و مشاورها با بیماران انجام می‌دن مثل جلسه‌های مشاوره، آموزش مهارت‌های مقابله با استرس و… ) چقدر به این بیماران کمک می‌کنه؟ جواب این سؤال رو یه تیم پژوهشی تو یه بازبینی سیستماتیک پیدا کردن. یه بازبینی سیستماتیک یعنی جمع کردن و بررسی همه تحقیقات معتبر انجام‌شده تو این زمینه تا یه نتیجه کلی و علمی‌تر به‌دست بیارن.

اونا همه جور مقاله‌ای که روی بیمارای بزرگسال پیوند عضو انجام شده بود و توش تأثیر درمان‌های روانشناختی بررسی شده بود، جمع کردن. کارشون طبق استانداردهای PRISMA بود (یه چارچوب برای اینکه همه چی دقیق پیش بره). حتی پروتکلشون رو هم توی سایت PROSPERO ثبت کردن که دیگه کسی شک نداشته باشه نتایجشون معتبره!

این تیم، از بین منابع بزرگی مثل PubMed، Scopus و Web of Science کل اینترنت پزشکی رو زیر و رو کردن. بالاخره ۲۴ مقاله که به دردشون می‌خورد پیدا کردن و حسابی زیر ذره‌بین بردن.

چی پیدا کردن؟ ببین، روش‌های مختلف روان‌درمانی امتحان شده بود: از شناختی-رفتاری (یعنی آموزش تغییر فکر و رفتار برای بهتر شدن حال آدم)، آموزشی-روانشناختی (یا همون Psychoeducational که یه جورهایی بیشتر آموزشی هست)، مدل ذهن‌آگاهی (Mindfulness یعنی تمرکز روی لحظه‌ی حال و نگران گذشته و آینده نبودن)، روش‌های اکسپرسیو (که آدم‌ها با بیان احساساتشون سبک می‌شن)، و حتی مدل‌های دینامیک-روانشناختی (Psychodynamic، یعنی کندوکاو ریشه‌های ذهنی مشکلات و احساساتی که تو ناخودآگاه آدم هست).

نتیجه؟ تقریباً همه این روش‌ها باعث شدن حال روحی بیماران بهتر شه، استرس و اضطراب و افسردگیشون کمتر شه، داروهاشون رو دقیق‌تر بخورن و در کل کیفیت زندگی‌شون بالاتر بره. البته یه نکته مهم وجود داره: تحقیقات خیلی متنوع بودن، مثلاً تعداد شرکت‌کننده‌ها بعضی جاها کم بوده یا مدت پیگیری کوتاه بوده، یا اینکه دقیق روی همه موضوعات یه جور کار نکردن. واسه همین نمی‌شه گفت صددرصد کدوم روش از همه بهتره.

در مجموع، این بازبینی نشون داد که واقعاً روان‌درمانی باید جزو مراقبت‌های اصلی بیماران پیوند عضو باشه، چون حمایتشون می‌کنه بتونن با اوضاع جدید زندگیشون راحت‌تر کنار بیان و حالشون بهتر بشه. ولی حتماً لازمه در آینده تحقیقات گسترده‌تر و با استانداردهای یکسان‌تر انجام بشه تا مطمئن بشیم کدوم نوع درمان بیشتر جواب می‌ده و تو بلندمدت واقعاً تاثیر مطلوب داره.

خلاصه اگر قرار باشه دوست یا آشنایی داری که پیوند عضو داشته و دچار استرس و اضطراب شده، بد نیست بدونه این روش‌های روانشناختی واقعاً می‌تونن حالش رو خوب کنن، فقط باید منتظر بمونیم تحقیقات قوی‌تر هم بیاد تا بهتر بدونیم هر کسی دقیقاً به چی نیاز داره!

شماره ثبت این بازبینی تو PROSPERO هم هست: 1165280 (یعنی یه جور بانک ثبت پروپوزال تحقیقات که بشه معتبر بودن یه کار علمی رو چک کرد، مخصوصاً تحقیقات مروری و بازبینی‌های سیستماتیک).

منبع: +