چه ربطی بین کنترل ماشین و حرکات غیرارادی چشم‌هامون وجود داره؟

Fall Back

خب بچه‌ها بیاید یه ماجرای جالب از دنیای تحقیقات براتون تعریف کنم! ما معمولاً وقتی سوار یه ماشین یا دستگاه خاص می‌شیم که خودش حرکت می‌کنه (مثلاً اون دستگاه‌هایی که تو شهربازی می‌ذارن و می‌چرخن)، چشم‌هامون به طور غیرارادی حرکت‌هایی انجام میدن که بهشون می‌گن “involuntary eye movements” یعنی همون حرکت‌هایی که خودمون اراده خاصی نداریم براشون، اما بدنمون خودش برای ثابت نگه داشتن تصویر یا تعادل این کارو انجام میده.

حالا یه چیزی که طبق تحقیق‌های قبلی مشخص شده اینه که وقتی خودمون فعالانه دستگاه رو کنترل می‌کنیم (مثلاً خودمون فرمونو می‌چرخونیم)، این حرکات چشم‌هامون ثبات بیشتری دارن نسبت به وقتی که منفعل هستیم و فقط سوار دستگاه‌ایم و خودش حرکت می‌کنه.

تو یکی از تحقیقایی که اخیراً انجام شده، اومدن یه موضوع جالب رو بررسی کردن. آیا اگه خصوصیات حرکتی دستگاه رو به طور سیستماتیک (یعنی مرحله به مرحله و با برنامه‌ریزی دقیق) تغییر بدیم، مثلاً کاری کنیم که دستگاه با یه تاخیر خاص به حرکت ما واکنش نشون بده، این باعث میشه دید ما و کنترل چشم‌هامون چی بشه؟

در این تحقیق، شرکت‌کننده‌ها روی یه سکو (platform) می‌نشستن که می‌تونست دور خودش بچرخه (حرکت Yaw یعنی همون چرخش افقی). ورودیش هم یه جوی‌استیک بود که باهاش حرکت سکوی چرخشی کنترل می‌شد. اما نکته اینه که زمان واکنش دستگاه به حرکت جوی‌استیک (که بهش می‌گن time constant – یعنی مدت زمانی که طول می‌کشه تا حرکت ما به حرکت واقعی دستگاه تبدیل بشه)، رو هر بار تغییر می‌دادن.

در طول هر مرحله، شرکت‌کننده‌ها باید چشمشون رو به یه هدف خاص (مثلاً نقطه نورانی) ثابت می‌کردن و در همون حال دستگاه رو حرکت می‌دادن. بعد از هر مرحله، ازشون می‌پرسیدن که:

  • حس می‌کنی چقدر می‌تونی دستگاه رو خوب کنترل کنی؟ (این حس رو توی علم، بهش می‌گن perceived maneuverability – یعنی همان حس مانورپذیری یا کنترل‌پذیری)
  • حس می‌کنی چقدر ذهنت درگیر شده؟ (درواقع همون cognitive load که یعنی فشار و بار ذهنی)

نتیجه چی شد؟ هرچی تاخیر حرکت دستگاه (time constant) بیشتر شد، افراد کمتر حس کردن می‌تونن دستگاه رو کنترل کنن و برعکس، حس کردن بیشتر ذهنشون خسته و درگیره.

اما نکته جالب‌تر این بود که همزمان هرچی حس کنترل پایین‌تر میومد و بار ذهنی بیشتر می‌شد، دقت حرکات غیرارادی چشم هم کمتر می‌شد! یعنی مغز و بدن وقتی حس می‌کنه نمی‌تونه اوضاع رو خوب کنترل کنه یا خیلی تحت فشاره، حتی چیزایی مثل حرکت‌های غیرارادی چشم هم افت می‌کنه.

تو داده‌هایی که جمع کردن، یه همبستگی (correlation یعنی رابطه و پیوستگی) متوسط تا ضعیف مثبت بین حس کنترل‌پذیری و دقت حرکت‌های چشم پیدا کردن. یعنی هرچی حس می‌کنی کنترل بیشتری داری، احتمالاً دقت حرکات چشمت هم بیشتره. از طرف دیگه، یه همبستگی منفی کوچیک هم بین بار ذهنی و این حرکات چشم پیدا شد. یعنی هرچی خسته‌تر و درگیرتر می‌شی، دقت این حرکات افت می‌کنه.

پس خلاصه‌ش این میشه که وقتی ما داریم یه دستگاهِ سوارشدنی رو کنترل می‌کنیم، اگه حس کنیم کنترلش از دستمون رفته یا خیلی ذهن‌مون خسته شده، حتی حرکت‌های ناخودآگاه بدن مثل چشم‌هامون هم ممکنه از کیفیت بیفته! این نشون میده چقدر ارتباط بین حس ذهنی ما و عملکرد فیزیکی بدن، حتی در سطح‌های ناخودآگاه، مهمه و می‌تونه روی خیلی چیزا تاثیر بذاره. شاید به همین خاطر باشه که تو شبیه‌سازهای پرواز یا ماشین‌های واقعی، تاخیر سیستم باعث میشه راننده‌ها یا خلبونا سریع خسته بشن یا اشتباه کنن.

در کل، این تحقیق کمک می‌کنه بفهمیم برای طراحی سیستم‌های کنترل ماشین یا وسایل نقلیه بهتر، باید این حس مانورپذیری و واکنش سیستم رو جوری تنظیم کنیم که هم حس کنترل به کاربر بدیم و هم بار ذهنیش پایین نگه داریم تا بدنش (مثل همین حرکات غیرارادی چشم) بهترین عملکرد رو داشته باشه!

منبع: +