اگه بهت بگم یه روزی تو سال ۲۰۲۵ تو نیویورک یه بیمار واقعی رو بردن اتاق عمل و یه کلیه از یه خوک ژنتیکیشده بهش پیوند زدن، چی میگی؟! این کلیه رو تو بدن یه خوک طوری دستکاری کرده بودن که با بافت بدن انسان شبیه باشه، چون پیدا کردن اهدا کننده انسانی خودش یه پروسه خیلی طولانی و نامطمئنه.
تا همین یکی دو دهه پیش همچین کاری واقعاً شبیه فیلمهای علمی-تخیلی بود. حالا اما این داستان داره واقعیت پیدا میکنه. الان حدود ۶ نفر تو آمریکا جزو اولین آدمهایی هستن که تو این آزمایش بالینی، کلیه خوک رو تو بدنشون گرفتن. هدفشون اینه که ببینن آیا این کلیههای دستکاریشده واقعاً میتونن جای کلیههای خراب رو بگیرن و سالم کار کنن یا نه.
توی سالهای قبل، دانشمندا دنبال یه راه دیگه بودن: اینکه اصلاً بیان تو بدن خوک، عضو صد در صد انسانی درست کنن! یعنی بیان مثلاً از سلولهای بنیادی خود آدم، یه کلیه تو بدن یه خوک بسازن که یک درصد هم خوکی نباشه. این پروسه رو بهش میگن “چیمرا” یا “هیولاهای ترکیبی”، یعنی موجوداتی که از ترکیب ژنتیکی دو گونه مختلف ساخته میشن، مثلاً آدم و خوک با هم.
اما سال ۲۰۱۵ موسسه ملی سلامت آمریکا (NIH) گفت: دست نگه دارین! بیاید اول اخلاق این کار رو حسابی بررسی کنیم. پس عملاً همه پول و پشتیبانی دولتی برای این تحقیق قطع شد و هنوزم اون ممنوعیت هست.
حالا سوال اینجاست: چرا پیوند اعضای خوک به انسان (یعنی xenotransplantation؛ این یعنی پیوند اعضا از یه گونه به یه گونه دیگه)، اوکیه و دارن انجامش میدن، ولی اینکه یه عضو انسانی رو تو بدن خوک پرورش بدن، ممنوعه؟
نیاز فوری و ماجرای پیوند اعضا
راستش اصلاً نباید این نیاز جدی رو دستکم گرفت. تو آمریکا بالای ۱۰۰هزار نفر تو صف پیوند عضو وایسادن و هر سال هزاران نفر قبل از اینکه نوبتشون بشه، فوت میکنن. دانشمندا سالهاست دارن هر راهی رو امتحان میکنن؛ از قلب بابون (یه نوع میمون) تو دهه ۶۰ تا خوکهای دستکاریشده امروزی. همیشه یکی از بزرگترین مشکلات، سیستم ایمنی بدن بوده: بدن معمولاً هر چی رو که خودش نمیشناسه، به عنوان دشمن نابود میکنه (همون ریجکت شدن یا پس زدن).
مثلاً یه مرد تو نیوهمپشایر تو ژانویه ۲۰۲۵ کلیه خوک گرفت اما ۹ ماه بعد مجبور شدن کلیه رو دربیارن چون کارکردش افت کرد. یعنی هنوزم مسیرمون پر از چالشهای ایمنی و پس زدن هست.
پس برای دور زدن این مشکل، میان عضو خوک رو یه جوری تغییر ژنتیکی میدن که تا جای ممکن شبیه بدن انسان بشه. ولی حتی با این ترفند، باز هم آدم باید داروهای فوقالعاده قوی برای سرکوب سیستم ایمنی بخوره، شاید تا آخر عمرش!
اما یه راه حل دیگه که خیلی جذاب به نظر میاومد، این بود که بیان از سلولهای بنیادی خود بیمار، تو بدن خوک عضو درست کنن. اینطوری کلیه (یا هر عضو دیگه) کاملاً با بیمار جور درمیاد و بدن حتی ممکنه اصلاً پسش نزنه.
