تا حالا به این فکر کردی که چقدر باحال میشه اگه معلم مجازی نه فقط باهوش، بلکه واقعاً بااحساس و همدلی باشه؟ یعنی بفهمه کی خسته شدی، کی داری حرص میخوری، یا حتی وقتی ذوق میکنی، واکنش نشون بده! خب، اکثر دستیارای آموزشی مجازی که تا الآن ساختن یه مشکل بزرگ دارن: بیشترشون فقط روی هوش و تطبیق با سطح سوالا تمرکز میکنن، ولی اصل احساس اون ور قضیه رو ول میکنن. یعنی چی؟ یعنی فقط سعی میکنن درس رو متناسب کنن با سوادت، اما اگه دلت گرفته باشه یا اعصاب نداشته باشی، اصلاً براشون مهم نیست و فرض رو بر این میذارن که همه چی اوکیه!
توی یه تحقیق جدید، اومدن یه دستیار آموزشی ساختن که دقیقاً مشکلش رو حل کنه. این دستیار مبتنی بر Conversational AI (یعنی هوش مصنوعی گفتگومحور؛ مثلاً مثل چتباتها که میتونی باهاشون حرف بزنی)، همزمان چند تا چیز خیلی خفن رو با هم ترکیب کرده:
- Natural Language Processing: یعنی هوش مصنوعی بلده دقیقاً چی نوشتی و منظورت رو بفهمه؛ مثل اینکه کل جمله و احساس پشتش رو درک کنه.
- Real-time Emotional Analysis: یعنی همون لحظه میفهمه تو چه حالی هستی (خودش مثل یه روانشناس کوچیک پیامهاتو رصد میکنه!).
- Dynamic Cognitive Adaptation: یعنی بر حسب همون شرایط روحی و سطح سوادت، سبک آموزش و واکنشش رو عوض کنه.
تمام این امکانات رو توی یه محیط آزمایشگاهی واقعی با یه گروه دانشجوی دانشگاه امتحان کردن، اونم تو پلتفرم آموزشی مودل (Moodle که یه جور سیستم آموزش آنلاین خیلی معروفه). این تست دو هفته طول کشید و یهو همه چی رو زیر و رو کردن!
حالا چطوری همه چی رو ارزیابی کردن؟ با چند روش ترکیبی و جالب:
- دانشجوها قبل و بعد از جلسات یه امتحان میدادن تا ببینن واقعاً یادگیری فرق کرده یا نه.
- همهی دیالوگها و چتها رو با هوش مصنوعی «تحلیل احساسات» (Sentiment Analysis یعنی بررسی کنه تو هر پیام چه شدت و حسی هست) کردن تا بفهمن از اول تا آخر عاطفی چطور بودی.
- کلی مصاحبه و نظرسنجی انجام دادند تا بازخورد دقیق و شخصی هرکس رو بگیرن.
تازه، سیستم رو هم با ساختار Microservices (مایکروسرویس یعنی هر قسمت کوچیک و جداگونه کار خودش رو انجام میده تا هم سریع و هم انعطافپذیر باشه) ساخته بودن تا بتونه خیلی سریع پیامارو معنایی بررسی کنه، احساس دانشجو رو بفهمه و حتی روش بازخورد دادن رو بر اساس شرایط همون لحظه، تغییر بده. مثلاً اگه حالت گرفته باشه، یه مدل میشه باهات حرف بزنه، ولی اگه خوشحالی مدل دیگهای رو انتخاب میکنه.
نتیجه چی شد؟
یک پیشرفت عجیب تو عملکرد دانشجوها! میانگین جوابهای درستشون از امتحان اولیه تا امتحان آخر حدود ۳۲.۵٪ بیشتر شد. مخصوصاً تو کارایی مثل تحلیل انتقادی و استنتاج، یه جورایی مغزشون واقعاً بهتر کار کرد! نرخ تصحیح اشتباهات تو جلسات هم از ۶۰٪ رسید به ۸۴٪. تازه حس و حال دانشجوها و میزان مشارکت شون جلسه به جلسه بهتر شد و خودشون هم حس خوبی به این دستیار هوشمند داشتن.
در نهایت، قاطی کردن این سیستم حسسنج با هوش شناختی و ارزیابی چندهجانبه (Multimodal Evaluation یعنی این که از چند زاویه مختلف پیشرفت رو بسنجی)، باعث شد یه پیشرفت جدی تو تکنولوژی آموزش هوشمند بر اساس احساس رقم بخوره.
در کل، آینده آموزش با این جور دستیارای بااحساس، خیلی جذابتر و انسانیتر از قبله. شاید تو آینده نزدیک معلمهات هم هوش مصنوعی باشن، اما نه مثل رباتهای خشک، بلکه مثل یه دوست بااحساس که دقیقاً متوجه میشه دلت چی میخواد و کی باید هوات رو بیشتر داشته باشه!
منبع: +