بیاید با هم یه موضوع مهم رو که این روزا توی دنیای سلامت خیلی سرش بحثه، بررسی کنیم: چرا پرستارا انقدر خسته و فرسوده میشن و چطور میشه کاری کرد که بیشتر توی کارشون بمونن؟ خلاصهش اینه که پرستارا همیشه در معرض فرسودگی شغلی (Emotional Exhaustion یعنی همون وقتی که از لحاظ روحی و انرژی دیگه بریده باشن) قرار دارن و این موضوع باعث میشه خیلیهاشون تصمیم بگیرن کار رو ول کنن یا شغلشون رو عوض کنن.
حالا چرا این مهمه؟ چون کمبود پرستار یعنی کار بیشتری میافته روی دوش بقیه، کیفیت کار پایین میاد و مراقبت از بیمارا به مشکل میخوره. به همین خاطر یکی از چیزایی که توی تحقیقات روش تاکید میشه، مفهوم Job Embeddedness هست. این یعنی اینکه «چقدر یه نفر توی شغلش ریشه داره و چقدر دوست داره بمونه». هر چی این بیشتر باشه، احتمال اینکه پرستار سر کارش بمونه بالاتره.
این تحقیق جالب که بین اسفند و فروردین 1403 توی سه تا بیمارستان توی استان شانشی چین انجام شده – اونم با 653 تا پرستار که با پرسشنامه آنلاین نظرسنجی شدن – اومده این موضوع رو بررسی کرده که اصلاً چه ربطی بین فرسودگی شغلی و اون ریشه داشتن در شغل هست و چه چیزایی این وسط تأثیرگذارند. اونا با کلی سوال و مقیاس مختلف سنجیدن: از سن و سال و شرایط پرستارا گرفته تا اندازهگیری فرسودگی روحی، حسشون نسبت به شغل خوب (Decent Work Perception یعنی اینکه آدم واقعاً حس کنه کارش ارزشمنده و شرایط کاریش درسته)، و حتی مهارتهاشون توی تغییر و بهبود دادن کارای خودشون (Job Crafting یعنی اینکه پرستار خودش بتونه وظایف و شرایط کارشو یه جوری بسازه که براش خوشایندتر و مناسبتر باشه).
نتیجه چی شد؟ یه رابطه منفی حسابی قوی پیدا شد: هر چی یه پرستار خستهتر و فرسودهتر باشه، احتمال اینکه توی کارش بمونه کمتر میشه (p < 0.001، یعنی این رابطه کاملاً جدیه). اما این وسط، چیزی که جالب شد این بود که اون حسی که پرستارا به «شغل درست و حسابی» دارند حدود ۴۴/۱ درصد ماجرا رو توضیح میده – بهش میگن نقش میانجی یا واسطه (Partial Mediating Role). یعنی اگه پرستاری حس کنه کارش ارزش داره و شرایط کاریش اوکیه، حتی با خستگی روحی باز هم بیشتر دوست داره بمونه توی تیمش.
یه نکته جالب دیگه هم این بود که وقتی پرستارا تو کاراشون خلاقیت و انعطاف دارن و میتونن کارا رو یه جور جدید انجام بدن – همون Job Crafting – شدت اون تأثیر منفی خستگی رو کمتر میکنه. یعنی انگار وقتی کنترل بیشتری رو مسئولیتهاشون داشته باشن، ذوق موندن هم براشون بیشتر میشه.
خلاصه حرف تحقیق اینه: مدیرای پرستاری باید یه فکری اساسی برای کم کردن فرسودگی روحی پرستارا کنن، حس «کار درست و باارزش» رو توی اونا قویتر کنن و بهشون اجازه بدن کارشون رو اونجوری که براشون جالبتره، پیش ببرن. اینجوری هم تیمها پایدارتر میمونن، هم کیفیت کار بالا میره و مهمتر از همه، خود پرستارا راضیتر و پرانرژیتر میشن.
پس اگه دور و برت پرستار میشناسی، بدون با هر جور حمایتی که بتونی بهش بدی، داری یه گوشهای از این سیستم سلامت رو سرپا نگه میداری! 😉
منبع: +