بی‌خوابی اولیه چیه و چرا انقدر روی حال و هوای ما تأثیر میذاره؟ نگاهی به رابطه احساسات و کارکرد مغز تو آدم‌های بی‌خواب

خب دوست من! اگه تا حالا شب‌ها تو رختخواب غلت زدی، خیره به سقف موندی و خوابت نبرده، شاید جزو کسایی باشی که بی‌خوابی اولیه دارن. این مشکل خیلی شایع‌تر از چیزیه که فکرشو می‌کنی و افسوس که فقط یه کم خسته بودن فردا صبح ماجراش نیست.

بی‌خوابی اولیه – که اسماً بهش Primary Insomnia می‌گن یعنی اختلالی که دلیلش هیچ بیماری دیگه‌ای نیست و خودش مستقل درست میشه – کلی دردسر می‌تونه ایجاد کنه. از یه طرف خواب آدم کم میشه، اما فقط بحث بیدار موندن شب‌ها نیست؛ تاثیراتش رو اعصاب، مغز و حتی احساسات هم حسابی خودشو نشون میده.

یه گروه از پژوهشگرها تو بیمارستان مردمی ونژو (Wenzhou) که هفتمین بیمارستان بزرگ اون شهره، یه تحقیق جالب انجام دادن تا دقیق بفهمن بی‌خوابی اولیه چطور مغز و احساسات آدم‌ها رو به هم می‌ریزه. اونا ۴۰ نفر رو که رسماً با معیارهای بین‌المللی اختلالات خواب (یعنی International Classification of Sleep Disorders-3 که یه جور دسته‌بندی و تشخیص علمی برای بیماری‌های مرتبط با خواب هست) مبتلا به بی‌خوابی بودن، با ۴۸ نفر که کاملاً سالم و خوش‌خواب بودن، مقایسه کردن.

حالا چطوری این آدم‌ها رو بررسی کردن؟ چندتا ابزار داشتن:

۱. پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبرگ (Pittsburgh Sleep Quality Index): این یکی وضعیت کلی خواب رو می‌سنجه و نمره‌ای میده که نشون میده خواب اون فرد چقدر اوضاعش خرابه.
۲. ارزیابی شناختی مونترآل (Montreal Cognitive Assessment): یه تست کامل برای اینکه ببینن مغز و شناخت آدم مثل تمرکز، حافظه و زبان چقدر خوب کار می‌کنه.
۳. مقیاس اضطراب همیلتون (Hamilton Anxiety Scale) و مقیاس افسردگی همیلتون (Hamilton Depression Scale): اینا دوتا تست برای بررسی سطح اضطراب و افسردگی افراد هستن.

خلاصه‌اش این شد که: آدمایی که بی‌خوابی اولیه داشتن هم تو حافظه لحظه‌ای (همین حافظه کوتاه‌مدتی که مثلاً شماره‌ای رو سریع به خاطر می‌سپاری)، هم تو حافظه تأخیری (یعنی بتونی بعد چند دقیقه چیزی رو به یاد بیاری)، از گروه سالم خیلی ضعیف‌تر بودن. ولی جالب اینجاست که توی به‌یادآوری طولانی‌مدت و تشخیص واسه مدت طولانی، خیلی تفاوت خاصی دیده نشد.

حالا بیایم سراغ زبان و نام‌گذاری: اونا هم تو گروه بی‌خواب‌ها کلی افت کرده بود! یعنی حتی توی اینکه چقدر کلمه می‌تونن پیدا کنن یا یه چیز خاص رو اسم ببرن، نسبت به سالم‌ها پایین‌تر بودن.

می‌پرسی این ارتباط‌ها چه معنی میده؟ با چندتا تست آماری مثل T-test و Chi-square و همچنین همبستگی پیرسون (Pearson correlation یعنی یه جور محاسبه ریاضی که ببینه دو تا ویژگی با هم رابطه دارن یا نه) و یه چیزی به اسم تحلیل شبکه (Network analysis، که یعنی روابط پیچیده بین چندتا عامل مختلف رو با شبکه‌ای از ارتباطات بررسی می‌کنه)، فهمیدن که نمره بدتر کیفیت خواب کاملاً با سطح اضطراب و افسردگی آدم‌ها همبستگی داره. یعنی هرچی خواب خراب‌تر، افسردگی و اضطراب بالاتر.

جمع‌بندی آخرش هم این بود که توی آدم‌هایی که بی‌خوابی اولیه دارن، کلی ارتباط قوی بین احساسات (یعنی همون اضطراب و افسردگی) با کارکرد مغز و حافظه دیده میشه. یعنی وقتی کسی بی‌خواب میشه، هم مغزش ضعیف‌تر کار می‌کنه، هم بیشتر اضطراب و افسردگی سراغش میاد. نکته مهم‌تر اینکه هردوی این عوامل، یعنی مغز و احساسات، کاملاً روی هم تاثیر میذارن؛ نه فقط یکی روی اون یکی.

پس اگه می‌بینی کسی زیاد بی‌خوابی می‌کشه و بعدش هم حوصله هیچ‌کاری نداره یا احساس می‌کنی تمرکز و حافظه‌ات داره ضعیف میشه و همزمان حال روحی‌ات هم خراب شده، اینا همه می‌تونه تا حد زیادی به هم ربط داشته باشه. اهمیت خواب رو اصلاً شوخی نگیر! مخصوصاً وقتی می‌دونی تهش ممکنه هم روی مغزت تاثیر بذاره و هم حال و احساست رو کلی به‌هم بریزه.

این تحقیق نشون داد که بی‌خوابی فقط یه مشکل ساده نیست؛ یه اختلال پیچیده است که هم مغز و هم دل آدم رو قلقلک میده. مراقب خوابت باش، رفیق!

منبع: +