ولی این کار لجستیکی و علمی خیلی سختتر از چیزیه که به نظر میرسه. چون سلولهای انسانی و خوکی سرعت رشد متفاوتی دارن و کلی تنظیمات عجیب غریب میطلبه. هر چند دانشمندا ۵ سال قبل از این ممنوعیت NIH، موفق شدن تو بدن یه موش، پانکراس (لوزالمعده) یه رت رو پرورش بدن. یعنی رو کاغذ، ایده جواب میده و عملیاش کردن.
دلیل اخلاقی پشت ممنوعیت NIH
خلاصه، مشکل کار و این ممنوعیت، علمی نبود؛ بیشتر دغدغه اخلاقی بود. سیاستگذارها نگران بودن که نکنه سلولهای انسانی بره تو مغز حیوان و باعث بشه اون حیوان یه جور حس و شعور انسانی پیدا کنه. اینجوری شاید خط بین انسان و حیوان محو بشه. مثلاً “وضعیت شناختی” خوک که حالا توش سلول انسانی هست تغییر کنه و این دیگه خوک معمولی نباشه!
برخی گروههای حمایت از حیوانات هم اومدن گفتن اگر این “چیمراها” (حیوانات ترکیبی، مثلاً خوک-انسان) آگاهی انسانی پیدا کنن باید مثل انسان باهاشون برخورد بشه.
اینجا بحث “موقعیت اخلاقی” موجوداست: یعنی اینکه چقدر حقوق و ارزش قائل بشیم برای یه موجود. هر چی آگاهتر و بااحساستر باشه، باید بیشتر مواظبش باشیم.
یه مثال میزنم: فرض کن یه حیون ساده رو بزنی، خب دردش میگیره و میره کنار. اما اگه همون حیوان بفهمه که داره به خودش آسیب وارد میشه (یعنی خودشآگاه باشه)، اون درد براش عمیقتر و سنگینتره. این که میگن باید مواظب باشیم سلول انسانی وارد مغز حیوان نشه، بخاطر همینه.
اما واقعاً منطق این ممنوعیت چیه؟ اگه نگرانی اینه که حیوان شعور انسانی پیدا کنه، خب باید نگران وارد کردن سلولهای دلفین یا میمون هم باشیم، چون اینا هم هوش و شعور قابل توجهی دارن. اما عجیب اینجاست که کسی برای این حالتها قانون نمیذاره!
در عمل اما، انگار فقط بر اساس “گونه” تصمیم میگیرن نه بر اساس میزان آگاهی یا هوش. یعنی میگن هرکی انسانه، ازش مراقبت ویژه میکنیم، حتی اگه یه سری انسانها اصلاً توانایی تفکر یا حرف زدن هم نداشته باشن. پایه اخلاقی ما انگار فقط انسان بودن طرفه!
پس اگه یه خوک واقعاً تبدیل بشه به چیزی شبیه انسان، اون وقت باید مثل انسان باهاش برخورد کنیم. اما اینکه چند تا سلول انسانی بهش زدیم، دلیلی نمیشه که از لحاظ اخلاقی حیوان دیگهای بشه.
نکته آخر هم اینه که بله، اعتراض به استفاده از حیوانات مثل “کارخانه تولید عضو” هم مطرحه و میگن این کار با رفاه و جان حیوانات بازی میکنه. ولی دلیل ممنوعیت NIH چیز دیگهست: فکر میکنن شاید خوک خیلی انسانی بشه!
در واقع، ما الان خوکهایی داریم که واسه پیوند کلیه، یه عالمه ژن انسانی دارن، اما کسی نمیگه اینا نیمهانسان شدن. همینطور، وقتی یه نفر کلیهشو هدیه میده، اون یکی که عضو رو میگیره خانوادهاش نمیشه! اما گویا سیاستگذارها برای خوکهایی که کلیهشون انسانی شده، فکرشون فرق میکنه!
این خلاصه ماجرای علمی و اخلاقییه که باعث شده تو آمریکا پرورش اعضای انسانی تو بدن خوکها فعلاً خط قرمز باشه؛ در حالی که پیوند عضو خوک به آدم کمکم داره عادی میشه.
منبع: +